مشکوک بود و ضربه می‌زد پشت هم با دست 

امیدها او داشت از برگشت آنچه رفت 

من مانده بودم روبرو از هی تلاش او 

از آن تکاپوها و تن‌تن کردن سر سخت 

یک عمر در حسرت که حتی لحظه‌ای شاید 

برگردد و با من شود هم تخت 

اما چه شد، هرگز ورق‌ها بر نمی‌گردند 

قسمت نمی‌آید به تو هر انکه او را رفت 

با یک دهان کاملا باز و هوایی خشک 

او فوت می‌کرد در دهانم  همچنان سر سخت 

هی داد می‌زد لعنتی برگردد 

من هم سبک بودم برای بازی برگشت 

قلبم زمان می‌خواست، آسودن، کمی تفریح 

یک عمر جان کندن مرا بس نیست؟ 

با حس مشکوکش بمن شوک داد 

این آخرین ترفند، انچه هست 

من همچنان با خنده می‌گفتم 

قسمت نمی‌آید به تو هر انکه او را رفت

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٥/٠٤
٠
٠
سلام.خسته نباشید.خیلی زیبا بود فقط من یکمی توی خوندنش و وزنش مشکل داشتم!
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٥/٠٥
٠
٠
اعتراف می کنم خوندن ش یه کم سخت ئه ..یه جاها وزن مشکل داره .. ....ممنونم از وقتی که گذاشتید
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٥/٠٤
٠
٠
ﻗﻠﺒﻢ زﻣﺎنﻣﯽﺧﻮاﺳﺖ، آﺳﻮدن،ﮐﻤﯽ ﺗﻔﺮيح يک ﻋﻤﺮﺟﺎن ﮐﻨﺪنﻣﺮاﺑﺲﻧﯿﺴﺖ؟ ********** خوب بود...فقط منم نتونستم درست بخونمش...:)
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٥/٠٥
٠
٠
بعضی وقتا یه شعر رو چند باید تا نخونی قافیه دستت نمیاد ...ممنونم از وقتی که گذاشتید
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/٠٤
٠
٠
یکمی از شعر قبلیت ضعیف تر بود از نظر وزنی به نظر من. یکم سخت بود کلا خوندنش.
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٥/٠٥
٠
٠
بله قبول دارم ..شعر قدرتمند همون اول شعر مخاطب رو میخکوب میکنه ..نقاط ضعف ش زیاد بود ...ممنونم از توجه تون
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/٠٦
٠
٠
پوزش من شما رو با سید محسن مون اشتباه گرفتم که اینجوری مورد خطاب قرار دارم.
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٥/٠٧
٠
٠
خواهش می کنم علیرضا خان ..خوشحال شدم
m_bahari
m_bahari
٩٥/٠٥/٠٤
٠
٠
عزیز! وزن شعر شما اینه: مستفعلن مستفعلن مستفعلن فاعلن. وزنی خوبی هم هست، از وزن هایی است که شاعران پست مدرن زیاد ازش استفاده می کنند. اوایلش هم خوب پیش می روید، تا اینکه می رسید به مصرع ششم. بعد هم مصرع دهم اضافه وزن دارد. و از آن به بعد دیگر همه کم دارند... اینها همه درباره وزن بود... اما باید بگویم که قافیه ی شعرتان بدجوری مشکل دارد. شما طبق قواعد شعر نمی توانید "دست" را با "رفت" قافیه کنید... "دست" با "هست" می تواند قافیه شود و "مست" و "رَست" و... حالا همه ی قافیه ها هم قابل بخشش باشد، این بیت -علی رغم اینکه بهترین بیت شعرتان است- از نظر قافیه ای اصلا قابل پذیرش نیست: یک عمر جان کندن مرا بس نیست؟؟! حتما حتما کتاب روزنه، نوشته آقای محمدکاظم کاظمی را بگیرید بخوانید. کتابی است محشر در بیان مبانی شعر. انقدر روان و موشکافانه است که حتی شاعرهای حرفه ای هم از خواندنش بی نیاز نیستند. موفق باشی برادرم
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٥/٠٥
٠
٠
دوست عزیزم جناب بهاری اولا بسیار خوشحال م از نکاتی که فرمودید ...من خودم وقتی شعر میگم اصلا دنبال پیدا کردن وزن ش نمیرم ...میدونم کارم اشتباه ئه ...ینی در واقع از سال چهارم دبیرستان که ارایه ها برام تموم شد دیگه وزن هیچ شعر رو در نیاوردم ..تا همین یه ماه پیش که حس کردم باید در مورد عروض و قافیه بیشتر بدونم ......دقت نظر شما ستودنی ئه ..ممنونم از راهکارتون ..حتمن پیگیری میکنم .......بعد جریان شعر پست مدرن ..من خیلی دوست داشتم به اون سبک بگم ...این شعر هم بنظر خودم حسی به اون سبک بود ...اما اینکه پست مدرن روی وزن خاصی گفته میشه اطلاعی نداشتم .....بازم ممنونم از راهنمایی تون
m_bahari
m_bahari
٩٥/٠٥/٠٧
٠
٠
شعر پست مدرن وزن خاصی نداره. عرض کردم که شاعران پست مدرن با این وزن زیاد شعر گفتن. اون هم به خاطر وزن کلماتی امروزی ایه که میخوان توی کار بیارن و وزنهایی شبیه این که (مستفعلن) توی افاعیلشون تکرار میشه میارن. مثلا شما اگر بخوای کلمۀ استاتیک رو توی شعرت بیاری، یا استکان قهوه و سیگار بهمن و ... پاشون بخواد به شعر باز بشه وزنا باید مستفعلن شون زیاد باشه. الان ببینید این کلمات توی شعر پست مدرن یه بیت رو تشکیل میدن.(با همین وزن شما) : یک استکان قهوه و سیگار بهمن... با استتیکِ گریه ، دینامیک خنده
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٥/٠٧
٠
٠
ممنونم از توضیحاتت جناب بهاری
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٥/٠٥
٠
٠
با این که زیاد قاعده ی وزن و قافیه رو بلد نیستم ولی گمونم اوزان شعر مشکل داشت که با کمی تمرین و مطالعه حل میشه و به روان شدن شعر کمک می کنه
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٥/٠٥
٠
٠
ممنونم خانوم انتصاری ...حتمن لحاظ می کنم ..ممنونم از وقتی که گذاشتید
میرزا
میرزا
٩٥/٠٥/٠٥
٠
٠
من کاری به وزن و این حرفا ندارم، چون سررشته ای هم ندارم. از خوندن اشعار لذت میبرم. با آرزوی سلامتی برای شما دوست خوبم :)
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٥/٠٦
٠
٠
سلام اقا میرزا ...خوبین ان شالله ...شما لطف دارین ..ممنونم ازتون و وقتی که گذاشتین ...یا من کم سایت میام یا شما خیلی وقت هست مطلبی نذاشتین
میرزا
میرزا
٩٥/٠٥/٠٦
٠
٠
علیکم السلام؛ الحمدلله خوبم و امیدوارم شما هم در سلامتی کامل باشین. راستش من مدتی مسافرت بودم و به این خاطر کمتر میومدم، ولی شما هم فکر کنم کم سر می زنید ؛)
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٥/٠٧
٠
٠
ان شالله که خوش گذشته باشه ...بله منم کمتر قسمت شده سر بزنم
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٥/٠٨
٠
٠
طفلک " اوی " شعر شما :) بسیار زیبا بود " موفق باشین همیشه "
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥