خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست؟ *
بدون هیچ حاشیه و اضافه‌ای

خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست؟ *

نویسنده : mansooreh_houshmand

جان ِ دلم این بار که بیایی سیر نگاهت می‌کنم از تمام جهان پیرامونم فارغ و به تو مشغول می‌شوم. این بار که بیایی تماما فقط تو را از بر می‌کنم.

بدون هیچ حاشیه و اضافه‌ای، آنقدر دقیق نگاهت می‌کنم که برای تمام وقت هایی که نباشی خوابت را ببینم.

خطوط صورتت را جز به جز و هندسه‌ی چشم‌هایت را و منحنی لبخندت را به یاد میسپارم... اصلا مگر می‌شود دوستت داشته باشم و تو تنها تصویر و تصور خیال و واقعیت من نباشی؟

نمی شود!

*تیتر غزلی از سعدی است: « خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست/ طاقت بار فراق این همه ایامم نیست»

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
z-dadras
z-dadras
٩٥/٠٤/١٦
١
٠
زیبابود:)ممنون
m_rs
m_rs
٩٥/٠٤/١٦
٠
٠
:)
p_rahimii
p_rahimii
٩٥/٠٤/١٦
٠
٠
خبرش هست ولی انگار نه انگار :((((((((
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٤/١٧
١
٠
خیلی زیبا بود
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
تبلیغات
تبلیغات