ترسم که به جایی نرسم این رمضان هم...
مهمانی خدا هم تمام شد...

ترسم که به جایی نرسم این رمضان هم...

نویسنده : sajede_gh

دارم به لحظه هایی که رفته، فکر می‌کنم. بساط عاشقی ساعت‌هایی است که جمع شده است. دوباره به قصه تکراری هر سال می‌رسم. هر بار که قرار بود این ماه آغاز شود گفتم این بار دیگر فرق می‌کند. این فرصت را بیشتر از همیشه قدر می‌دانم. اما هی نمی‌شود. هی کم می‌آورم. هی هر سال از سال قبل کمتر می‌شوم. هی من می مانم و آه این لحظه هایی که از دست رفت. حالا دیگر چیزی نمانده که چشم حسرت بدوزم به میهمانی بزرگش. دوباره تمام می‌شود. شیطان آزاد می‌شود و روز از نو و....

به کدام نام بخوانمش؟ کدام دعا را جلوی چشمم بیاورم؟ فریاد بزنم "مولای یا مولای..."؟ بگویم"اجرنا من النار یا مجیر"؟ "الغوث الغوث" را تکرار کنم؟ کدام آیه قرآنش را بخوانم؟ تکرار کنم"لا تقنطوا من رحمت الله" یا اینکه "ان عذابی لشدید"؟ بگویم "خدایا تو اگر با من مدارا نکنی مرا خدای دیگر کجاست"؟ بگویم دلم هنوز سر به راه نشده؟ که پاهایم هنوز در راه بندگیت سست است؟ بگویم که دست هایم هنوز لرزان است؟

ضربان قلبم بالا رفته. دست و دلم می لرزد. دارد یک چیزی از دست می‌رود. یک فرصت دیگر دارد پایان می‌یابد. می‌ترسم. می‌ترسم سال دیگر نشود. می ترسم نباشم.

***

ترسم که به جایی نرسم این رمضان هم

بسیار به عمرم رمضان آمده، رفته

***

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_rs
m_rs
٩٥/٠٤/١٦
٠
٠
رمضان امسال هم تمام شد...امسال هم درست شدیم یا يک ماه فقط وانمود کردیم....!!!:/
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٤/١٦
٠
٠
:( فکر به اینکه ممکن این اخرین ماه رمضان باش چه وحشتناکه
Vania
Vania
٩٥/٠٤/١٧
٠
٠
ترسم که به جایی نرسم این رمضان هم بسیار به عمرم رمضان آمده، رفته...///همین یه بیت لپ کلام رو می سونه.حرف دیگه ای نیست!
Sahel_D
Sahel_D
٩٥/٠٥/٠٣
٠
٠
دوست خوبم اخرجنا من النار یا مجیر نه اجرنا.خخخخخخ
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات