میازار موری که دانه کش است

میازار موری که دانه کش است

نویسنده : b_noori

«لقمه خوردن تا رنج لقمه بردن.» می‌خواهم به این جمله خوب فکر کنم. اول به یاد مورچه می‌افتم که دانه‌ای چند برابر وزن خود را بر سر گذاشته و با طی کردن مسافتی طولانی و با وجود خطرهای زیاد با خود به لانه می‌برد. من تا به حال داخل لانه هیچ مورچه‌ای را ندیده‌ام اما چشمانم را می‌بندم و خیال می‌کنم مورچه بعد از رسیدن به لانه‌اش، نفس نفس زنان و خوشحال دانه را مثل یک توپ با کمک دست‌های باریکش به گوشه‌ای می‌کشاند و بعد پشتش را به آن تکیه می‌دهد و چند لحظه پاهایش را دراز می‌کند تا خستگی‌اش در رود.

اگر او تنها نباشد حتما بقیه اعضای خانواده‌اش هم در لانه هستند. فرض کنیم آن‌ها دور هم ناهار و شام جانانه‌ای می‌خورند و می‌خوابند تا صبح نیرومند و پر انرژی به دنبال دانه فردا بروند. بعد به آدم‌ها فکر می‌کنم، به خودم و به تو که از صبح تا شب رنج نان درآوردن را برای خوردن نان درست مثل مورچه‌ها دنبال می‌کنیم. لقمه‌ها ما را سرپا نگه می‌دارند تا باز پی لقمه فردا برویم و این گونه عمرمان می‌گذرد و پیر می‌شویم، رنج به دست آوردن لقمه‌ها و فرسودگی پی‌درپی بدن ما علی رغم خوردن لقمه‌ها. تازه این آخر تلاشی زیبا برای به دست آوردن آب در دنیاست، وای به وقتی که به سراب دلبسته باشیم.

ای دنیای عزیز آب و دانه‌ات خوش، اما نمی‌گذارم گوهر دلم را فقط با خاطره‌ی در پی لقمه دویدن روزی به خاک بسپاری.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Soori_h
Soori_h
٩٥/٠٤/١٥
٠
٠
:) امیدوارم غلبه کنید به دنیا
b_noori
b_noori
٩٥/٠٤/١٥
٠
٠
امیـــــــدوارم، البته که کار خیلی سختی است.
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٤/١٥
٠
٠
«ای دنیای عزیز آب و دانه‌ات خوش، اما نمی‌گذارم گوهر دلم را فقط با خاطره‌ی در پی لقمه دویدن روزی به خاک بسپاری.»این بخشش از همه عالی تر بود...ممنون! ان شاءالله که اینطور نمیشه:)
b_noori
b_noori
٩٥/٠٤/١٦
٠
٠
امیدوارم، زندگی کنیم برای لذت بردن و اندوختن دانه ای حداقل برای آخرت نه صرفا روزمرگی و گذراندن عمر به صورت باری به هر جهت..// ممنون از حضورت
m_rs
m_rs
٩٥/٠٤/١٥
٠
٠
تفکر بر انگیز بود...:)
b_noori
b_noori
٩٥/٠٤/١٦
٠
٠
متشکرات بابت اینکه تفکر کردید روش..// موفق باشید و چراغ فکرتون همیشه روشن
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٤/١٥
٠
٠
دیگه زندگی کردن سخته :)
b_noori
b_noori
٩٥/٠٤/١٥
٠
٠
هعی.. حالا منم یه خورده سیاه نمایی کردم!!! اونقدرا هم طاقت فرسا نیست =)
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٤/١٥
٠
٠
تخیل زیبایی بود ...ان شالله که به خاک نسپاریم
b_noori
b_noori
٩٥/٠٤/١٦
٠
٠
انشالله به یــــــاد بسپاریم... ممنون از نظرتون.
لیلی
لیلی
٩٥/٠٤/١٦
٠
٠
که جان دارد و جان شیرین خوش است
b_noori
b_noori
٩٥/٠٤/١٩
٠
٠
دقیـــــــــــــقا :)
p_rahimii
p_rahimii
٩٥/٠٤/١٦
٠
٠
عموما امکانپذیر نیست
b_noori
b_noori
٩٥/٠٤/١٩
٠
٠
عموما بله ولی خصوصا شاید!!!
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٤/١٦
٠
٠
زندگی سراسر از تلاش و باید از موریانه ها اموخت
b_noori
b_noori
٩٥/٠٤/١٩
٠
٠
جدی؟ یعنی موریانه ها از مورچه ها بیشتر زحمت می کشن؟ نمی دونستم!!
لیلی
لیلی
٩٥/٠٤/١٩
٠
٠
موریانه که افت زندگیه
b_noori
b_noori
٩٥/٠٤/١٩
٠
٠
منم همینجوری فکر می کردم راجع به موریانه ها!! شاید برای ما آفتن ولی خودشنو خیلی تلاشگرن!
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٤/٢٠
٠
٠
خخخخ همون مورچه هها
Vania
Vania
٩٥/٠٤/١٧
٠
٠
مثل خاله بازی های دوران کودکی..یکی می شد مامان و یکی بابا.بابا می رفت بیرون برای در آوردن یه لقمه نون حلال و مامان تو خونه مشغول برای درست کردن یه لقمه نون خوشمزه و این جریان هر روز تکرار میشد..یاد این آیه افتادم: إنما الحیوة الدنیا لعب و لهو: قطعا که زندگی دنیا بازی و سرگرمی است.خداکنه که درگیر این بازی نشیم و مارو مشغول خودش نکنه:) خاطره هاتون ناب:)
b_noori
b_noori
٩٥/٠٤/١٩
٠
٠
ممنون از وقتی که گذاشتی و ممنون از این نظر زیبا.. دقیقا درست میگید، زندگی شما هم پر از خاطرات شیرین..
پربازدیدتریـــن ها
مسابقات ورزشی همبستگی کشورهای اسلامی در باکو

خواهرم؛ حجابت رو رعایت نکن

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

چشمان سیاه تو

٩٦/٠٣/٠٣
پسری با موهای قرمز

Home - خانه

٩٦/٠٣/٠٢
بخوانید درد و رنج

می نویسم امتحان...

٩٦/٠٣/٠٢
زنانی که نمی دانند زن هستند

زنان علیه ورزشگاه!

٩٦/٠٣/٠٣
استاد بافندگی زندگی!

دختر کنار دستی من

٩٦/٠٣/٠٤
قرارمان فردا شب...

پشت سکوت تب دار ماه

٩٦/٠٣/٠٦
برای شاد بودن، منتظر هیچ مردی نباش

نامه ای به دخترم

٩٦/٠٣/٠٤
او برایم همه بود

این من خودخواه

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

عاصی شده ام

٩٦/٠٣/٠٣
شعری سروده خودم

بانوی پهلوی

٩٦/٠٣/٠٦
رسالت انسان

پرندگی

٩٦/٠٣/٠٤
بی هیچ تفسیری

رمضان یعنی رمضان!

٩٦/٠٣/٠٦
نوشته های خود خود من

به اسم صادق هدایت!

٩٦/٠٣/٠٦
آن ها سالم اند یا ما؟

خودمان باشیم

٩٦/٠٣/٠٧
دنبال تو می گردم

امیدوارترین عاشق این حوالی

٩٦/٠٣/٠٤
باران در ظهر آفتابی

بمان کنارم

٩٦/٠٣/٠٣
حکایت هیوندا اکسنت در دانشکده پزشکی

مکالمه در حال سبزی پاک کردن!

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

مایه ننگ بشر خواهیم شد

٩٦/٠٣/٠٧
زندگی به جای شخصیت های کودکی

چقدر خوب که من خودم هستم

٩٦/٠٣/٠٧
تبلیغات
تبلیغات