غرق می‌شویم...
از آدم‌های مثل خودت یاری نگیر

غرق می‌شویم...

نویسنده : افسانه بانو

غرق شدیم در این دنیای مادی و خاکی و هر لحظه در منجلاب آن بیشتر دست و پا می‌زنیم. غرق می‌شویم اما فریادی از دل‌هایمان برخواسته نمی‌شود کسی را به یاری خود نمی‌خوانیم شاید دست از دیگران هم شسته‌ایم و فقط خودخواهانه به خود فکر می‌کنیم. حتی زمانی که دیگر هیچ امیدی برای زندگی‌مان وجود ندارد باز هم خودخواهانه عمل می‌کنیم و کس را به یاری نمی‌طلبیم، شاید این‌طور می‌اندیشیم که غرق شدن چه بسا بهتر از یاری خواستن است و چه حقیرانه است از کسی مانند خودت خواهان مدد باشی.

 

شاید می‌دانی او هم مثل خودت فقط به خود می‌اندیشد و اگر هم فریاد، التماس و ناله‌ات را هم بشنود باز هم یاری‌ات نمی‌کند، چون شبیه خودت است. در این میان، در میان این همه تاریکی و خودخواهی فقط یک دست یاری‌گر وجود دارد که اگر هم نخواهیش باز هم به سویت بلند می‌شود. می‌گوید بیا، به سمت من برگرد، من تو را یاری می‌کنم و انتظاری از تو ندارم. من به تو می‌اندیشم حال آن‌که تو به چیزی که نمی‌اندیشی من هستم. خواستن از او حقارت نیست بلکه حمایتی است  برخواسته از وجود ناب و مبارکش . 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
farvardin
farvardin
٩١/١٢/٢٧
٠
٠
خیلی جالب بود
S_maryami
S_maryami
٩١/١٢/٢٧
٠
٠
مرسی جالب بود
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/٢٧
٠
٠
خیلی زیبا بود...خدایا تو بهترینه دست گیران هستی...
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٢/٢٧
٠
٠
خیلی زیبا ... مرسی بانو
باران
باران
٩١/١٢/٢٧
٠
٠
مررررررررررسی
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١٢/٢٧
٠
٠
زیبا بود!مچکر
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١٢/٢٧
٠
٠
مرسی
اسمانه
اسمانه
٩١/١٢/٢٧
٢
٠
دست نیاز به سوی ان بی نیاز دراز کنیم که اگر بدهد نعمت است اگر ندهد حکمت است..منت ندارد و خفت نمی کشی..اوج عزت است و ذلت ندارد...
taba_sa
taba_sa
٩١/١٢/٢٧
٠
٠
لایک عزیزم....
taba_sa
taba_sa
٩١/١٢/٢٧
٠
٠
ممنونم افسانه بانو.... فقط خداااااااااااااااااااا.....
mahdi-h
mahdi-h
٩١/١٢/٢٧
٠
٠
قشنگ بود ممنون
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩١/١٢/٢٧
٠
٠
مرسی
Milad
Milad
٩١/١٢/٢٨
٠
٠
ممنون
sasa10
sasa10
٩١/١٢/٢٨
٠
٠
مررررررررررررسی
Em Ad
Em Ad
٩١/١٢/٢٩
٠
٠
غرق شدیم و منتظر تنفس دهان ب دهانیم ... . خدایا کجایی ؟؟؟
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٦
٠
٠
ممنون
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
تبلیغات
تبلیغات