اُمید بریده ...
دلنوشت

اُمید بریده ...

نویسنده : yekta_b

قبلاترها گفته بودم گاهی راه حل در عمق نا‌اُمیدی مطلق است. هنوز هم می‌گویم، حتی حالا که یک اُمید خیلی خیلی کوچک در ته اعماق دلم جوانه زده. با این‌که کم سو و بی‌رمق است ولی هست و این بودنش مرا می‌ترساند، نیامده روی خیالاتم خیمه زده، مثل دوران نوجوانی رویا‌باف شده‌ام، خیال‌پرداز شده‌ام. بعد هی زود مچ خودم را می‌گیرم و کات.

می‌ترسم از این جوانه‌ی اُمید ِسر به هوا. می‌ترسم حریفش نشوم. می‌ترسم جلویش کم بیاورم. می‌ترسم فکر و ذکر غالبم شود. می‌ترسم کل کائنات بر پایه‌اش بچرخد. می‌ترسم بزرگ و بزرگ‌تر شود بعد یک روز یکهو بی‌هوا بگذارد برود و مرا در خیالاتم رها کند و گرومب.

باید زمین خورده‌ی اُمیدت باشی تا عمق دردناکی این گرومب را درک کنی! که بترسی از جوانه‌ی اُمید کوچکت. من که زمین خورده‌ات هستم حضرت معبود، راضی نشو به زمین خوردنم. هیچ کس نداند تو که خوب می‌دانی من تاب ِ باز زمین خوردن و از صفر شروع کردن را ندارم، تو که می‌دانی من تا به این‌جا راه درازی را یک تنه گز کرده‌ام، بیا دوباره خدایی کن و این جوانه‌ی اُمیدِ کوچکم را از ریشه بِخُشکان. من نه دلم می‌آید و نه زورم می‌رسد، بیا و نابودش کن تا آرامش به روزهایم برگردد. برگردم به همان روزهای بی‌دغدغه‌ی ممتد.

جنگیدن برای اُمیدی که دست آخر از کنترل خارج می‌شود و نا اُمیدت می‌کند خیلی دردناک است، خیلی ترسناک است. من مدت‌هاست به این نا اُمیدیِ مطلق خو گرفته‌ام. کاش در نا اُمیدی بسی امید نبود، حالا چه فرقی می‌کند پایان شب سیه به سپیدی می‌رسد یا نه؟!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٤/٠٩
٠
٠
دیروز بود یه اس نوشتم به این مضمون :یک انسان را حتی مرگ از پا نمی اندازد ، مادامی که امید در او موج میزند ......
لیلی
لیلی
٩٥/٠٤/٠٩
٠
٠
پیام زیبایی است،
yekta_b
yekta_b
٩٥/٠٤/١٠
٠
٠
همچنان به نظرم یه وقتا راه حل در ناامیدی مطلق ... شاید اصلا راهو اشتباه رفتی و امید واهی کار ُ بدتر میکنه ...
b_noori
b_noori
٩٥/٠٤/٠٩
٠
٠
چه قدر اندوهناک !! براتون کلــی نهال امید آرزو می کنم که سبز بشن تو دلتون و بمونن تا بشن یه درخت تنومند و آرامش زندگیتون رو دو چندان کنند.
yekta_b
yekta_b
٩٥/٠٤/١٠
٠
٠
چه مهربونانه ^_^ ممنونم ازت ...
لیلی
لیلی
٩٥/٠٤/٠٩
٠
٠
امید بهترین دارایی انسان
yekta_b
yekta_b
٩٥/٠٤/١٠
٠
٠
به نظرم یه وقتا نیس ...
لیلی
لیلی
٩٥/٠٤/١٠
٠
٠
امید بعضی اوقات باعث میشه راه درست و غلط را تشخیص بدی، به شرطی که به ندای درون وجود گوش کرد
m_rs
m_rs
٩٥/٠٤/٠٩
٠
٠
امیدی کة نا امید میشه بدترین قاتل روح ی آدمه...!!
yekta_b
yekta_b
٩٥/٠٤/١٠
٠
٠
معلومه درد کشیده ای ...
m_rs
m_rs
٩٥/٠٤/١٠
٠
٠
آره:)
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠٤/٠٩
٠
٠
قَالَ وَمَنْ يَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ :)
yekta_b
yekta_b
٩٥/٠٤/١٠
٠
٠
گفت : جز گمراهان چه کسی از رحمت پروردگارش نومید می شود ؟ :) کاش همیشه همه ی امیدمون حضرت معبود باشه و لاغیر :)
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٤/٠٩
٠
٠
امیدتو بچسب یکتا!!! ولش نکن...برو جلو... ان شاءالله مطلب بعدیت پر از شادی و امید باشه!!
yekta_b
yekta_b
٩٥/٠٤/١٠
٠
٠
راستشو بخوای این دو تا متن حزن انگیز (!!) مال تقریبا یه ماه پیش ِ ! الان حالم خوبه گـلی :) خیلی خووووووووب ... هر چند اون امیده طبق انتظارم ناامید شد ...
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٤/١١
٠
٠
مهم اینه که خوبی!!! مهم فقط همینه... خوشحالم برات... خوشحالیت پــــــــآیــــــــدآر...
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٤/١٠
٠
٠
چه خوب بود توصیفات :) حضرت امید رو هرچند جوانه سربه هوایی باشه رو دوست داشته باش:)
yekta_b
yekta_b
٩٥/٠٤/١٠
٠
٠
شما خوب خوندی بانو :) یه ووقتا با تمام دوس داشتنی بودنش عقلم میگه رهاش کنم ...
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٤/١٠
٠
٠
امید و ایمان چیزی هست که حتی واهی بودنشون هم نوعی نعمته...
yekta_b
yekta_b
٩٥/٠٤/١١
٠
٠
امید واهی همیشه تهش خوب نیس ...
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات