سفید و خاکستری!

سفید و خاکستری!

نویسنده : sam.ariyaee

عابر پیاده‌ای درخیابان بودم، قدم می‌زدم به سمت جایی، می‌آمدم، می‌رفتم، نمی‌دانم  ...هوا رنگش پریده بود، آهسته آهسته می‌رفتم. سه کوچه میان راه بود و دو دختر دبیرستانی از کنار من در حال گذشتن بودند و به سمت مقصدشون می‌رفتند.

موتوری با دو سرنشین می‌گذشت، از کنار ما نیت سیاهی در ذهن داشت و نگاهش به دخترها بود از کوچه اول داخل شد و دوباره بازگشت، دخترها ترسیده بودند، با خودم گفتم کوچه دوم حالشان را سر جایش می‌آورم!

خودم را در مقابل کوچه دوم دیدم و سیلی که از دست من به سمت صورت پسرک جوان نقاشی شده بود؛ دومی از موتور پیاده شد. به سمت من آمد و با چاقو دو بار به من ضربه زد و من را غرق در خون بر روی زمین رها کرد و در حالی که شوکه شده بودند پا به فرار گذاشتند،  مردم در کنارم جمع شده بودند!

چشمانم را که باز کردم! ناگهان دیدم همه‌اش خیال بود و کاری نکرده بودم و سر کوچه سوم پشت سر پسری ایستاده بودم که سیلی به موتور سوار زده بود و ایستاده بود تا دختران دور شوند ...
ترس و خیال بافی مرا در خود خفه کرده بود و تنها نگاه می‌کردم 
آن‌جا بود که گفتم هنوز مردی و مردانگی هست، وجود دارد!
دو پسر هم سن در مقابل هم یکی با افکار خاکستری و دیگری سفید.


هر دو خیال بود و کوچه تاریک و خلوت ما
نه موتور سواری داشت که مزاحمت کند
و نه دختری که در تاریکی، از آن گذر کند !

پ.ن: داستانکی نوشته سید امیرعلی طباطبایی

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١١/٣٠
١
٠
زیبا بود دوست من
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩١/١١/٣٠
٠
٠
خودتي خودتي خودتي هم زيبا هم دوست ;)
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١١/٣٠
١
٠
خیلی زیبا ... اینم قبلا تو وبتون خونده بودم ... عالی بود مرسی
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩١/١١/٣٠
٠
٠
بله لطف داريد شما هميشه به بنده ... سپاس از حضورتون
Mostafa
Mostafa
٩١/١١/٣٠
٣
٠
بسیار زیبا بود... افکار توهمی.. توهم افکار
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩١/١١/٣٠
٠
٠
ندارم حرفي براي محبتت
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/٣٠
٠
٠
عه!!!! آقا شوما کوجایین؟؟؟؟؟؟؟ :))))))
l3igl3oy
l3igl3oy
٩١/١١/٣٠
١
٠
سلام زیبا بود ممنون
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩١/١١/٣٠
٠
٠
لطف داريد شما ممنونم
nasim_a
nasim_a
٩١/١١/٣٠
١
٠
قابل تامل و زیبا بود
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩١/١١/٣٠
٠
٠
سپاس از لطف و محبت شما دوست عزيز
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١١/٣٠
١
٠
خیی قشنگ بود.ممنون از شما که همیشه مطالب خوبی رو میذارین.
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩١/١١/٣٠
٠
٠
ممنون از شما كه هميشه نظرات اميدوار كننده مي گذاريد
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١١/٣٠
١
٠
من اینو کجا خونده بودم؟؟؟قبلا تو سایت نذاشته بودین؟؟شاید تو بلاگ خود سام آریایی خوندم!ولی قشنگه!ممنون
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١١/٣٠
١
٠
لیکن کنجد ومویز بخورین واسه تقویت حافظه:)
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩١/١١/٣٠
٠
٠
سپاس از حضورتون يك دوست :) داستانك سوم كه اين باشد و من هم داخل وبلاگم گذاشته بودم و هم در انجمن كه پستي كار شده بود در ارتباط با موضوعي چنيني
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١١/٣٠
٠
٠
ممنون سید،داستانک جالبی بود،غیرت رو باید احیا کرد:)
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩١/١١/٣٠
٠
٠
لطف داريد شما ممنون از محبتتون
mobin_69
mobin_69
٩١/١١/٣٠
٠
٠
نصفه شبی تو کوچه را میری تو فکر دخترای دبیرستانی ای؟!میخوای قیصر بازی در بیاری!!
sam.ariyaee
sam.ariyaee
٩١/١١/٣٠
٠
٠
قيصر كه نه اما فردين و دوست دارم :)))
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١١/٣٠
٠
٠
لیکن تولدتوووووووووووووووووون مباااااااااااااااااااااااااااااارک{آیکون دست وجیغ و باد کنک وکیک ومتعلقات}
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/٣٠
٠
٠
زیبا بود جناب..... مردونگی هست اما خیلی کم...... متاسفانه.....
نسیم
نسیم
٩١/١٢/١٣
٠
٠
کو کجاست؟ مردونگی رو می گم!!! جالب بودستی! (:
nikta
nikta
٩٢/٠٣/٠٤
٠
٠
قشنگ ...!
پربازدیدتریـــن ها
محکوم به فراموش شدنم

اینستاگرام لعنتی!

٩٦/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

فاعلی که همیشه مفعول است!

٩٦/٠٩/١٤
فرزندت را قورت بده تا قورتیده نشود

چگونه فرزندان خود را تربیت کنیم؟

٩٦/٠٩/١٥
به تو ظلم کردم...

من به تو بدهکارم

٩٦/٠٩/١٩
عذرخواهم اما...

نامه ای برای حسین(ع)

٩٦/٠٩/١٦
این سبک را زنده نگه داریم!

مکاتبه پشت صندلی

٩٦/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

قلب اجاره ای

٩٦/٠٩/١٨
من و پنجره به انتظار نشسته‌ایم تو را

کاش باز شود پنجره ای به ماه

٩٦/٠٩/١٨
آرامش کتابخانه

یک جای دنج

٩٦/٠٩/١٩
دوست دارم زندگی رو

تعریفی از خوشبختی

٩٦/٠٩/١٥
روزها می‌گذرند...

چرا زنده باشم؟

٩٦/٠٩/١٦
مدفون شده در آلودگی‌‌های شهر بزرگم

گرمای شب های سرد

٩٦/٠٩/١٨
خاموشی همه جا را در بر می گیرد

شهر خاموش

٩٦/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

فخر عالم

٩٦/٠٩/١٥
در آستانه سی سالگی

میم من را خوب بشناس

٩٦/٠٩/١٩
و تنها تو مرا دوایی

بخوانش دلتنگتم…

٩٦/٠٩/٢٠
دلم می‌خواهد تسلیمش باشم

مهرت به دلم نشسته

٩٦/٠٩/٢٠
هبوط

پیدایش انسان

٩٦/٠٩/٢١
شعری سروده خودم

غرور

٩٦/٠٩/٢١
تبلیغات