کژال...
از کتاب‌های میم. مودب‌پور

کژال...

نویسنده : a_roshana

ماندانا معینی (مودب پور). راستش به شخصه علاقه‌ای به کتاب‌های مودب‌پور ندارم. باید بگویم که این کتاب هم از کتاب‌های معرفی شده چند نفر از دوستان بود. شاید هم به مذاق من خیلی خوش نیامد ولی از آن‌جایی که خیلی‌ها - مخصوصا نوجوان‌ترها - علاقه خاصی به رمان‌های ایرانی دارند گفتم معرفی کردن آن هم شاید خالی از لطف نباشد. 

کژال یک قسمت از زندگی یک دانشجوی پزشکی به اسم «پروازه» است که برای گذراندن طرحش به یک روستای نسبتا دور افتاده می‌رود و در آنجا اتفاقاتی می‌افتد خلاف عادت روزمرگی‌های یک دختر جوان. حالا کژال کی هست؟ باید داستان را دنبال کنید تا بدانید. یک جورایی رمان اعتراض کرده به تبعیض جنسیتی که شاید هنوز در بعضی از جوامع کوچکتر رواج داشته باشد.

به آخر کتاب که رسیدم  کمی گیج شدم: پایان اول - پایان دوم . فکر کردم نویسنده نتوانسته برای داستانش پایانی انتخاب کند و به اصطلاح با پایان باز کارش را تمام کرده. البته با دو گزینه! ولی وقتی به خواندن ادامه دادم فهمیدم که نه، برای این داستان فقط یک پایان وجود دارد. پایانی که واقعی است و از تصور و خیال فاصله دارد. و شاید نویسنده قبل از نوشتن پایان به خودش فرصت یک لحظه نفس کشیدن در فضایی بدون محدودیت و چارچوب‌های خفقان‌آور از جامعه ای کوته اندیش که در داستانش شرح داده را داده و دوباره به واقعیت برگشته.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
لیلی
لیلی
٩٥/٠٦/٠٢
١
٣
کنجکاو شدم بخونمش، ولی کاش بیشتر در موردش توضیح میدادی
a_roshana
a_roshana
٩٥/٠٦/٠٥
٠
٠
سلام . ممنون که برای خوندن مطلب وقت گذاشتین . اول متن توضیح دادم که داستان خیلی به مذاقم خوش نیومد شاید یکی از دلایلش همین باشه که آنچنان اتفاق خاصی نیافتاد ! سر و ته داستان خلاصه میشه در این که یه دختر به یه روستا میره و اونجا به خانمی به اسم کژال آشنا میشه که این کژال خانم علیه اقدامات ناروایی که به خاطر جنسیتیش در حقش صورت گرفته قیام کرده و الان هم الگویی میشه برای یکی دیگه از اون دخترهای روستایی که دست به چنین اقدامی بزنه !
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٦/٠٥
١
٠
من نمیدونم هدف اصلیتون از نوشتن این مطلب چی بوده ولی خب اگر معرفی کتاب بوده، نیاز داشته بیشتر در موردش صحبت کنید و نرید سر وقت ته ماجرا و ...؛ اگر نقد بوده نیاز داشته بیشتر ماجرا رو باز کنید و کمی بیشتر توضیح بدید. اما به نظرم ترکیبی از این دوتا رو مد نظر داشتید که بازم کم و کسری های هر بخش رو داره و بهتر به هم نباشن این دوتا
a_roshana
a_roshana
٩٥/٠٦/٠٥
٠
٠
ممنون که برای خوندن مطلب وقت گذاشتین . هدفم رو صادقانه بگم ؟! اصل حرفم این بود که این کتاب را- البته با حفظ احترام برای زحمات نویسنده - نخونین !پس لازم بود یه کلیاتی از ماجرا بگم و یکمی هم نقد کنم ;)
z_amini
z_amini
٩٥/٠٦/٠٦
٠
٠
مرسی ازمعرفی ای که نکردین :) این کدوم رمانشه که من نخوندم؟ ایشون همون نویسندە ی شیرین،یاسمین،رکسانا،گندم و غیره ان؟ شما حتی اگه قبولش نداشتی باید معایبش رو میگفتین حداقل :/
a_roshana
a_roshana
٩٥/٠٦/٠٧
٠
٠
خواهش میکنم :P این کتاب نوشته خانم ماندانا معینی همسر میم. مودب پور است که با نام میم. مودب پور به چاپ رسیده. حق با شماست باید واضح تر میگفتم . شاید مهم ترین عیبش این بود که دو تا پایان نوشته بود . من که اولش واقعا فکر کردم خیلی مسخره است نویسنده دوتا پایان برای کتابش بنویسه و دوست داشتم بهش بگم : با خودت چند چندی ؟! پایان اول - پایان دوم ؟! ولی بعد فکر کردم و خودم رو اینجوری که تو متن نوشتم توجیه کردم. یکی دیگه از معایبش هم اینه که کتاب "الکی معروفی " هست. من تقریبا از همه هم سن و سال های خودم تعریف این کتاب رو شنیدم که چقدر فوق العاده است. حتما بخونش . اصلا نصف عمرت بر فناست اگر کژال رو نخونده باشی و ... ولی واقعا خوندن و نخوندن هیچ تاثیری برام نداشت. البته اگه نخونده بودمش میتونستم وقتم رو بذارم برای یک کتاب بهتر توضیحات کافی بود ؟ :)) پ.ن : سعی میکنم بهتر بنویسم . ممنون از دیدگاهتون;)
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
اصرار ازل را نه تو دانی و نه من

سجاده ی دوست داشتنی من

٩٥/١٠/٢١
شعری سروده خودم

برای درگذشت سیاست مدار با اخلاق مان

٩٥/١٠/٢١
شعری سروده خودم

تو خودت سجده شکری

٩٥/١٠/٢٢
تغییر نام و تحول در اوضاع و احوال کشور

غذا و سیمای ایران

٩٥/١٠/٢١
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
شاید هل ام داده باشند

افتاده به آب هیچ نفهمد که چه گویی!

٩٥/١٠/٢٢
چرا آدم ها را از روی ظاهر قضاوت می کنیم؟

چادر سیاه

٩٥/١٠/٢٢
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
شما هم نظر بدهید!

پیشنهاد امتیاز دهی به نوشته های سایت جیم

٩٥/١٠/٢٢
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
آدم خوش قولی هستم

گل فروش

٩٥/١٠/٢٢
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
شعری سروده خودم

گفتار در هم عشق

٩٥/١٠/٢٣
تبلیغات
تبلیغات