موسم رفتن شد
شعر

موسم رفتن شد

نویسنده : mohamad_s

ای باغ بهار موسوم رفتن شد 

چرخی زده دهر وقت دل کندن شد 

آن نوبری و جمال فروردینی 

دی آمد و برد و ساعت خفتن شد 

این چنبر عمر جاودانگی داشت مگر؟

کامروز به جان ما چنین دشمن شد 

نا رسته به پای زندگی لولیدیم 

برداشت نکرده میوه‌ای بهمن شد 

از ما که گذشت فکر خود را بکنید 

بیدار بزید کاین چنین قدغن شد

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٥/٢٠
٠
٠
شعر رو خودتون گفتید؟؟
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٥/٢٠
٠
٠
:) عالی:)
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٥/٢٠
٠
٠
سلام ..بله ..ببخشید اگه ضعیف گفتم
میرزا
میرزا
٩٥/٠٥/٢٠
٠
٠
سلام؛ لذت می بریم آقا، دست شما درد نکنه!
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/٢٠
٠
٠
شعر خوبی بود منتها من این مصرع آخر رو نگرفتم "بیدار بزید کاین چنین قدغن شد" توضیح بدید ممنون میشم.
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٥/٢٠
٠
٠
منم!
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٥/٢٢
٠
٠
سلام وقت تون بخیر ..ممنونم از توجه تون ..."زی " مخفف کلمه ی زندگی ..و با اوردن "ب " اول ش یه جور کلمه ی هشدار میشه ...منظور اینه که با چشم باز (بیدار ) زندگی کن ...که برای ما اینچین تموم (قدغن) شد .....
S_refaeinia
S_refaeinia
٩٥/٠٥/٢١
٠
٠
بسیار عالی، منم مثه دوستان متوجه مصرع آخر نشدم ولی در کل عالی بود شعر..موفق باشین
Gisoo_E
Gisoo_E
٩٥/٠٥/٢١
٠
٠
خیلی خیلی عالی... ممنون:-)
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٥/٢٢
٠
٠
ممنونم از شما
n_dahji
n_dahji
٩٥/٠٥/٢١
٠
٠
واقعا از ما که گذشت...خوب بود دستتون درد نکنه:9
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٥/٢٢
٠
٠
ممنونم از شما که وقت گذاشتید
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٥/٢٢
٠
٠
ممنونم ...امیدوارم توضیحات م اشتباه نبوده باشه
پربازدیدتریـــن ها
تجربه اولین نمایشگاه کتاب

اردو در نمایشگاه

٩٦/٠٢/٢٨
شعری سروده خودم

کافه

٩٦/٠٢/٢٦
شعری سروده خودم

نمی دانست هوای یار به سر داری

٩٦/٠٢/٢٧
برای 30 سالگی ام

هوایی ام به هوای تو

٩٦/٠٢/٢٨
شعری سروده خودم

عشق

٩٦/٠٢/٢٦
شعری سروده خودم

رویای بیداری

٩٦/٠٢/٢٥
شعری سروده خودم

کی گفته جنگِ بر سرِ رای افتخار است؟

٩٦/٠٢/٣٠
روزی که عاشقت شدم

چهارشنبه بیست اردیبهشت

٩٦/٠٢/٢٥
دلت نیامده مرا صدا کنی

شاه مقصود دلم

٩٦/٠٢/٣١
فیلتر دوستان

اندر مزایای انتخابات!

٩٦/٠٢/٢٨
حواس مان به کائنات هم باشد

خانم های مجلس بخوانند

٩٦/٠٢/٣١
این کار خطرناک

مردان شیشه ای

٩٦/٠٢/٢٨
لعنت به خاطرات

راننده تاکسی عاشق

٩٦/٠٢/٢٧
گرمی دست هایت

کبریت می فروشم

٩٦/٠٢/٢٧
این کتاب ها را حتما بخوانید

سه کتاب دوست داشتنی

٩٦/٠٢/٢٥
همه حرف ها را جدی نگیرید

التماس اطلاع!

٩٦/٠٢/٢٥
برنده مناظرات او بود

بهترین نامزد انتخابات

٩٦/٠٢/٢٧
این کتاب را حتما بخوانید

کتابی از آلبادسس بدس

٩٦/٠٢/٢٨
بینندگان عزیز با شما هستیم

یک داستان اخباری

٩٦/٠٢/٢٧
شعری سروده خودم

مشتری بی مدار

٩٦/٠٢/٣٠
تبلیغات
تبلیغات