آرامش قبل از طوفان!
اندر مصائب خوردن شکلات و سوهان و قص علی هذا

آرامش قبل از طوفان!

نویسنده : زهرا- خسروی

قضیه از آن‌جا شروع می‌شود که یک روز خسته کننده به آخرش رسیده بود و از قضا پول تاکسی گرفتن تا خانه را نداشتم! و هی مسافت را که بررسی می‌کردم با بدو بدو کردن هم از افطار می‌گذشت؛ هر طور بود خودم را قانع کردم و به خودم دلداری می‌دادم الان می‌رسی و خودت را پرت می‌کنی وسط هال و یک دل سیر می‌خوابی! چند دقیقه که از راه رفتنم گذشت یاد این افتادم که افطار را چه کنم! بساط توی کیفم را زیر و رو کردم و توی یکی از سوراخ‌های ایجاد شده ته آن یک شکلات پیدا کردم، آه پر دردی سر دادم و باز هم به خودم دلداری دادم الان می‌رسی و خودت را پرت می‌کنی روی صندلی و یک دل سیر می‌خوری!

خلاصه حافظ اعلام چراغ قرمزی کرد و همان زمان صدای اذان از مصلی چند خیابان آن طرف‌تر می‌آمد، عرض خیابان را با کوله در بغل و کتف‌های خسته و پاهایی که دردشان شروع شده بود رد کردم و از سر گرسنگی شکلات را قل دادم توی غار! شکلات که نه یک تلخ مربعی متورم قهوه‌ای! اکثر شکلات‌ها بی‌ملاحظه‌اند و داستان تو با آن‌ها زمانی شروع می‌شود که یک دور کل غار (دهان را عرض می‌کنم) متر کرده و قورت‌شان می‌دهی! پس لرزه‌ها شروع می‌شود ،آب دهانت مدام اعلام تکمیل ظرفیت می‌کند و منتظرست چراغ سبز بدهی تا گازش را بگیرد و پرت شود توی بزرگراه! حالا این به کنار زبانت بازی‌اش می‌گیرد، می‌رود توی نقش جرثقیل و به صورت نان استاپ از توی شکم گنده‌های ته دهان یک به یک ته مانده‌های شکلات را می‌کشد بیرون و تا روی زبان و بدرقه به سمت بزرگراه جابه جایشان می‌کند! کم کسی که نیست عضله دارد باقلوا! قضیه شکلات که ختم به خیر شد با خودم فکر که می‌کردم گفتم فقط دردسر شکلات خوردن نیست تازه این نرم‌ترین و ملایم‌ترین شوخی دهان است! خدا نیاورد روزی را که سوهان قدم مبارکش را به این سیستم پروفشنال بگذارد دیگر فاتحه کل روز را باید بخوانی و نه تنها مراحل قبل با وسواس بیشتری انجام می‌شوند بلکه سازمان دهان کمسیون تشکیل می‌دهند تا برای درخواست نیروی کمکی به توافق برسند و در انتها این ناخن‌های مبارک هستند که تا خود حلقوم پیشروی کرده و تمام سوراخ سمبه‌ها را از عامل جنایت پاکسازی می‌کنند!

بعد از سوهان با کمی ارفاق می‌توان پفک نمکی را هم یکی از متهمان ردیف اول دردسرهای عظیم دهان شناخت و اذعان کرد که دست کمی از سوهان ندارد لاکردار! و وقتی کار از کار هم می‌گذرد یاد این ضرب المثل می‌افتم که آش کشک خالته بخوری پاته نخوری پاته! البته بحث لواشک کاملا جداست اصلا لواشک برای ماندن لای دندان است، هر چند یک بار با نوک زبان یکم از آن را بیرون می‌کشی و به به! نگویم بهتر است زبان روزه گناه داریم!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
b_noori
b_noori
٩٥/٠٤/١٣
٠
٠
فکر کنم برای فراموشی ضعف روزه مجبور شدین روی دور کند شکلات رو بخورین و اینقدر به مراحل خوردنش توجه کردین که حاصلش شده متن بالا! :) موفق باشین. جیبتان همیشه پر پول و کوله تان از شکلات، پفک نمکی و 100 البته لواشک لبریـــــــــز.
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٤/١٣
٠
٠
ممنون که خوندی:) پفک نمکی بیشتر دوست^__^
m_rs
m_rs
٩٥/٠٤/١٣
٠
٠
به طور ناگهانی هوس همشون رو باهم کردم...:| :)
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٤/١٣
٠
٠
آخی:) خودتونو مهمون کنید پس:))
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٤/١٣
٠
٠
تشبیهات زیبایی بود ..اما سعی کنید تنقلات مفید بخورید !
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٤/١٤
٠
٠
به بچه جماعت این حرفا اثری نداره:)) ممنون که خوندید.
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٤/١٤
٠
٠
سلآم؛ اینجانبمان هم معتقدیم شکلات باید تلخ باشد تا موقع خوردنش جیگر آدم کباب شود (^_^) پفک هم که خوردنش از خوردنه آب هم مهمتره اصلا...حتــــی تجربه ثابت کرده موقع عصبانیت پفک بهتر از گل گاوزبون عمل میکنه :)))) قلمت مستدام یاد کلی خوراکی خوشمزه افتادم :))) هر چند بنده ی شیکم بودن خوب نیست ولی آدم رخت ولباسش مدل کارتن خوابا باشه بی عیبه فقط خوردنش لاکچری باشه :)))))))
rahbar_f62
rahbar_f62
٩٥/٠٤/١٤
٠
٠
وای چه متن خوشمزه ای:))دست شما درد نکنه تا حالا به زبون و دهن اینجور نگاه نکرده بودم.مرسییی
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٤/١٤
٠
٠
دیگه این از اثرات ضعف و وقت اضافه است :))) مرسی که خوندی خانم رهبر^_^
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٤/١٤
٠
٠
خیلی وقت بود سایت جیم نیومده بودم.... اومدم اول مطلب شما رو خوندم.... مرسی :))... راستی قص علی هذا غلط املایی دااره :)))
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٤/١٤
٠
٠
لطف دارید:) والا من سرتیتر نزدم ؛ مسئولین رسیدگی کنن:))
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٤/١٤
٠
٠
پفک از به جای گل گاو زبون^__^ آی ام بچه شیکم :))) مرسی که خوندید.
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٤/١٤
٠
٠
:)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٤/١٤
٠
٠
راستی اون داستان مرد کوچک زندگی من چی شد؟! چرا ادامه اش ندادی؟
Vania
Vania
٩٥/٠٤/١٤
٠
٠
اوووف ماهی قرمز!چی بود اینا! ابلان من هوس پفک کردم.کی پاسخگویه؟...توصیفات و تشبیهاتت خیلی عالی بود:) همچی آب دهانمان راه افتاد:دی
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٤/١٥
٠
٠
بلاخره نگفتی خودت رو وسط هال پرت کردی یا روی میز :ی دلمان سوهان خواست :ی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

قبیله عشق

٩٦/٠١/٠٣
دلم به حالش می سوزد

اسفند سوخته!

٩٥/١٢/٢٨
تبلیغات
تبلیغات