خسته‌تر از خسته‌ام ...

خسته‌تر از خسته‌ام ...

نویسنده : وبگردی

هوا، گرمای رقت‌انگیز بهاری را مزه‌مزه می‌کند، با کتاب و جزوه پهن شده‌ام کف اتاق، روی کیوی‌ها نمک پاشیده‌ام و مثل اینکه هامیلتونی تحت پاریته ناورداست! به میم فکر می‌کنم بی‌آنکه تُن صدایش یا ریتم حرف زدنش یادم بیاید، اصلاً نمی‌دانم چال لپش روی لپ چپش بود یا راستش؟ حتی مطمئن نیستم چال لپ داشته باشد. ناوردایی هامیلتونی تحت برگشت زمان نیاز به اثبات دارد و من در خیالاتم زل زده‌ام به دستهای میم که موقع صحبت در هوا چرخ می‌خورد. با یک "جان؟" گفتن وسط حرفهایش یکهو ته اعماق دلم به مور مور افتاده بود، حواسم را جمع می‌کنم که شرط بهنجارش را برای بدست آوردن ویژه حالت انرژی فراموش نکنم. یک حلقه کیوی از روی چاقو سُر می‌خورد و عملگر انتقال شبکه بوی کیویِ نمک پاشیده شده می‌گیرد.

 لابد هفته‌ی آینده این موقع مشهد هستم، در حرم باد ملایمی می‌وزد و گوشه‌های چادرم سر به هوا شده‌اند. آخ‌خ‌خ چرا هفته بعد نمی‌شود؟؟؟ همیشه اردی‌بهشت آرزو به دلم می‌کند! هر چه قدر هم سَرَم را با درس و مشق و دورهمی های دوستانه و رفت و آمد و بُن نمایشگاه کتاب و انواع دغدغه‌ها و غیره ذلک گرم کنم حتی با موهای بافته شده و لاک های رنگی رنگی هم؛ باز یک چاه بی‌نهایت گانه سر راهم دهان باز می‌کند. بدجوری حالت متقارن و نامتقارن چاه دوگانه پتانسیل را قاطی کرده‌ام. انگار این چاه دهان باز کرده باشد و من معلق‌وار به تهش نرسم و به شترق آخرش هم دلم خوش نباشد.حالم مثل فیلی است که خرطومش درد می‌کند. کاش یکی باشد من را copy کند، پیش خودش نگه دارد و دوباره چهارشنبه در این دنیا paste م کند! اصلا تا به حال وسط بهار دلتان بهانه‌ی پاییز را کرده ؟! به یقین اردی‌بهشت یک پارادوکس جهنمی است، ما گول خورده ایم ... ما گول خورده‌ایم ... ما گول خورده‌ایم ... ما گول خورده‌ایم ... ما گول خورده‌ایم ...

منبع

http://1ta414.blog.ir/1395/02/03

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٤/٠٢
٠
٠
«به یقین اردی‌بهشت یک پارادوکس جهنمی است، ما گول خورده ایم ... ما گول خورده‌ایم ... ما گول خورده‌ایم ... ما گول خورده‌ایم ... ما گول خورده‌ایم ...» .این بخش رو خیلی دوست داشتم.توی خوندن کل متن یه گنگی گریبان گیرم بود که باعث شد چندین بار بخونمش... ولی زیبا بود... ممنون
خورشید
خورشید
٩٥/٠٤/٠٣
٠
٠
ترکیب واژه های خوب و دلنشینی داشت . از این به بعد خواننده ثابت وبلاگش می شم :)
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٤/٠٣
٠
٠
بی نظیر بود این متن ، درود به نویسنده اش و مرسی بابت این انتخاب خیلی خوب
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٤/٠٣
٠
٠
سلآم؛ خیلی هم جذاب..... ما نیز عجیب عاشق این اردیبهشت جهنمی هستیم...سپاس
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
روزی دنیا را فتح می کند

خوشبختی

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
تبلیغات
تبلیغات