یک تصویر هزاران ساله

یک تصویر هزاران ساله

نویسنده : mra

مدتی قبل در خبرهای علمی برخی سایت‌ها آمده بود که باستان شناسان دانشگاه کمبریج قدیمی‌ترین گور دسته جمعی دنیا را در کشور کنیا کشف کرده‌اند. این گور جمعی ده هزار ساله متعلق به گروهی مرد و زن و کودک است که دست و پای‌شان را بسته و به وسیله تیروکمان به قتل رسیده‌اند. دیگر هیچ توضیحی نداده بود که علت این کشتار چه می‌توانسته باشد. توقعی هم از توضیحات اضافه نیست. این دانشمندان بیچاره دیگر از کجا بایست از روی یک مشت استخوان شکسته پی به انگیزه قاتلان ببرند.

احتمالا آن بیچاره‌ها خدایی جز خدای قاتلان را پرستش می‌کردند. یا شاید بر رئیس قبیله‌ای که وادارشان می‌کرده سهمی از محصول و شکارشان را تقدیمش کنند، شوریده‌اند. شاید هم داشته‌اند برای خودشان در جنگل‌های انبوه کنیا زندگی می‌کرده‌اند و مورد هجوم عده‌ای دیگر قرار گرفته‌اند و پس از غارت اموالشان و سوزاندن خانه‌های‌شان این طور از دم تیغ گذشته‌اند.

چیزی که در این بین اهمیت دارد این است که پس از ده هزار سال هنوز این شکل قتل و تجاوز کهنه نشده است. تنها تیر و کمان تبدیل شده به کلاشینکف. چند گور دسته جمعی در سربرنیتسا کشف شده است؟ چند گور دسته جمعی در موصل و فلوجه و حلب کشف شده است. و خدا می‌داند چند هزار گور دیگر هزاران سال است که انتظار پیدا شدن را می‌کشند. بیچارگانی که نه مرده حساب می‌شوند و نه زنده. آن‌ها مفقودانند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٤/٢٧
٠
٠
یه فیلمی دیدم خیلی قبلنا مل گیبسون ساخته بودش... همینطور یه قبلیه ای بودن که یه قبلیه دیگه اومد غارتشون کرد... همشون رو کشت
m_r_amani
m_r_amani
٩٥/٠٤/٢٨
٠
٠
اگه اشتباه نکنم اسم فیلم آخرالزمان بود...
لیلی
لیلی
٩٥/٠٤/٢٨
٠
٠
خدا بهمون رحم کنه
لیلی
لیلی
٩٥/٠٤/٢٨
٠
٠
خدا به همه ما مرگ طبیعی عنایت کنه، جان کندن خیلی سخته مخصوصا اگه مرحوم،مقتول باشه
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات