ما را به سخت جانی خود این گمان نبود...
معبودا هنوز هم ان مع العسر یسرایی هست؟!

ما را به سخت جانی خود این گمان نبود...

نویسنده : yekta_b

از همان اولش هم دلم به راه نبود و پاهایم میخِ زمین شده بود، به خودم که آمدم بیشتر از گردش زمین در این مدت پیر شده بودم. آخر می‌دانی عزیزِ جان؛ آدم‌ها از یک جایی به بعد بزرگ نمی‌شوند، پیر می‌شوند یعنی روزگار پیرشان می‌کند.

تاوان دارد این تجربه‌ها، این پختگی‌ها، این تارهای سفیدِ پیکِ دوره‌ی جوانی... خط به خط این چروک‌ها و رعشه‌ها خستگی دارد. همان روزی که سیاه گربه‌ای به من زل زد و کلاغی بالای سرم غارغار کرد و میم گفت خواب بدی برایم دیده فهمیدم یک ذره مانده به هر شکستنِ دوباره ... من این بار هم همه را از سر گذراندم ، هر چند سخت ، هر چند خسته ... تمام شد!

نمی‌دانم اسمش چیست؟! قسمت؟ قضا؟ قدر؟ شانس؟ تنها می‌دانم هر چه که بود این بار ارزش این همــــه تن خستگی و پریشان حالی و آشوب را نداشت... حالا مدتی است گاردم را پایین آورده‌ام و برای حفظ بقا زندگی ربات‌گونه‌ای را پیش گرفته‌ام. این روزها نه فکر می‌کنم نه حس. فقط طبق برنامه‌ی از پیش تنظیم شده‌ روزها را شب می‌کنم و شب‌ها را روز...

معبودا هنوز هم سر حرفت هستی؟ هنوز هم ان مع العسر یسرایی هست؟! پس چرا این همه دور است؟ پس چرا من نمی‌رسم؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٤/٠٣
٠
٠
حس تو رو زیبا بیان کردید ....البته که ان مع العسر یسرا ..
yekta_b
yekta_b
٩٥/٠٤/٠٣
٠
٠
به همین امید سخت ها رو میگذرونیم :) ممنون که خوندین :)
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٤/٠٣
٠
٠
سلام یکتای عزیز! راه نیوفتادی که نمی رسی... متنت زیبا بود.مخصوصا این بخش خیلی به دل من نشست:«آدم‌ها از یک جایی به بعد بزرگ نمی‌شوند، پیر می‌شوند یعنی روزگار پیرشان می‌کند.»... قلمت مانا و زندگیت پر امیـــــد...
yekta_b
yekta_b
٩٥/٠٤/٠٣
٠
٠
یه وقتا قدم برداشتن سخت میشه ، یه وقتا به یه محرک بیرونی نیاز داری تا هل ات بده ... ممنون از لطفت :)
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٤/٠٣
٠
٠
پس توی این شبا برات یک محرک قوی آرزو میکنم... نذار رکود دامن زندگیتو بگیره عزیزم :)
yekta_b
yekta_b
٩٥/٠٤/٠٤
٠
٠
خیلی ممنون از مهربونیت :) میدونی ؟ آدم ِ راکد مثه مرداب بو میگیره ! همیشه موفقیت در حرکته :)
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٤/٠٦
٠
٠
پس حرکت کن! :)
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٤/٠٤
٠
٠
زندگی روباتی بد دردیه ؛ سعی کن یک تغییری تو روند روزها بدی که کلافگیش بیچاره کننده اس. خیلی وقت بود اسمت رو داخل مطالب نمی دیدم و کم کار شده بودی :) نری که بری ها :)
yekta_b
yekta_b
٩٥/٠٤/٠٥
٠
٠
چشم :) دارم یه کارایی میکنم از ربات بودن در بیتم ؛) نه خاطر جمع من چارچنگولی چسبیدم همینجا حتی اگه کمرنگ بشم :))
خورشید
خورشید
٩٥/٠٤/٠٥
٠
٠
آدم‌ها از یک جایی به بعد بزرگ نمی‌شوند، پیر می‌شوند . به ول ال احمد جواب کسالت ها و این نیز بگذردهاست .
yekta_b
yekta_b
٩٥/٠٤/٠٥
٠
٠
اینی که میگذره عمر ماست بانو جان ....
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٤/٠٦
٠
٠
سلآم؛ من فقط میدونم به کلام خدا نمیشه شک کرد...غیر از در رحمتش نداریم پناه/ بیچاره وعاجزیم با حال تباه/ نی طاقت زهد است و نه یارای گناه/ لا حول ولا قوه الا بالله...... ان شالله که خدا به حف همین روزای عظیم الشان. عاقبت همه ی مارو ختم به خیر کنه :)
yekta_b
yekta_b
٩٥/٠٤/٠٦
٠
٠
الهی آمین :)
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠