بیا فالت بگیرُم...
چند روایت معتبر از فال و فالگیری که بعضی‌ها بدجور به آن اعتقاد دارند

بیا فالت بگیرُم...

نویسنده : نیلوفر نیک بنیاد

* آن‌وقت‌ها که وایبر روی بورس بود و هنوز تلگرام و کانال‌هایش وجود خارجی نداشتند، مردم سرشان را با گروه‌های وایبری گرم می‌کردند. از این گروه به آن گروه و از آن گروه به آن یکی گروه. هرکس تعداد گروه‌هایش بیشتر بود باکلاس‌تر بود انگار. چه آشنایی‌ها و ازدواج‌ها و بعضا طلاق‌هایی که بین اعضای همین گروه‌ها صورت نگرفت. چه سرنوشت‌ها که مشخص نشد. بله، سرنوشت. یکی از همان روزهای روی بورس بودگی وایبری یک نفر من را عضو گروهی کرد که بچه‌های دوره دبیرستان‌مان ساخته بودند. بگذریم از این‌که هر کدام برای خودشان خانمی(!) شده بودند، اما نکته جالبش این بود که 23 ساعت از 24 ساعت شبانه‌روز توی گروه حضور فعال داشتند و مهم‌ترین بحث‌شان در طول هفته مربوط به سرنوشت‌شان بود. واضح‌تر بگویم، همه طول روز یا داشتند مطالب طالع‌بینی می‌فرستادند، یا بهم فالگیر معرفی می‌کردند یا برای هم فال می‌گرفتند. و نکته جالب‌ترش این بود که بر اساس همان حرف‌ها زندگی‌شان را می‌گذراندند. خیلی وقت‌ها از خودم می‌پرسیدم: «مگر می‌شود آدم درس بخواند، بزرگ شود، توی جامعه پیشرفته امروزی زندگی کند و باز به این چیزها باور داشته باشد؟»

* توی بوفه دانشگاه نشسته بودیم و از بدبختی‌هایمان حرف می‌زدیم. دقیقا از بدبختی‌هایمان. چون هر چیزی وقتی یک مدت زیادی برود روی اعصاب آدم تبدیل می‌شود به بدبختی. اینکه ندانی بعد از تمام شدن درس‌هایت باید باز هم درس بخوانی؟ کار کنی؟ ازدواج کنی؟ همه این‌ها می‌شود بدبختی! ولی خب خیلی از آدم‌ها سریع برای بدبختی‌هایشان راه حل پیدا می‌کنند. آن روز هم یکدفعه یکی از دوستانمان راه حل طلایی‌اش را انداخت وسط میز بوفه و گفت: «بریم پیش فالگیر. من تا حالا هروقت رفتم جواب گرفتم» پشت‌بندش تایید‌هایی بود که شنیده می‌شد «راست می‌گه. منم رفتم یه بار.» «آره منم پایه‌ام.» دروغ چرا؟ داشتم کم کم وسوسه می‌شدم که یکدفعه یک نفرمان تیر خلاصی را زد و گفت: «من براتون فال می‌گیرم، بلدم.» راستش را بخواهید خوشحالی ناشی از ذوق فال‌گرفتن و شنیدن سرنوشتم از زبان یک نفر دیگر، داشت آرام آرام و نامحسوس زیر پوستم می‌دوید.

* محو دست‌هایش شده بودم. یکی یکی کارت‌ها را می‌انداخت کنار هم و سرنوشتم را از داخلش می‌کشید بیرون. ماتم برده بود که چطور می‌تواند از لای چهار تا لوزی و مثلت و قلب و سرباز، دعوای مالی، مشکل خانوادگی، خواستگار خوش‌قلب یا دروغ بزرگ را بفهمد. چیزهایی که بعضا درست هم از آب در می‌آمد. دوستم می‌گفت فال‌گرفتن کار هر کسی نیست. یک نیروی خاص می‌خواهد. یک جور استعداد ذاتی یا مثلا ارتباط با کائنات. برای همین هم بعضی‌ها هرکار بکنند باز هم نمی‌توانند فال‌گیری را یاد بگیرند. داشتم از خودم می‌پرسیدم من چقدر استعدادش را دارم؟ اصلا دارم؟!

*  قدیم‌ها توی مجله‌ای کار می‌کردم که هر هفته صفحه‌ای را به طالع‌ینی و فال اختصاص می‌داد. آن‌وقت‌ها فال هنوز جزو خط قرمزهای مطبوعات نشده بود. صفحه فال را یکی از همکاران‌مان می‌نوشت. یعنی همان‌طور که صفحه ورزشی یا علمی برای خودش مسئولی داشت، صفحه فال هم زیر دست یکی از خانم‌های مجله بود. اما از قضا خانم مورد نظر باردار شد و به مرخصی زایمان رفت. ما چه کار کردیم؟ یک فالگیر استخدام کردیم؟ معلوم است که نه! هر هفته یک نفرمان مسئولیت صفحه را به عهده می‌گرفت و سرنوشت خواننده‌های مجله را رقم می‌زد. خوب یادم است هفته‌ای که من مسئول صفحه بودم برای متولدین همه ماه‌های سال خبرهای خوب و جیب‌های پر پول و عشق‌های واقعی پیش‌بینی کرده بودم.

حرف آخر: همه‌مان ممکن است تا حالا فال گرفته باشیم یا بخواهیم بگیریم، شاید حرف‌های درست یا بی‌ربطی از فالگیرمان شنیده باشیم، شاید بعضی‌هایشان برایمان اتفاق افتاده باشد و بعضی‌هایش نه. اما یادمان نرود که سرنوشت‌مان را خودمان می‌سازیم نه فالگیر، شادی‌های‌مان از سبک زندگی خودمان به‌وجود می‌آیند، پول‌مان را با تلاش خودمان درمی‌آوریم و... یک‌جا خوانده بودم «سرنوشت را تغییر می‌سازد نه تقدیر» و واقعا که چه حرف راستی بود. فال شاید سرگرمی باشد اما سرنوشت نیست.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
p_rahimii
p_rahimii
٩٥/٠٤/١٤
٠
٠
و «لاین» سرنوشت چندسال اخیر من رو رقم زد:( و البته در مورد فال چقدر خوب گفتی :)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٤/١٥
٠
٠
سرنوشت خیلی ها رو داره رقم میزنه...
خورشید
خورشید
٩٥/٠٤/١٤
٠
٠
یه نوشته ای داشتم مربوط به قهوه ته فنجان . نمیدونم برای جیم فرستادم یا نه هنوز . حرف کلی اون متن ام این بود فال ته فنجون قهوه ات و طوری بخون که دوست داری. :)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٤/١٥
٠
٠
آره این بهترین راهه. اصلا آدم باید فقط خوبی ها رو باور کنه :)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٤/١٤
١
٠
دمت گرم که برای همه روزهای خوبی رو پیش بینی کردی :) " ممنون عزیزم "
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٤/١٥
١
٠
وظیفه بود. خواهش میکنم :))
Vania
Vania
٩٥/٠٤/١٤
١
٠
«سرنوشت را تغییر می‌سازد نه تقدیر»! بریا منم واقعا جای سواله چطور بعضیا انقد قبول دارن فال و اینارو..آخه خدایی که عقل و اختیار داده به آدم .خودشم گفته ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیرو ما بانفسهم:خدا سرنوشت هیچ قومی رو تغییر نمیده مگر اینکه خودشون تغییر کنن..میاد سرنوشت آدمو وابسته به فالو فالگیر می کنه؟///میگم نیلوفر جان حالا بیا یه فال واسه من بگیر ببینم اوضاع چطوره؟:دی
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٤/١٥
٠
٠
آره اتفاقا میخواستم انتهای مطلب یه فال جیمی هم بذارم. مثلا اونایی که از اول شروع میکنن به خوندن این اتفاق براشون می افته و اونایی که اول پاراگراف آخر رو میخونن فلان اتفاق و غیره...:))
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٤/١٥
٠
٠
توی جامعه ای که زندگی میکنیم خیلی ها حاضرن پول بدن تا یه نفر بهشون دروغ های قشنگ تحویل بده و اونها هم با ذوق شنیدن اون دروغ ها چند روز خوشحال باشن.
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٤/١٥
٠
٠
خیلیییییی ها. البته یه سری هاشون انقدر حرف قشنگ و اتفاق قشنگ نمیبینن که حتی دروغ قشنگ هم براشون غنیمته. ولی خب نه همشون.
همان خانم معلمی که دوستت دارد و ایمیل برایت میزد
همان خانم معلمی که دوستت دارد و ایمیل برایت میزد
٩٥/٠٤/١٩
٠
٠
من معتقد م فال آدمها با برید ه شدن بند نافشان رقم میخورد و حق تعالی تنها تغییر دهنده آن است با دعا . دعا کنید با خدایتان حرف بزنید و بهترین ها را بی از دست دادن سرمایه بخواهید . فالگیر اصلی است.
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٤/١٥
٠
٠
سلآم؛ خیام در این مورد شعرای قشنگی گفته که الان یکی دوتاش یادمه : نیکی و بدی که در نهاد بشر است/شادی و غمی که در قضا و قدر است/با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل/ چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.... و اینکه : در گوش دلم گفت فلک پنهانی/حکمی که قضا بود ز من میدانی/در گردش خویش اگر مرا دست بدی/خود را برهاندمی ز سرگردانی...دم شما گرم...شیک نوشتی...قلمت مستدام :)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٤/١٥
٠
٠
دم شما هم گرم با این شعرهای خوبی که از خیام گذاشتین :)
j_hoseinpoor
j_hoseinpoor
٩٥/٠٤/١٥
٠
٠
سلام خانم نیک بنیاد عزیز . متن بسیار بجایی بود .من فالو برای خودم اینطور هجی کردم . ف .فعلا ال .الاف باش .کسایی که دنبال فال ورمال میرن کلا آدمای بی ایمانی هستند که فقط نمایش با ایمانی و نماز خوندن در میارند.
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٤/١٥
٠
٠
ممنون از نظرتون. البته فکر میکنم جدای از بحث ایمان، خیلی مسائل دیگه هم توی اعتقاد داشتن به فال موثره.
Mim_Alef_Sheyda
Mim_Alef_Sheyda
٩٥/٠٤/١٥
٠
٠
سرنوشت را میتوان از سر نوشت.
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٤/١٥
٠
٠
بله دقیقا
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٥/٠٤/١٥
٠
٠
12 سال پیش یه فالگیری توی یکی از روستاهای شاندیز برای تمام اعضای خوانواده ما فال گرفت آخرش هم بما گفت یه سختی بزرگی تو زندگیتون میخواد به وجود بیاد/چند وقت بعدش پدرم ورشکسته شد و زدانی..../باز بگین فالگیرا دروغین.بله دروغی هستن ولی خیلی کم توشن خبره و واقعی هم پیدا میشه.طالع بینی مثل جن گیری و رمل و طلسم و این چیزا یه علمه که بعضی ها دارنش.الکی که نیست.
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٤/١٥
١
١
من فکر میکنم بیشتر از حرف فالگیر به خود اون فرد مربوطه. یعنی مثلا وقتی بگه یه اتفاق بد براتون می افته اونقدر اون فرد به اتفاق بدی که قراره بیفته فکر میکنه که واقعا اتفاق می افته... نظر من اینه البته.
Someone
Someone
٩٥/٠٤/١٥
٢
٠
ببینید این قضایای فالگیرهایی که درست پیش بینی میکنند در زمان های گذشته مربوط به کسانی بوده که با جن ها ارتباط داشتن، جن ها تا آسمان هفتم راه داشتن اون موقع(یا یه چیزی توی این مایه ها) بعد حرف هایی که میشنیدن رو به فالگیر میگفتن. یه سری از این ساحرها(از همین ها که حضرت موسی باهاشون طرف بود) همین طور بودن.البته هم جن بد هست هم جن خوب بعد از ولادت حضرت محمد صلی الله و علیه و آله و سلم جن ها دیگه نمیتونن برن تا آسمون هفتم! ینی حرفاشون بیشتر شد اراجیف میدونم الان اینا به نظرتون مسخره میاد، خودم هم که مینویسم یکم خنده ام میگیره ولی مسئله جن یه چیزی پیچیده ای هس! این حرف ها رو هم بدون منبع نمیگم میتونید برید سخنرانی آقای رائفی پور رو درباره جن ها دانلود کنید ایشون حرفاشون رو با منبع میزنن، این رو هم به نظرم منبعش رو گفته بود که من یادم نیست بعد هم اصلا شما خودآگاهت شاید فیلتر داشته باشه هر حرفی رو قبول نکنی(که فکر کنم شما خودآگاهت هم فیلتر نداشت!) اما ناخوادگاه آدم نمیتونه چیز منطقی رو از غیر منطقی جدا کنه! پس چیزی که خیلی بهش فکر بکنی ممکنه اتفاق بیفته! یه چیزی تو مایه های قانون جذب! اگه بخوایم با باور کردن حرف ی مشت رمال و فالگیر زندگی کنیم همون زندگی نکنیم بهتره! چون من که دلم میخواد سرنوشتم رو خودم بسازم نه یه آدم سودجو که از سادگی مردم پول در میاره!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٤/١٦
١
٠
نه اتفاقا منم با این قسمت قانون جذب موافقم. در مورد بقیه صحبت هاتون هم ممنونم که منبع معرفی کردید. یه کم مطالعه در مورد جن داشتم ولی خب آدم همیشه دوست داره چیزهای بیشتری بدونه .از اون موضوعات هیجان انگیزه.
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٤/١٥
٠
٠
اون قسمت مجله عاااالي بود:)))
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٤/١٥
٠
٠
تشکر:))
سوال
سوال
٩٥/٠٤/١٥
٠
٠
خانم نیک بنیاد میشه یه ضرب المثل واسم معنی کنید؟ البنه ضرب امثلش محلیه و کنایشو میدونم ولی معنی کلمشم واسم گنگه!!!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٤/١٥
٠
٠
اگه بلد باشم حتما. ولی خب من تخصصی توی این زمینه ندارم. بهتره از کسی که علمش رو داره بپرسید :)
آناهيتا
آناهيتا
٩٥/٠٤/١٥
٠
٠
همسايه بقلي ما فال قهوه ميگيرد . هر ساعت از شبانه روز و بقول خودتان 23ساعت از 24ساعت زنگ در خونه ما اشتباهي ميخورد و منو از سر كتاب دفترم بلند ميكند. ساعت 3 شب و 4صبح و زمانبدي هم ندارد. ميدونيد مشتريهاشم خيلي قابل تشخيصن...يعني يه پتانسيل خاصي دارن ك داد ميزنه ما اومديم فال بگيريم و من هم با برداشتن ايفون بدون هيچ حرفي ميگم خونه خانم فلاني در بقلي ...اونم از خجالت يا خوشحالي مرسي ميگه و ميره... ميخوام بگم هيچكدومشون اهميت نميدن كه من راجعبشون چي فكر ميكنم. فقط ميخوان 20هزار تومن پولي كه ميشه باهاش دفتر و خودكار خريد و كتاب😄 بريزن تو كيسه خانم فلاني.
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٤/١٥
٠
٠
آره در جریانم. سرشون خیلیییی شلوغه. فکر کنم آخرش شما مجبور شید جاتون رو عوض کنید. وگرنه حتی اگه اون هم بره از اونجا، باز مشتریاش میان :))
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٤/١٥
٠
٠
واقعا چی باعث میشه گاهی اینقدر حماقت کنیم که زندگیمونو بسپرسم دست یک سری کارت؟؟؟؟؟ ممنون:)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٤/١٦
٠
٠
فکر کنم بیشتر از همه ناامیدی، یا شک. شک خیلی بده. گند میزنه به همه زندگی آدم...
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٤/١٧
٠
٠
حق با شماست! من از هیچی به اندازه شک متنفر نیستم!!!
f_jafarpour
f_jafarpour
٩٥/٠٤/١٦
٠
٠
اتفاقا متاسفانه ما قبلا خیلییییییی به فال اعتقاد داشتیم و واقعا پول هامون رو ریختیم تو چاه.ولی خدا رو شکر به راه راست هدایت شدیم:)ممنون بابت مطلب خیلی خوبتون
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٤/١٦
٠
٠
خداروشکر که هدایت شدید واقعا :)))
شیما
شیما
٩٥/٠٤/١٦
٢
٠
سلام یادمه یه جا خوندم که یکی رفت پیش یک فالگیر معروف و جوری وانمود کرد که مجرده و فالگیرم شروع کرد به تعریف که تو سال دیگه ازدواج میکنی و بچه ی اولت پسره و از این جور چیزها بعد دختره با خنده بلند شد و گفت من هشت ساله ازدواج کردم دو تا هم دختر دارم یعنی میخوام بگم فالگیر ها فقط یه جور دل خوش کنک هستند برای آدم های افسرده
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٤/١٦
١
٠
عجب دل و جراتی داشته خانومه. الان اکثر فالگیرها انقدر ترسناکن آدم میترسه دروغ بگه بهشون سوسک شه :)))
S.m
S.m
٩٥/٠٤/١٩
٠
٠
فالگیر درصدد پیش بینی چیزی است که در حقیقت قابل پیش بینی نیست
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤