سوسیالیسم از کجا آمد، آمدنش بهر چه بود؟
طنزیات

سوسیالیسم از کجا آمد، آمدنش بهر چه بود؟

نویسنده : h_jahanshah

 لنین وقتی در جریان انقلاب روسیه در سال 1917 به پطروگراد برگشت سخنرانی‌ای برای مردم روسیه ترتیب داد که ما نهایت تلاش‌مان را برای تحریف این سخنرانی و آنچه در آن گذشت انجام می‌دهیم.

 لنین: امروز سرمایه‌داری مردم را بیچاره کرده است. کارگران بی‌گناه ساعت‌ها در کارخانه جان می‌کنند تا صاحبان ثروتمند، ثروت خود را چند برابر کنند. چرا باید یکی خوشبخت باشد و دیگری بدبخت؟

 در این هنگام یکی از میان جمعیت گفت: یعنی از امروز به بعد دیگر یکی خوشبخت نیست و دیگری بدبخت؟

 لنین: نه دیگر اینطوری نیست.

 - اختلاف طبقاتی هم از بین می‌رود؟

 لنین: بله.

 آن شخص با ذوق و خوشحالی زائدالوصفی گفت: یعنی می‌گویی همه به طور مساوی بدبخت می‌شویم؟

 اشک در چشمان لنین جمع شد و گفت: بله هموطنانم، این هدف دور از دسترس نیست.

 هزاران روسی بعد از شنیدن این جمله لنین به هوا پریدند و تا صبح به رقص و شادمانی پرداختند. مسلما ما شوخی می‌کنیم و هدف ولادیمیر ایلیچ لنین ایجاد یک بدبختی عمومی در روسیه نبود (چپ‌های عزیز ما را نخورید). لنین اجرای کامل سوسیالیسم را شرط رهایی بشر از چنگال سرمایه‌داری می‌دانست. بنا بر قوانين سوسیالیسم مالکیت خصوصی بر ابزار تولید باید از بین می‌رفت. خب این یعنی چه؟ یعنی دولت باید می‌رفت پیش مالکان زمین و کارخانه و ... و می‌گفت «اینا (زمین و کارخانه و ...) رو بده به من! شما بلد نیستی». و به این ترتیب اداره همه منابع را در دست می‌گرفت، بازار را تعطیل می‌کرد و خود راسا تولید تمام وسایل مورد نیاز را از کبریت توکلی گرفته تا صابون عهده‌دار می‌شد و به دست مردم می‌رساند. البته سوسیالیسم تنها اختصاص به روسیه انقلابی ندارد و حتی زمانی که انسان‌ها در غار زندگی می‌کردند هم می‌شد نمونه‌هایی از سوسیالیسم را مشاهده کرد. در غار هیچکس چیزی برای خود نداشت. عده‌ای شکار می‌کردند، عده‌ای پوست حیوانات را می‌کندند و عده معدودی هم با آن غذا درست می‌کردند و بقیه هم احتمالا توی فیس بوک freelance photographer و مدل و ژورنالیست بودند! هیچکس مالک چیزی نبود و حاصل کار همه اعضای غار با نظارت پدر خانواده بین همگی تقسیم می‌شد و همه به اندازه مشخصی غذا می‌خوردند و خوشحال بودند. ملاحظه می‌فرمایید که اجرای سوسیالیسم در آن زمان بسیار راحت بود، چون نه زن‌ها با طلا، نه مردها با پول، نه پسرها با ماشین و نه دخترها با جورج کلونی آشنایی داشتند و همه از خدا فقط سلامتی می‌خواستند! رفته رفته با آشنایی بشر با موارد بالا سرمایه‌داری قوت گرفت و سوسیالیسم رنگ باخت. 

آیدین سیارسریع | بی قانون

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/٣١
٠
٠
خیلی خوب بود:) مرسی که راحت و واضح سوسیالیسم را توضیح دادید..بیشتر مردم معنی این واژه ها را نمیدونن چون توضیحاتی که برای این معانی در کتابها نوشته میشود قابل درک برای همه نیست
k_koolak
k_koolak
٩٥/٠٣/٣١
٠
٠
مفید بود
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٤/٠١
٠
٠
همه به طور یکسان بدبختیم!این جمله ی سیار سریع ما را سریع گرفت بسی!
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٤/٠١
٠
٠
سلآم؛ خیلی هم جذاب...تشکر بابت انتخاب خوبتون (^_^)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
چقدر نبودنت توی ذوق می زند

شاید یک شروع جدید

٩٦/٠١/٢٩
دشمن خدا

دروغ ممنوع!

٩٦/٠١/٢٩
اندر حکایت انتخابات ریاست جمهوری

ناموسا می دانستید؟!

٩٦/٠١/٢٩
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
چرا باید هزینه پرداخت؟

تابلوی خیلی تابلو

٩٦/٠١/٢٩
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
یادم تو را فراموش

خنده هایش آغاز ماجرا بود

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

به نام عشق

٩٦/٠١/٣١
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
تبلیغات
تبلیغات