کمی باور کنیم
#مهم #آینده #رویا_آرزو #روانشناسی #زندگی

کمی باور کنیم

نویسنده : milad.piri

تو به این دنیا آمده‌ای که به علاقه‌هایت رنگ واقعیت ببخشی، باور کن اگر کاری به غیر از این کار را انجام بدهی آرام آرام، بی هدفیت کار دستت می‌دهد، می‌بینی یا گوشه زندانی یا سوار ماشین بی‌ترمزی می‌شوی و فقط گاز می‌دهی. 

یادت باشد به دنبال رؤیاهایت اگر نروی، زندگی به سختی‌اش نمی‌ارزد و اگر خیلی خوش شانس باشی باید هر روز هفت صبح بیدار شوی تا دو و چهل و پنج دقیقه ظهر در اداره‌ای کار کنی و سی سال کارهایی را هر روز انجام دهی که اعتقادی به آن‌ها نداری و صرفا برای سیر کردن شکم خانواده‌ات مجبوری به این کار تن دهی و هر روز هم عصبی‌تر می‌شوی.

این نوع زندگی کردن تنها یک معنی می‌دهد. تو قربانی شدی و یک سر طناب را هم خودت بافتی و یک سر دیگر را هم آموزش‌های غلطی که در خانواده و جامعه دیدی. در هر صورت انتخاب با خودت است. اما از من می‌شنوی این‌قدر محتاط نباش این‌قدر نترس. پس حق زندگی خودت چه می‌شود. تکلیف آن همه آرزوهای رنگ و بارنگ دوران کودکی و نوجوانی‌ات پس چه می‌شود. نگو از من که گذشت. این‌قدر خودت را دست کم نگیر.

فقط شروع کن. قدم اول را که برداری قدم دوم هم می‌آید. اما اگر قدم اول را برداشتی محکم بردار یادت نرود !

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
shekoofeh-r
shekoofeh-r
٩٥/٠٤/٢١
٠
٠
سخت ترين جاي زندگي جاييه كه ميگي چي فكر ميكرديم و چي شد...:( ممنون قشنگ بود:)
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٤/٢١
٠
٠
خيلی ب همچین چیزی الان نیاز داشتم ممنون...!!
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٤/٢٢
٠
٠
سلآم؛ بله... تو پای به راه نِه و هیچ مپرس....مرسی از شما شیک نوشتین :؟) قلمتان مستدام (^_^)
z_fakoor
z_fakoor
٩٥/٠٤/٢٢
٠
٠
تکون دهنده بود
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات