گرگ‌های مجازی

گرگ‌های مجازی

نویسنده : maeadeh_sh72

فیسبوک... کلوب... وبلاگ...

همدم‌های تنهایی‌های امروزمان. همدم‌هایی که شاید علت اصلی تنهایی‌مان باشند!

دنیای مجازی، دنیایی پر از دروغ، دورویی، چند رنگی. دنیایی که همه خوبند، مهربانند، یک رنگند. این‌ها همان مردمی هستند که از ترس‌شان به دنیای مجازی رو آوردیم.

کاش می‌دانستیم، دنیای واقعی و مجازی ندارد. گرگ همیشه گرگ است، حتی در لباس میش.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٥/١٠
٠
٠
یاد مطلبی که مدت ها پیش نوشتم افتادم ، ورژن جدید آقا گرگه ... کاش به خودمان برمان گرداند کسی ... این مجاز همه چیزمان را گرفته ... ما در حصار تکنولوژی گیر کرده ایم ...
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٥/١٠
٠
٠
واقعا درست تو دنیای واقعی،که خودمون نیستیم مجازی که همه گل و بلبلن که باعث شده جذبش بشيم واقعا کاش یکم به خودمون بیایم
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٥/٠٥/١٠
٠
٠
از درد گفتی یه مطلب هم درباره درمونش بنویسین.سپاس
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٥/١٠
٠
٠
درمون چی!؟ تنهایی!؟
f_etemadi
f_etemadi
٩٥/٠٥/١٠
٠
٠
البته نميشه گفت مطلقا بده. ولي احتياط زياد كار عاقلانه اي هست توي اينجور فضاها. خوب باشي هميشه :)
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٥/١١
٠
٠
نه مطلقا اما صداقت نداریم حتی داخل دنیای مجازی
سیدمحمدامین حسینی
سیدمحمدامین حسینی
٩٥/٠٥/١١
٠
٠
سلام...کوتاه و مفید بود...
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٥/١١
٠
٠
ممنون از توجهتون
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٥/١١
٠
٠
سلآم؛ بله ... [majāz] استعمال کلمه‌ای در غیر معنی حقیقی خود که از جهتی مناسبت با معنی اصلی داشته باشد.... دنیای مجازی همون دنیای واقعی با اغراق وآزادی های بیشتر.... ولی از جهت مناسبت، هم خوب داریم هم بد....ایراد آنچنانی بهش وارد نیست :)))
میرزا
میرزا
٩٥/٠٥/١١
٠
٠
سلام؛ هم عقیده ام با ایشون...
p_rahimii
p_rahimii
٩٥/٠٥/١١
٠
٠
واقعا همینطوره. بسیار عالی
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٥/١١
٠
٠
هنوز فیسبوک میرین؟ کاربرای ایرانی فیسبوک کم نشدن؟
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٥/١١
٠
٠
من اصلا فیسبوک نداشتم و ندارم
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
تبلیغات
تبلیغات