لی‌لی دخترانه

لی‌لی دخترانه

نویسنده : وبگردی

وقتی قرار بود در حیاط خانه مادربزرگ با آن موزائیک‌های مربعی شکل بازی کنیم، نیازی نبود که گچ را به بزرگترین هم بازی بدهیم تا شکل لی لی را صاف و مرتب بکشد. اصلا در حیاط مادربزرگ همه چیز مهیا بود, فقط کافی بود یک نفر با زغال یا گچ بین موزائیک‌ها را پر رنگ کند. در جیب بعضی بچه‌ها که تازه به دبستان رفته بودند همیشه ته مانده گچ‌های رنگی پیدا می‌شد. گچ‌هایی که دیگر برای دست خانم معلم کوچک بودند و برای دست بچه‌های کوچه بزرگ. 

حیاط خانه مادربزرگ بهترین زمین بازی دنیا بود, انداختن سنگ در خانه مناسب حساس‌ترین کار دنیا و سخت ترین کار دنیا لی لی کردن و بعد از روی خانه ی سنگ دار پریدن و تا انتها رفتن و بعد برگشتن و سنگ را برداشتن و رسیدن کنار بقیه بچه ها.

انگار پسربچه ها وقتی وارد نقشه ی گچی می‌شدند، دختر می‌شدند و دختربچه‌ها وقتی سنگ می‌انداختند و لی لی می‌کردند، پسر می‌شدند. در لی لی، دخترانگی و پسرانگی هنوز کمرنگ بود. در لی لی، بین بچه‌ها مرزی به جز خط‌های گچی وجود نداشت. هرکس پایش را آن‌طرف خط می‌گذاشت سوخته بود و آن طرف خط هنوز حیاط خانه مادربزرگ بود.

دخترها وسط کوچه نقشه لی لی کشیده بودند. خودشان با خودشان بازی می‌کردند. وقتی گفتم بایستید کنار هم عکس بگیریم, یکی‌شان گفت با پسرها نمی‌گیریم. انگار مرزهاشان عوض شده بود. آن طرف مرز لی لی، کوچه بود و این روزها در کوچه ها دخترانگی و پسرانگی خیلی زود پر رنگ می‌شوند. خیلی زود.

منبع:

http://goo.gl/PaViO6

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_jafarpour
f_jafarpour
٩٥/٠٤/٠٥
٠
٠
خیلی زیبا بود. ممنون ببابت این حس خوب:)
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٤/٠٦
٠
٠
سلآم؛ یادش به خیر... ما که هنوزم به یاد اون دوران گهگداری لیگ لی لی برگذار میکنیم :)) البته سر 2دور به هن وهن میافتیم ولی ارزششو داره...کلی میخندیمو انرژی میگیریم(^_^)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
نمی خواهم برگردم

حجره بهشت

٩٦/٠٣/٢٧
تبلیغات
تبلیغات