چقدر خوب شد زن شدیم!

چقدر خوب شد زن شدیم!

نویسنده : وبگردی

 کمد و اتاقمان را  به هم میریزیم و همه چیز را از اول سرجایش مرتب میگداریم آنوقت فکر میکنیم آماده ایم برای گرفتن تصمیمات بزرگ! وسط غمبادهای روزانه شروع میکنیم به شستن ظرف ها و بازی کردن با کف روی سینک ظرفشویی، تمام غم هایمان را همراه سرامیک ها آشپزخانه میساییم و میساییم و با قدرت تر میسایم، جارو را محکمتر روی فرش می‌کشیم و فکر میکنیم تمام خوره های فکریمان از لوله جارو بالا میرود ، دست به ساختن میزنیم، شیرینی و کیک و غذاهای عجیب عجیب میپزیم و از خلق کردن هایمان حس بهتری میگیریم، می‌نشینم برای مرتب کردن فکرهایمان رج به رج کامواها را همراه فکرها میبافیم!

دکور خانه را عوض میکنیم و تنهایی با کشیدن مبلها خودمان را از نفس می‌اندازیم و فکر می‌کنیم چه انتقامی! بعد به جان خودمان و صورتمان و دستهایمان میافتیم. داشتم فکر میکردم چه خوب است به جز پیاده رفتن و سیگار کشیدن های معمول مردها ما کارهای متنوع تری داریم برای مقابله با مشکلات. چقدر خوب شد که زن شدیم. واقعا چقدر خوب شد!

منبع:

http://leeteer.blogfa.com/post/594

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
shekoofeh-r
shekoofeh-r
٩٥/٠٤/١٦
١
١
چه قشنگ ...:) تاحالا از اين جنبه به دخترا و زنا نگاه نكرده بودم هميشه هم ميگفتم زنا بدبختن...
p_rahimii
p_rahimii
٩٥/٠٤/١٦
١
٠
واقعا چقدر خوب شد
نفیسه سادات بنی هاشم
نفیسه سادات بنی هاشم
٩٥/٠٤/١٦
١
٠
خیلی خوب بود
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٤/١٦
١
٠
بلیییییییییییییع خیلی خوب شد:))
marjan_mi
marjan_mi
٩٥/٠٤/١٦
٠
٠
:))
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٤/١٧
٠
٠
من اگه اعصابم خورد باشه بیشتر بهم میریزم همه چیو! ینی اصلا ذهنم جمع نمیشه که بخوام اطرافو جمع کنم... ولی خیلی قشنگ بود ممنون!!!
لیلی
لیلی
٩٥/٠٤/١٨
٠
٠
بزرگ بشی خوب میشی;-)
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٤/١٨
٠
٠
اتفاقا اینجوری خیلیم خوش میگذره بهم!!! ؛)
Vania
Vania
٩٥/٠٤/١٧
٠
٠
:)))
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٤/١٧
١
٠
ميشه بگي به چي مي‌خندي؟ :)
هاچ
هاچ
٩٥/٠٤/١٧
٣
٢
شاهد متنی جنسیت زده هستیم. که شستن ظرف و جارو زدن و در کل کارهای آشپزخانه رو به تماما به زن و پیاده روی و سیگار کشیدن رو به مرد برچسب رده. آقای نادری لطف کنید این متن رو حذف کنید چون اصلا در شان جیم نیست.
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٤/١٧
١
٠
من هم موافق حذف كردنش هستم هرچند كه مي‌دونم هيچ تاثيري نداره. ولي مي‌خوام كه اين قبيل نوشته‌ها ديگه منتشر نشه
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٤/١٨
٠
٠
هاچ عزیز شما حق داری... ولی سخت نگیر زیاد! ؛)
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٤/١٧
٢
١
تو این متن کمی کلیشه پردازی شده. کلیشه جنسیتی... و آدم حس میکنه یه جور شکرگذاری از کارهاییه که توش اختیاری نداشته... قلم دوستمون قویه ولی موضوع یه طوریه. انگار یه جور شکرگزاری برای یک نوع محکومیت ابدیه. حداقل اینطور به نظر میاد...
لیلی
لیلی
٩٥/٠٤/١٨
٠
٠
افرین،حس من هم همینه
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات