با چهره‌ای عبوس و در هم رفته، خوابم

می‌پیچیم به خودم از این کابوس

ترس ریشه دوانده در کل جغرافیای گلدانی‌ام

فرار کن

فرار کن

بایست بایست

شعار سلول‌های خاکستری معترض است

که دسته دسته راه پیما شدند در خیابان‌های مغزم

می‌لرزد و می‌ترسد دست و پای دلم

از ایستادگی...

حتی پاهای فرارم، سست و لرزان است

بین کردن و نکردن

تارمویی طاقت است

اعتراف

از حلق رسیده به نوک زبانم

دهان اقرار باز شود

خودم را لو دادم

با پلک‌های بسته می‌زنم زیر گریه...

کشتمش

کشتمش!

من ترسو

من بزدل

چاقو را  فرو کرد در قلبش

من دیدم...

پلک باز می‌کنم

این یک اعتراف دروغ است

کشته بودن...

من یک مرده را کشتم

من یک مرده را کشتم

با پلک‌های باز

با پلک‌های بسته

این کابوس تمامی ندارد...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
b_noori
b_noori
٩٥/٠٤/٢٥
٠
٠
!!!!!!!!!!!!!
لیلی
لیلی
٩٥/٠٤/٢٥
٠
٠
چیه ؟؟؟
b_noori
b_noori
٩٥/٠٤/٢٦
٠
٠
متعجم دیگه!! همین..
h_khamooshi
h_khamooshi
٩٥/٠٤/٢٦
٠
٠
تعجب از چی
b_noori
b_noori
٩٥/٠٤/٢٦
٠
٠
از یان کابوس شما دیگه، تعجب ناک بود..
پربازدیدتریـــن ها
با مدیران کت و شلواری

کرمانشانگم چنی بی کسی...

٩٦/٠٨/٢٤
قلبی برای من، قلبی برای انسانی که من می‌خواهم

قلبی که تنها تو را دوست دارد

٩٦/٠٨/٢٥
از روزهای 18 سالگی

قانونی شدن عجب صفایی داشته!

٩٦/٠٨/٢٢
برای مردم داغدیده

شهر تو و شانه های من

٩٦/٠٨/٢٢
خودشان انتخاب کردند...

قاتل واقعی

٩٦/٠٨/٢٧
راهکارهای علمی در امان ماندن از سو ضن در سفرهای هوایی

چگونه عین آدم سوار هواپیما بشویم؟

٩٦/٠٨/٢٣
به طور متوسط، هر کاربر ایرانی در 18 کانال عضو است

چرا سرانه رو می ریزی تو تلگرام؟

٩٦/٠٨/٢٢
حبیب خدا...

داستانک مهمان

٩٦/٠٨/٢٤
#تسلیت

صدسال تنهایی

٩٦/٠٨/٢٤
وقتی در کنارم نیستی...

در عمق وجودم ته نشینی

٩٦/٠٨/٢٣
آخرین بند وصیت حاجی

زیر چشمان پدر

٩٦/٠٨/٢٧
قندیل‌های اندوه وجودم

کوچ برستو

٩٦/٠٨/٢٩
از هیچ چیز نمی ترسم

غرقه سازی

٩٦/٠٨/٢٨
زندگی را زندگی می‌کنم

ای روح عاشقانه…

٩٦/٠٨/٢٧
شعری سروده خودم

یک نفس عشق

٩٦/٠٨/٢٨
همین جا؛ کنار دل من

به تعداد همه

٩٦/٠٨/٢٨
یکی از آن هزاران برگ پاییزیِ

مُرده متحرک

٩٦/٠٨/٢٩
تبلیغات