سال‌هاست که دیگر هیچ نامه‌ای به مقصد نمی‌رسد
شعر

سال‌هاست که دیگر هیچ نامه‌ای به مقصد نمی‌رسد

نویسنده : maeadeh_sh72

می‌دانم 

حالا سال‌هاست که دیگر هیچ نامه‌ای به مقصد نمی‌رسد 

حالا بعد از آن همه سال، آن همه دوری 

آن همه صبوری 

من دیدم از همان سرِ‌ صبحِ آسوده 

هی بوی بال کبوتر و 

نایِ تازه‌ی نعنای نو رسیده می‌آید 

پس بگو قرار بود که تــو بیایی و ... من نمی‌دانستم! 

حالا که آمدی 

حرفِ ما بسیار، 

وقتِ ما اندک، 

آسمان هم که بارانی‌ست

===============

قسمتی از متن: سید علی صالحی

از دفتر: نشانی‌ها / نشانی اول 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهشید_دانش
مهشید_دانش
٩٥/٠٦/٠١
١
٠
این شعر با صدای عمو خسرو :)
Gisoo_E
Gisoo_E
٩٥/٠٦/٠١
٠
٠
زیبا بود... ;-)
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٦/٠١
٠
٠
ممنون از توجهتون
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٦/٠١
٠
٠
ممنون از توجهتون
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٦/٠١
٠
٠
خیلی قشنگ بود همین یک قسمت. ممنونم برای به اشتراک گذاریش
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٦/٠١
٠
٠
قابلي نداشت ☺
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٦/٠٢
٠
٠
سلآم؛ خیلی هم زیبا . مرسی :)
فائزه
فائزه
٩٥/٠٦/٠٢
٠
٠
حالا که آمدی ...حرفِ ما بسیار...وقتِ ما اندک..ممنون خیلی خوب بود:))
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٦/٠٢
٠
٠
ممنون از توجهتون
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
کاش به خودمان بیاییم

پیش به سوی نابودی

٩٥/١٢/٠٨
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
زندگی کردن با نقاشی ات را دوست دارم

بابا لنگ دراز عزیزم

٩٥/١٢/٠٨
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
من هم یکی از آن 99 نفر هستم!

مجلس تحریم یا مجلس ترحیم؟

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات