حقوق بشر به سبک زامبی ها
به یاد مسافران پرواز 655 ایران ایر

حقوق بشر به سبک زامبی ها

نویسنده : h_rastegar

هر سال این موقع‌ها که می‌شود دوباره بحث کشتن انسان‌های بی گناه مطرح می‌شود. انسان‌هایی که روحشان هم خبردار نیست تا چند دقیقه دیگر توی آتش قرار است بسوزند و بدنشان روی آب سرگردان باشد.

فرقی نمی‌کند برای کدام نژاد و قوم و مذهبی باشند. مهم اینکه که اسلحه تو دستشون نبوده. با خانواده هاشان بودند. با بچه هاشان. فقط خواندن این سطرها کافی است تا بدانیم با کی طرف هستیم.

پرواز مسافربری شماره ۶۵۵ شرکت هواپیمایی ایران‌ایر با شناسه «IR655» از تهران به مقصد دوبی در تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۶۷ (۳ ژوئیه ۱۹۸۸ میلادی) پس از توقف بین راهی در بندرعباس به سمت دوبی در حرکت بود که با شلیک موشک هدایت شونده از ناو یواس‌اس وینسنس متعلق به نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا بر فراز خلیج فارس سرنگون شد و تمامی ۲۹۰ سرنشین آن که شامل  ۶۶ کودک بودند، جان باختند.

آمریکا بابت این موضوع هیچ وقت از ایران عذر خواهی نکرد. هیچ پیگیری قضایی اتفاق نیفتاد و انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده.  ویلیام راجرز فرمانده این ناو جنگی مدال شجاعت گرفت. آمریکایی ها هیچ وقت برای کشتن مردم ژاپن هم عذر خواهی نکردند. وقتی دو تا شهر را با خاک یکسان کردند و همه مردم دوتا شهر را یکجا کشتند و جزغاله کردند. این شما هستید که از چنین فرهنگی کدام قسمتش را قبول و باور کنید.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_rs
m_rs
٩٥/٠٤/١٥
١
٠
هعی....:|
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠