باید مثل همه حرف‌های عاشقانه باشی. مثل همه وقت‌های دلتنگی. مثل فراموشی که سنگین و مقتدر می‌نشیند توی همه ذهن و پس نمی‌زنی‌اش. نه این‌که نخواهی نه؛ نمی‌توانی. البته لابد این‌طور زندگی هم جای خودش قشنگ است. مثلا این‌که یادت نیاید چقدر توی سال‌های عمرت منتظر کسی بوده‌ای و این‌که بخواهی و یک عکس همیشه توک زبانت باشد که کیست و این‌که چقدر آشناست و خیالت تخت باشد از این‌که مرده است... زنده است و شاید این‌که یک روزی برایت مهم بوده باشد، مهم آن‌قدر مهم که حالا دارای قدرت عجیب فراموشی شده‌ای. قدرتی که هر کسی نداردش.

به ساعتت و تقویم روی دیوار بی‌تفاوتی و شناسنامه‌ات را نمی‌شناسی. چه قدرت عجیبی، حتی یادت نمی‌آید چطور می‌شود که دائم مجبوری هوا را ببلعی و نمی‌دانی برای چه و بارها می‌خواهی امتناع کنی از بلعیدنش و هر بار ناخوداگاه مجبوری و این کار کودکانه‌ات بچه‌ها را به خنده وا می‌دارد و دستت توی دست کسی است. حتی برای یک پارک رفتن ساده، حتی برای یک قدم زدن بی‌دلیل که تو هرگز یادت نمی‌آید حالا که داری قدم می‌زنی دلتنگ کسی هستی. کسی جایی دلتنگ توست و همیشه این سوال توی ذهنت رژه می‌رود، این پرستاری که برایت استخدام کرده‌اند، چقدر شبیه عکس روی طاقچه است البته با چین و چروک‌های عمیق و البته مثل همان عکس مهربان و دوست داشتنی.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٤/٢٩
٠
٠
احساس نابی توش بود...همینو میتونم بگم! خیلی زیبا بود...سپاس:-)
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٤/٢٩
٠
٠
ممنونم از توجه تون
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٤/٢٩
٠
٠
قشنگ بود محمد جان ..، آفرین :)
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٤/٢٩
٠
٠
لطف داری حمید جان ..ممنونم از وقتی که گذاشتی
پربازدیدتریـــن ها
صندوقچه افکارم

می نوشتیم آن زمانی که نوشتن مد نبود

٩٦/١١/٢٦
پا به ویرانی دلم می‌گذارد

چشم هایش

٩٦/١١/٢٥
شعری سروده خودم

جویای محبت

٩٦/١١/٢٩
التماس تفکر

«و» مثل ولنتاین

٩٦/١١/٢٦
دوباره عاشقش...

بی جهت نیست دلش شوق تو در سر دارد

٩٦/١١/٣٠
تقدس حجاب

محتاج نگاهیم بانو

٩٦/١١/٢٦
بس کنید!

بازی با عشق

٩٦/١١/٢٩
زندگی کوتاه است

سی سالگی

٩٦/١١/٢٥
خدایی که در این نزدیکی‌ست

طریق عاشقان

٩٦/١١/٢٨
می خواهم توی لاک خودم باشم

در ستایش گم شدن

٩٦/١٢/٠١
صدای پای نم نم اش

بارونم

٩٦/١١/٢٨
ترانه ای سروده خودم

چقدر دلگیرم از بهمن

٩٦/١١/٢٩
من غلام قدیس ولنتاینم

ولم تایم، روز عشاق

٩٦/١١/٢٦
شعری سروده خودم

تو قصد کشتنم را کرده ای

٩٦/١١/٢٨
فیلم بین حرفه ای شوید

مختصر نگاهی بر فرم و محتوا

٩٦/١١/٢٨
به‌سوی بهشت

در جمعیت

٩٦/١١/٢٥
چرا این کابوس‌های بیداری تمام نمی‌شود؟

این شبیخون بلا باز چه بود

٩٦/١١/٢٩
جشن امضای رهش امیرخانی

لطفا در صف بمانید!

٩٦/١٢/٠١
زمان می‌گذشت و من همچنان می‌نوشتم

مرا بخوان

٩٦/١١/٣٠
سقوط مستمر رسانه ای و سقوط پرواز تهران -یاسوج

ورشکستگی فضای رسانه ای کشور

٩٦/١١/٣٠