گفتم؛ گفتا...
حاضر جوابی‌ها‎ی تاریخی!

گفتم؛ گفتا...

نویسنده : sara5910

می‌گویند: «مرلین مونرو» یک وقتی نامه‌ای به «البرت اینشتین» نوشت:

فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم، بچه‌هایمان به زیبایی من و هوش و نبوغ تو! چه محشری می‌شوند!

«اینشتین» در جواب نوشت:

ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانم.

واقعا هم که چه غوغایی می‌شود!

ولی این یک روی سکه است، فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می‌شود!

******

روزی در یک مهمانی مرد خیلی چاقی سراغ «برنارد شاو» که بسیار لاغر بود رفت و گفت:

آقای شاو! وقتی من شما را می‌بینم فکر می‌کنم در اروپا قحطی افتاده است

برنارد شاو هم سریع جواب می‌دهد:

بله! من هم هر وقت شما را می‌بینم فکر می‌کنم عامل این قحطی شما هستید!

*****

روزی نویسنده جوانی از «جرج برنارد شاو» پرسید:

«شما برای چی می‌نویسید استاد؟»

برنارد شاو جواب داد:

«برای یک لقمه نان»

نویسنده جوان برآشفت که:

«متاسفم! برخلاف شما من برای فرهنگ می‌نویسم!»

وبرنارد شاو گفت:

«عیبی نداره پسرم هر کدام از ما برای چیزی می‌نویسیم که نداریم!» 

******* 

نانسى آستور –  (اولین زنى که در تاریخ انگلستان به مجلس عوام بریتانیاى کبیر راه یافته و این موفقیت را در پى سخت کوشى و جسارت‌هایش بدست آورده بود)

روزى از فرط عصبانیت به وینستون چرچیل  رو کرد و گفت:

من اگر همسر شما بودم توى قهوه‌تان زهر مى‌ریختم.

چرچیل (با خونسردى تمام و نگاهى تحقیر آمیز):

من هم اگر شوهر شما بودم مى‌خوردمش.

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ati200
ati200
٩١/١٢/٢١
٢
٠
جالب بود
ati200
ati200
٩١/١٢/٢١
٠
٠
یعنی من اوووووووووووووووووولم وای
{т.ℳ {Nuℳbℯя7
{т.ℳ {Nuℳbℯя7
٩١/١٢/٢١
٠
٠
نیگا کن من یه مدت نبودند همه دارن اول میشن، نع خعیر، من اولم، اول همیشه خودمم{سازمان تو ذوق زدن} ! شوخی کردما آتی جون:)
{т.ℳ {Nuℳbℯя7
{т.ℳ {Nuℳbℯя7
٩١/١٢/٢١
١
٠
خوشم میاد انیشتین هم مثه من حاضر جواب بوه ها{ قشنگ جواب تو آستینش داشته}
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/٢١
١
٠
چقدر جالب بود بعضیاشم خیلی نکته داشت.ممنونم.
Z_Yaghoobi
Z_Yaghoobi
٩١/١٢/٢٤
٠
٠
واااااای چه آدم باحالی بوده این برنارد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! :))))
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١٢/٢٤
٠
٠
آخریه باحال بود!
imanhkt
imanhkt
٩١/١٢/٢٤
٠
٠
سارا خانم از شما هم ممنون ...
mahshid2
mahshid2
٩١/١٢/٢٥
٠
٠
عجب...
mahshid2
mahshid2
٩١/١٢/٢٥
٠
٠
خیلی جالب و نکته دار بود مقسی
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٩/٠٥
٠
٠
سلام ... متشكرم عالي بود
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣