خواستیم جهان را بخوابانیم

از شب 

ستاره بچینیم

شهاب را 

شکار کنیم

آمدیم به کهکشان 

فرمان عشق دهیم

سایه‌ها را بتابانیم

دیوارها را خراب کنیم

امید رهایی داشتیم

آمدیم پرواز کنیم 

نشد !

خواستیم جهان را بخوابانیم

شعرها را بنوشیم

آغوش را بپوشیم

شادی را شکار کنیم

آمدیم 

پر باز کنیم

نشد !

سایه‌ها می‌گویند : 

خوابیده ای عزیز

توجیه می‌کنیم

ما خواستیم

نشد !

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٤/١٥
٠
٠
«خواستیم جهان را بخوابانیم/شعرها را بنوشیم/آغوش را بپوشیم/شادی را شکار کنیم/آمدیم /پر باز کنیم/نشد !» ما خواستیم،نشد!! زیبا بود...موفق باشی:) ولی عنوانش توی ذهن من این تصور رو ایجاد کرد که قراره یک متن طنز با لهجه مشهدی بخونم!!!
نازنین یوسفی
نازنین یوسفی
٩٥/٠٤/١٧
٠
٠
اشتباه تایپی بود !!!! " ی " در فعل " خواستیم " جا افتاده بود!!! ما خواستیم ، نشد !
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٤/١٨
٠
٠
آره متوجه شدم:)
m_rs
m_rs
٩٥/٠٤/١٥
٠
٠
ما خواستیم نشد.! نمى شود! و نخواهد شد!:)
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٤/١٥
٠
٠
سایه ها.... توجیه ...نشد ............ زیبا بود
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٤/١٦
٠
٠
شادی را شکار کنیم آمدیم پر باز کنیم نشد ! نمیش که بشه
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات