دوباره عاشقت می‌شوم

دوباره عاشقت می‌شوم

نویسنده : گل برگ :)

از ۹سالگی که مزه اولین روزه گرفتن رفت زیر دندانم؛ از عید فطر همان نُه سالگی،آن‌قـــــــدر عاشق تو و مهمانی‌های سی روزه‌ات شدم،که تا رمضان بعدی، تقویم را دویدم. نه این‌که بگویم فرصت عاشقی دیگر نبود! بود. اما مهمانی‌هایت عجیب بیشتر مزه می‌دادند به دهانم.

به ماه رمضان ۱۰ سالگی که رسیدم، آن‌قدر دویده بودم که پاهایم همه تاول بودند. سی روز شدم میهمانت تا کم‌کم خوب شدند. هنوز ردشان بود که از عید فطر دوباره تمام سال را دویدم. می‌ترسیدم. اگر می‌ماندم آینه دلم غبار می‌گرفت. قدر یک سالی که مهمانت نبودم. دوباره تاول‌های یک سال دویدن و سی روز میهمانی تو و سی روز عاشقت شدن و دوباره منی که از فطر می‌دویدم تا رمضان سال بعد و سرعتی که هر سال زیادترش می‌کردم که مبادا میان درنگ‌هایم از آن غبارهایی روی آینه‌ام بنشیند که پاک نمی‌شوند.

ولی نشستند. رویم سیاه. غبارند دیگر. هستند. همه جا هستند. همه وقت. جز آن سی روزی که مهمان توام. حالا۷-۶ سالی هست که از فطر می‌دوم تا مهمانی تو. می‌دوم تا مهربانی‌هایت تاول‌های پایم را خوب کنند.

ماه رمضان امسال غبارهای نشسته به تنم بیشتر از سال‌های پیش‌ بود. ولی نا امید نشدم. تو که هرسال مرا به مهمانی عاشقی‌ات راه می‌دهی؟ نه؟

ماه رمضان امسال تمام شد، تاول‌هایم خوب شد، دوباره راه می‌افتم. دوباره می‌دوم. دوباره عاشقت می‌شوم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٤/٢٢
٠
٠
ان شالله تا سال بعد
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
ان شاءالله. همچنین برای شما:)
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٤/٢٢
٠
٠
:) عالی...:)
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
قربانت:)
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
سلآم؛ خیلی هم قشنگ... به قول شیخ بهایی : اورا که دل از عشق مشوش باشد/ هر قصه که گوید همه دلکش باشد..... دلدادگی قشنگیه ...قدرشو بدون عزیز جان :))
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
سلآم به روی ماهت:) مرسی که اومدی:*.. آره زیباست...امیدوارم اونایی که مزه شو نچشیدن بچشن...
n.dahji
n.dahji
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
.سلام جالب بود و زیبا موفق باشید
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
ممنون :)
m_sistani
m_sistani
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
بسیار زیبا
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
سپاس :)
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
قشنگ نوشته بودید. واقعا این مهمانی 30 روزِ، یک چیز دیگست :)
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٤/٢٤
٠
٠
بله واقعا...
G_Emami
G_Emami
٩٥/٠٤/٢٦
٠
٠
*می دوم تا مهربانی هایت تاول های پایم را خوب کند...* عالیییییییییی...
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٤/٢٧
٠
٠
عالی خودتی! :)
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٤/٢٨
٠
٠
خیلی خیلی عالی بود
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٤/٢٩
٠
٠
نظر لطفته:-)
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات