ماجرای جوانک مغرور و پند امیدبخش درویش

ماجرای جوانک مغرور و پند امیدبخش درویش

نویسنده : shahrvand_che

جوانکی مغرور، که چندی بود نومید گشتندی و اندیشه‌هایی پوچ در سرش جولان دادندی و او را درگیر کردندی، نزد درویشی رفته و پندی امید دهنده طلب کردندی. درویش او را چنین گفتندی: تو را پندی دهم، آن را تا زمانی که عجل سراغت را گرفتندی، آویزه‌ی گوش نما: تو جوانی جاهل هستندی و به چیزی جز پوچی و پخی نخواهی رسیدندی!

جوانک که انتظار کلامی امیدبخش از درویش داشتندی، مبهوت ماندندی. دوباره از وی سوال کردندی: هی درویش... تو را چه شده است که جمله امیدت این شده؟

درویش مکثی نموددندی و با کمی تامل و تفکر، روی به جوانک کردندی. او را چنین گفتندی: تو را پندی دهم که آن را تا زمانی که عجل سراغت را گرفتندی، آویزه گوش نما: در نومیدی بسی امید است!

جوانک نیز کمی درنگ نمودندی و دستش را به نشانه شکر، به طرف درویش بلند کردندی و سپس روی گردانده و همچنان که به افق خیره گشتندی، به سمت بیابان روی دهندی همه عمر...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_rs
m_rs
٩٥/٠٤/١٢
٠
٠
من رفتندی در افق محو شدندی...!!
shekoofeh-r
shekoofeh-r
٩٥/٠٤/١٢
١
٠
منم امدندي...!!!
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٤/١٢
٠
٠
افق رو دوستان خوب اومدن ...........
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٤/١٢
٠
٠
بلــــــــــی بلـــــــــــــی...
لیلی
لیلی
٩٥/٠٤/١٣
٠
٠
امید خوبه:)
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات