زاده عشق / شعر
شعری نو در قالب نیمایی

زاده عشق / شعر

نویسنده : حس معلق

دل من زاده عشق است میان دو کبوتر

که یکی گفت به نام پدرم خوان و دگر نام بلندی که بهشت است قدمگاه قدومش

و بود مادر و جانم به فدایش

دل من زاده عشق است و خدا خواسته اینگونه بماند

و گذارد به کنارم گلی از جنس طلا

که شود سنگ صبورم، به هنگام بلا

و بود خواهر و او هست همان شور وفا

دل من زاده عشق است و خدا مرحمتی کرد و عطا کرد به من یاوری چون کوه

که خطابش بکنم نام، برادر

و شود همدل و همراه

دل من زاده عشق است و خدا لطف نمود بر من نیمه

و به من هدیه نمود هم نفسی از بر کامل شدنم

و بگفتا که او هست همان یار تو در یوم جوانی و میانسالی و پیری

و بکارم اندرون دلتان بذر محبت و صفا

و بود همسر تو، شاخه گلی نازک و زیبا

دل من زاده عشق است و خدا داد به من هدیه‌ای از جنس خودم

که بود میوه عمرم و عصای دم پیری

و چه فرقی بکند آن که پسر باشد یا دختر  شیرین

و چه خوش باشد اگر میوه‌ای از میوه خود را تو ببینی و ببویی و بگویی

که هر لحظه از این عمر مرا شکر،

و الحمد از این نعمت افزون که خدا شامل من کرد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ali_sh
ali_sh
٩٥/٠٤/٠٧
١
٠
چه زیبا بووووود :)
m_sistani
m_sistani
٩٥/٠٤/٠٨
٠
٠
ممنون
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٤/٠٨
١
٠
چه خوبه :)
m_sistani
m_sistani
٩٥/٠٤/٠٨
١
٠
تشکر لطف دارید
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٤/٠٨
١
٠
سلآم؛ خیلی هم زیبا...لذت بردیم :) قلم شما مستدآم.
m_sistani
m_sistani
٩٥/٠٤/٠٨
٠
٠
سلام خیلی ممنون
نفیسه سادات بنی هاشم
نفیسه سادات بنی هاشم
٩٥/٠٤/٠٨
٠
٠
خیلی خوب بود:)
m_sistani
m_sistani
٩٥/٠٤/٠٩
٠
٠
تشکر
خورشید
خورشید
٩٥/٠٤/٠٨
٠
٠
چه دلنشین :)
m_sistani
m_sistani
٩٥/٠٤/٠٩
٠
٠
لطف دارید
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١