دردم این است ...
دلنوشت

دردم این است ...

نویسنده : mohamad_s

دردم این است، شاید درد تمام آدم‌ها این است و درد تمام کوه‌ها و دریاها و حرف‌هایی که گاهی از سر اجبار، گاهی از سر فراموشی گفته نمی‌شوند و درد تمام قوانین مختومه عالم. و هر چیزی که درد نداشت؛ معنا نداشت، حس نداشت، وزن نداشت، شکل نداشت، میل نداشت، اندازه نداشت، کوتاه بود، باریک بود، افق نداشت. و هر چیزی که درد نداشت؛ اصالت نداشت، پرتو نداشت. و درد لبخند شیرینی است به سنگینی دنیا آمدن، به اولین تلنگری که به تن می‌نشیند.

دردم این است، درد تمام صلح‌هایی که روی کاغذ ماند و بین مرزها جاری نشد. درد تمام شهرهایی که قسمت شد و اصالت آدم‌ها را تشنه رسیدن کرد. عاشق‌تر و بی‌باک‌تر از هر وقتی دردم اینست. درد تمام آزادی‌ها. آزادی‌های نامحدودی که پروازت دهد از زمین، از تن، از سازگاری، از ریشه، از باور، از انقلاب. دردم این ست، درد تمام یکنواختی‌ها که اسمش زندگی شد، تمام عادت‌ها که هدف شد، تمام باورها که شکلشان تغییر کرد.

دردم درد تمامیت انسان است، درد قشنگ یک سیب برای خورده شدن، برای رهایی. شاید این‌جا گناه چیدن یک سیب، قشنگ‌ترین بی‌باکی «آدم» باشد. درد یک عمر تمرین انسان ماندن.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٤/٢٢
٠
٠
«شاید این‌جا گناه چیدن یک سیب، قشنگ‌ترین بی‌باکی «آدم» باشد. درد یک عمر تمرین انسان ماندن.»... موفق باشید : )
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٤/٢٢
٠
٠
جالب و زیبا...!! ممنون
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٤/٢٢
٠
٠
ممنونم از وقتی که گذاشتید
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٤/٢٢
٠
٠
ممنونم ...لطف کردید
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٤/٢٣
٠
٠
سلآم؛ به قول مولانا : زیرکی بفروشو حیرانی بخر / زیرکی ظن است و حیرانی نظــر...... مام گاهی حیران این درد هاییم :/ شیک نوشتین...قلمتان مستدآم :)
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٤/٢٩
٠
٠
عجب شعری اوردین ....ممنونم
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
یکی بود مثل همه ما

آتنا رفت

٩٦/٠٤/٢٢
نکند اعتماد جامعه را سلب کنید

درد کنکور

٩٦/٠٤/٢٢
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
بیایید از این واژه نترسیم

بگو نمی دانم

٩٦/٠٤/٢٢
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
مراتب سیاه نمایی

من یک سیاه نما هستم

٩٦/٠٤/٢٢
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤
شعری سروده خودم

بی تاب ترین پنجره

٩٦/٠٤/٢٢
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
تبلیغات