آقا برو کنار بزار ما هم خدمت کنیم

آقا برو کنار بزار ما هم خدمت کنیم

نویسنده : h_rastegar

این متن یکی از دفاعیات گیرنده فیش های حقوقی ۵۷ میلیونی است.  اگر فکر کردید که این افراد فقط حقوق‌های عجیب می‌گیرند سخت در اشتباهید. آن‌ها مقایسه کردنشان مانند حقوق گرفتن‌شان و خدمت کردن‌شان همه و همه عجیب غریب و برای ما غیر قابل درک است.

این شخص اخیرا در جلسه‌ای از افشای حقوق ۵۷ میلیونی‌اش انتقاد کرده و گفته بنده ۳۷ سال به مردم خدمت کرده‌ام. امروز چینی‌ها اگر مدیری در داخل ۱۰۰ هزار دلار می‌گیرد حاضرند برای استخدامش ۱۲۰ هزار دلار خرج کنند. باید براساس معیارهای بین المللی به مدیران حقوق پرداخت شود.

گفتنی است در فیش حقوقی این شخص مبلغی به عنوان حق تفریح فرزندان در نظر گرفته شده است. خواستم از تمامی پرسنل خدوم کشوری که اینگونه به فکر خدمت به ما هستند درخواست کنم که همانطور که فیش‌های خود را با مدیران چینی مقایسه می‌کنند کار کردن خود را هم مقایسه کنند.

اخیرا یکی از مدیران چینی از شدت کار کردن در سن ۴۰ سالگی درگذشته است. این مدیر چینی که همیشه ۵ صبح از خواب بیدار می‌شده است، در آن روز زودتر از خواب بلند می‌شود تا گزارشی را آماده کند که بر اثر شدت کار سکته می‌کند.

نکته دیگر این‌که گیرنده حقوق ۵۷ میلیونی ۳۷ سال در حال خدمت است. اگر ۲۳ سال دیگر نیز خدمت کند دیگر نیاز به ما نسل جوان نیست و شما خودتان همینطور به خدمت کردن ادامه دهید. جوان‌ها را میخواهید چه کار.

الحق و النصاف همه چیزشان به همه چیزشان می‌آید.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٤/٢٢
١
٠
من پدرم بعد 30 و اندی مي خوان بازنشست شن شرکت بیمه مي خواد حقوق ها رو کاهش بده...:|اینا رو ول کردن چسبیدن ب مردم عادی:|
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٤/٢٣
١
٠
سلآم ؛ واقعـــــن هم :/// به قول شیخ بهایی : حب دنیا هست راس هر خطا/ از خطا کی میشود ایمان عطا :/
m_sistani
m_sistani
٩٥/٠٤/٢٣
١
٠
آقا بازنشستگی یعنی چی؟ کی وقت به ما جوونا میرسه؟ البته منظورم از جوونا ، فرزندان والامقام مسئولینه
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٤/٢٣
١
٠
چی بگم... چی میشه گفت اصلا! از کی میشه شاکی بود! این که مدیران دولتی اینقدر فاسد و داغون باشن از زیر دستاشون چه انتظاری میره...
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
تبلیغات
تبلیغات