حماقت با اسلحه

حماقت با اسلحه

نویسنده : h_khamooshi

تن مغزم می‌خارد برای یک حماقت

اسلحه‌ای 

که خشاب دلش پر است 

در کشوی میز کز کرده

و خمیازه می‌کشد...

تلو تلو می‌خورد افکار، در پیک جمجه‌ام

انتخاب راه درست

مثل درست راه رفتن یک مست

سخت شده است!

من یک احمقم که 

 شعار باداباد بر زبان دارد

ماشه را باید چکاند

یا که شلیک می‌شوی توی مغزم

یا خالی می‌شوی توی سرش

وقتی بن بست

دور میدان سرت می‌چرخد

ماشه را باید چکاند!

برای رهایی

پنجاه،

درصد بالایی ست...

حسین خاموشی

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٤/١٠
١
٠
ماشه را باید چکاند .....زیبا گفتین
h_khamooshi
h_khamooshi
٩٥/٠٤/١١
٠
٠
ممنووونم مرسی ک خوندین
m_rs
m_rs
٩٥/٠٤/١٠
٠
٠
خيلی خوب بود...!!
h_khamooshi
h_khamooshi
٩٥/٠٤/١١
٠
٠
تشکرررررر
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٤/١١
٠
٠
برای رهایی،پنجاه؛درصد بالاییست... ممنون:)
h_khamooshi
h_khamooshi
٩٥/٠٤/١١
٠
٠
درصدبالایی ست ممنونم
لیلی
لیلی
٩٥/٠٤/١١
٠
٠
بی نظیره
h_khamooshi
h_khamooshi
٩٥/٠٤/١١
٠
٠
مرسی
h_mous
h_mous
٩٥/٠٤/١١
٠
٠
جمجمه، لطفاً اصلاح شود. شعرتان هم خوب است، احساس تازگی به آدم میدهد.
h_khamooshi
h_khamooshi
٩٥/٠٤/١٢
٠
٠
جمجمه..چ دقتی...ممنونم از شما
G_Emami
G_Emami
٩٥/٠٤/١٢
٠
٠
شعرتون عالی بود...
پربازدیدتریـــن ها
افشین یدالهی هم رفت

این سال کبیسه همچنان مسافر می گیرد

٩٥/١٢/٢٦
دردی که بزرگ تر می شود

هیس! اینجا گوش شنوایی... هست

٩٥/١٢/٢٦
این آخرین یادداشت زندگیم است

ذوب شدگی

٩٥/١٢/٢٥
دیگران را فراموش نکنیم

آن طرف چهره نوروز

٩٥/١٢/٢٦
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
احساس ناب یکی شدن

اگر روزی ازدواج کردم

٩٥/١٢/٢٦
ممنون از عشق...

انگار عاشقي

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
تو رفتی

کاش می شد...

٩٥/١٢/٢٥
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
دلم به حالش می سوزد

اسفند سوخته!

٩٥/١٢/٢٨
مرا تا خورشید بالا ببر

احساس ترس می کنم

٩٥/١٢/٢٨
امان از حافظه های جانبی

حافظه مرا چه شده است؟

٩٥/١٢/٢٨
گمان کردم تویی

خیال

٩٥/١٢/٢٥
حواسمان باشد ظرف هایمان را چطور پر می کنیم

ظرف سال 96

٩٥/١٢/٢٩
تبلیغات
تبلیغات