یک) هر تجاوز به عنفی که صورت می‌گیرد، این عقیده را در ذهن من راسخ‌تر می‌کند که سنگینی شهوت بر دوشِ ستبرِ یک مرد،  بسیار بیش‌تر از سنگینی حجاب بر شانه‌های نحیف یک زن است.

دو) خوبی چادری بودن یک دختر این است که وقتی عاشق‌ش می‌شوی، مطمئنی که عشق‌ت هیچ رنگی از جذبه‌های شهوانی درش نیست!

سه) چادر را باید چادور خواند. چادر، زن را دور از دست‌رس مرد هوس‌باز قرار می‌دهد.

چهار) دماغ‌ش را که عمل کرد، پشت‌بندش چادرش را هم در آورد، برای تکمیلِ نمای‌ش زیبایی‌های‌ش. گویا دکتر، ایمان‌ش را هم جراحی کرده بود.

پنج) باورم هست، حجاب برای بسیاری، نه پوشاندن زیبایی‌ها که پوشاندن زشتی‌هاست.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_rs
m_rs
٩٥/٠٣/٣٠
١
٠
يک مطلب درمورد چادور یادتون رفت کاش اين رو هم میگفتید چادر یا "چادور" پوشیدن با آرایش غلیظ و لاک جیغ و... دیگه چادور نیست میشه کاملا متضادش.!!!!
zahra_rezaee
zahra_rezaee
٩٥/٠٣/٣١
٠
٠
کاملا موافقم
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٣/٣٠
٠
٠
ممنون.فقط همین :)
i.forouzan
i.forouzan
٩٥/٠٣/٣١
٠
٠
یه کم مقدمه چینی داشت بهتر میشد
a_mehrabi97
a_mehrabi97
٩٥/٠٣/٣١
١
٠
حفظ حریم هر فرد لازمه و نوعی پاسداریه از خود٬ ولی اجباری بودنش واقعا غیر قابل درکه!
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٣/٣١
٠
٠
سلآم؛ جدای از اینکه مورد پنجمو نگرفتم؟! اووم فک کنم به 4 تای دیگه هم نمیچسبه :)) 4شماره در مورد چادره و در پنجمی حرف از حجاب زده شده... بااینکه چادر از حجاب جدا نیست... اما حجاب فقط چادر نیست و چادر صرفا به معنی حجاب نیست... چادر حجاب برتره و همه اینو قبول دارن و4 تا مورد ی که گفتین درموردش صدق میکنه...اما مورد پنجم با آوردن کلمه ی حجاب ...نمیدونم نمیشینه تو ذهن؟!!! به هرجهت سپــــآس... قلمتآن مستدآم (^_^)
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٣/٣١
٠
٠
یهویی شما رفتی سراغ اصل مطلب؛ شاید با کمی لید بهتر میشد متن قوی تری هم نوشت ولی از این جهت که اصل کلام خیلی عالی و واضح بیان شده بود قابل تقدیره
m_meisam
m_meisam
٩٥/٠٣/٣١
٠
٠
موافقم...تقریبا
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٤/٠١
٠
٠
منم با نظر دوستان موافقم که بدون مقدمه رفتین سر اصل مطلب ، ذهن مخاطب آماده نیست اونم برای مطلب به این مهمی :) در هر صورت فکر می کنم خانما حس مصونیت چادر رو درک می کنن حتی کسی که چادری نباشه و یک بار پوشیده باشدش:)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

به نام خدا

٩٧/٠٦/٢٦
روی زمین چیزی برای دیدن ندارید

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

پهلوان بنی هاشم

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

آدمک فانی

٩٧/٠٦/٢٦
خانۀ شب

سر سوزن ذوقی

٩٧/٠٦/٢٦
چرا چایی می‌خوریم؟

روز جهانی چایی مبارک

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

مادرم، مام وطن، نامم ولی ایران شده...

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠
آزادشهر سقوط کرد!

سفرنامه آذربایجان - قسمت ششم

٩٧/٠٦/٢٦
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت پنجم

٩٧/٠٦/٣١
جنگل پندارها

در جستجوری الی - قسمت هشتم

٩٧/٠٧/٠١
شعری سروده خودم

اما اگر سالی چشمت به من افتاد

٩٧/٠٦/٢٩
هوا، کولر، سطل آشغال و دیگر هیچ...

سفرنامه آذربایجان - قسمت هفتم

٩٧/٠٧/٠١
شعری سروده خودم

کیش و مات

٩٧/٠٧/٠١
روضۀ یک نفره و اشک یک نفره

حسینیه‌ دل

٩٧/٠٧/٠١
مثلا فکرش را بکن...

صبح‌ات به خیر تر از این مگر می‌شد؟

٩٧/٠٧/٠٢