یک مرد مثل بمب ساعتی خطرناک است 

مثل تیغ برنده است 

یک مرد توی ذهن خود دارد 

مثل خود هزار و یک باور 

از کسی نمی‌ترسد 

گاه مثل درد سنگین است 

حرف می‌زند و غمگین است 

در سیاهی زندان 

تا ابد زمین گیر است 

لیک باورش فقط این است 

بر سر اعتقاد خود باشد 

مثل بمب ساعتی لبریز 

منتظر برای شلیک است

+ تقدیم به تمام کسانی که برای اعتقاد خود جنگیدند 

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
لیلی
لیلی
٩٥/٠٤/٠٨
٠
٠
عالی بود؛ موفق باشید
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٤/٠٩
٠
٠
ممنونم ..لطف دارید
لیلی
لیلی
٩٥/٠٤/٠٩
٠
٠
لطفا برای پستهای بنده هم نظر بدید
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٤/٠٩
٠
٠
ببخشید من فکر کردم منظورتون پست اخری تون هست ....چشم
لیلی
لیلی
٩٥/٠٤/٠٩
٠
٠
^-^
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٤/١٢
٠
٠
خیلی هم خوب :) منتظر دیگر اشعار شما هستیم :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣