برای چه بايد كتاب بخوانيم؟

برای چه بايد كتاب بخوانيم؟

نویسنده : زهرا‌ آقايي

هميشه انسان‌هايي كه براي كتاب و كتاب خواني ارزش قائلند، برايم ارزش داشته‌ و قابل تحسين بوده‌اند. هميشه افرادي كه كتاب‌هاي كاغذي را به كتاب‌هاي الكترونيكي ترجيح داده‌اند و سعي‌ كرده‌اند كتاب كاغذي بخوانند را نيز خيلي دوست داشته‌ام. هميشه نظر «ماريو بارگاس يوسا» كه مي‌گويد: «حذف كتاب كاغذي، حذف تمدن‌هاست...» را ارج نهاده‌ام و شديدا پايبند اين اعتقاد هستم كه تا جايي كه ممكن است، بايد كتاب كاغذي تهيه كنيم و بخوانيم.

اما يك چيزي يك وقت‌هايي در اين ميان گم مي‌شود؛ و آن هدف ما از كتاب خواندن است! بعضي‌ها صرفا براي اين كتاب مي‌خوانند كه بگويند: «كتاب خوان» هستند! و اگر جايي بحثي افتاد بگويند كه ما «كافكا»، «كارور» و «فاكنر» و... را مي‌شناسيم. كه شخصا اعتقاد دارم اين مدل كتاب خواندن ممكن است نتيجه خوبي نداشته باشد حتي...

اما وقتي هدف‌مان از كتاب خواندن، رشد و كمال و ادراك باشد، آن‌وقت خيلي از مسائل حل مي‌شود. آن‌وقت از يك موجودي كه اطلاعات را مثل يك فلش مموري در خود ذخيره مي‌كند، به موجودي تبديل مي‌شويم كه گاهي لازم مي‌بيند براي كمال خويش كتاب را ببندد و برود كنار مادر و پدرش چاي بنوشد! گاهي لازم مي‌بيند كتاب‌ها و مقالات الكترونيكي‌اي را كه كاغذي‌اش در دسترس نيست يا زمان مي‌برد تا به دستش برسد را بخواند و مي‌داند هر دو به يك اندازه در فهم او موثر است. مثل انساني كه گرسنه است و ديگر وسواس غذايي ندارد! درست است كه از هجاي واژه «كتاب،» آواي تورق كتاب كاغذي به گوش مي‌رسد و درست است كه وقتي مي‌پرسند: «آخرين كتابي كه خوانده‌اي چيست؟!» معمولا كتاب‌هاي كاغذي به ذهنمان مي‌آيد نه «پي‌دي‌اف،» اما اين‌ها مسائل رواني‌اي است كه گاهي محدوديت‌هايي را براي انسان محدوديت‌ناپذير ايجاد مي‌كند.

آدم‌هاي خيلي كتاب‌خوان از يك جايي به بعد مطالعه را صرفا در كتاب نمي‌بينند. از يك جايي به بعد آن‌ها به هر انسان به عنوان يك كتاب براي مطالعه مي‌نگرند، يا به تعبير بنده از يك جايي «مطالعات ميداني» آن‌ها آغاز مي‌شود. از يك جايي نگاه‌شان به جامعه، نگاه مطالعاتي است و تا مدت‌ها به مطالعات اجتماعي و عيني خود ادامه مي‌دهند. اما باز هم از يك جايي به بعد مي‌فهمند كه بزرگترين و مهم‌ترين و سخت‌‌ترين مورد مطالعه، خودشان هستند! مي‌فهمند كه بايد به درون خويش بروند، چراغ مطالعه‌شان را روشن كنند و لايه‌هاي وجودي‌شان را ورق بزنند. كه وقتي خواندن تمام بشود، او تمام هستي را مطالعه كرده؛ بعد از آن هم ديگر «خودي» وجود ندارد كه ادعايي باقي بگذارد.

بياييد قبل از باز كردن هر كتاب از خودمان بپرسيم: «براي چه بايد كتاب بخوانيم؟!»

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_koolak
k_koolak
٩٥/٠٤/٠٧
١
٠
از این تفکر خوشمان امد :دی به نظر من مطالعه هرچیزی می تونه باشه من به کتاب و کلاس و فیلم و حرف زدن خیلی علاقه دارم و از همه این ها استفاده می کنم برای پاسخ به سوالی و تحلیل موضوعی.مچکرم
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٤/٠٧
٠
٠
ممنون از شما:) بله من هم دوست دارم. مطالعه در هر چيزي ميتونه باشه:)
m_rs
m_rs
٩٥/٠٤/٠٧
١
٠
من برای فرار از خودم کتاب میخونم...:) چون واقعآ مطالعه خودم سختة بیش تر دوست دارم بقیه رو.مطالعه کنم...!! امیدوارم یه روز به اون حدی از کمال برسم.کة بتونم خودم رو.مطالعه کنم...:)
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٤/٠٧
٠
٠
مرسي. خب به يه حدي از مطالعه بايد برسيد تا به اون مرحله برسيد:) البته منم هنوز نرسيدم من تو مرحله دومم:)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٤/٠٧
١
٠
نظرت منطقی و درسته به عنوان یک دوستدار قدیمی کتاب تاییدت میکنم. یه پیشنهاد هم دارم. میتونیم از کتابهای pdf پرینت بگیریم و مطالعه کنیم من خیلی از کتابهای دور از دسترس رو به همین روش مطالعه میکنم چون کتاب مجازی خوندن واقعا چشم آدم رو خسته میکنه
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٤/٠٧
٠
٠
اون بحثش جداست:) منم گفتم تا جايي كه ممكنه از كتاب كاغذي استفاده بشه بهتره. اون پرينتم واسه من كه پرينتر ندارم و يه كتاب دانلود مي كنم خيلي سخته پاشم تا بيرون برم و اينا:) مخصوصا اگر شب باشه:)
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٤/٠٧
٠
٠
راستي ممنون كه وقت گذاشتي:)
ali_sh
ali_sh
٩٥/٠٤/٠٧
٠
٠
من شخصا کتاب خوندن رو خیلی دوست دارم. اما تا چشمم به متن های کتاب میوفته حوصله ام سر میره و کلافه ام میکنه تا حدی ک فرقی نداره کجای کتاب باشم همونجا ولش میکنم ؛)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٤/٠٧
١
٠
منم دقیقا اینطوری هستم!! خیلی عجیبه واقعا... همیشه هم دوست داشتم کتاب بخونم!
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٤/٠٧
٠
٠
منم خيلي اوقات اينط.ريم. ولي بستگي به خود كتاب داره كه چقدر برام جذاب باشه. گاهي اينطوريم. گاهي هم از وقت همه چيم ميزنم كه يه كتاب بخونم. ممنون از شما:)
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٤/٠٧
٠
٠
فرانك يعني ديگه دوست نداري كتاب بخوني:( نويسنده‌ها كه خيلي كتاب بايد بخونن آخه:(
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٤/٠٨
٠
٠
سلآم؛ دقیقا :) من هر بارمیرم کتاب خونه 5 تا کتاب برمیدارم...یکیش حتما شعر(چون روح آدمو لطیف میکنه وبه آدم مناعت طبع میده)... یکیش حتما داستان با تصویر (چون تصاویرشو برای خوم نقاشی میکنم بعد سعی میکنم داستانشو به خاطر بسپارم. برا تقویت حافظه واینا واینکه کلا مداد رنگی دوس میدارم) زندگی یا درس از آدمای بزرگ ومطرح(چون حال خوب کنن) رمان و کتاب های ترجمه مطرح در سطح جهان ( چون حداقل یک نقطه ی اشتراک با یک خارجی در یک جای دنیا داشته باشم) گزینه پنج قالبا متغیره...کتاب آموزشی...داستان فارسی... و غیره :)))
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٤/٠٨
٠
٠
تنوع مطالعاتي خيلي خوبه. منم هميشه مدلاي مختلف برميدارم. البته نه هميشه هميشه بستگي داره:ه مرسي از نظرتون ووقتي كه گذاشتيد:)
مریم نیک پور
مریم نیک پور
٩٥/٠٤/٠٨
٠
٠
عسل در کتاب یک عاشقانه آرام به گیله مرد میگه دنیا را نباید از پشت ورقه های کاغذی دید چون اون وقت همه چیزت میشه کاغذ باید دنیا را لمس کرد؛ با عسل یک عاشقانه آرام موافقم اما گاهی چشیدن زیبایی قلم بعضی از نویسنده ها آدم حسابی معتاد میکنه!
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٤/٠٨
٠
٠
هوووممم. چه جمله به جايي گفتي... منم باهاش خيلي موافقم. اين كتاب رو هنوز نخوندم. ان شا الله در اولين فرصت خواهم خواند. ممنون از نظرت مريم جان:)
naeeme-chakeri
naeeme-chakeri
٩٥/٠٤/٠٨
٠
٠
منم عاشق کتابم:) ولی یه خرده تنبلی تو وجودم موج میزنه!!! تازگیا دارم بهش غلبه میکنم...کسایی که عادت به مطالعه دارن و مطالعه شون زیاده، خیلی خیلی با بقیه فرق دارن. عاقلانه تر رفتار میکنن و این واسه یه انسان عالیه...مرسی از تحلیلتون که جالب بود واقعن:)))
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٤/٠٨
٠
٠
آره قطعا همينطوره. مطالعه به رشد فكري و رفتاري كمك ميكنه و زمينه همون مطالعات ميداني ميشه. ممنون از شما:)
خورشید
خورشید
٩٥/٠٤/٠٨
٠
٠
بعد خوندن مطلب به خودم فکرکردم . به زندگیم . خورشید بدون کتاب مگه میشه مگه داریم؟ همه زندگی من همین ورق زدنهاست . همیننوشتن ها همین خوندن ها
زهرا آقایی
زهرا آقایی
٩٥/٠٤/٠٩
٠
٠
سلام عزیزم. خیلی خوشحالم که بعد از خوندن مطلب فکر کردی... اما حس میکنم در برداشت منظور کمی اشتباه کردی. من گفتم از یه جایی به بعد نوع مطالعه عوض میشه اونم به معنی تحریم کتاب نیست. و در واقع تا مطالعه کتاب به یه حدی نرسه و آدم اون پختگی لازم رو سب نکنه وارد اون مرحله نمیشه...:) ممنون از تو:)
خورشید
خورشید
٩٥/٠٤/٠٩
٠
٠
نه برداشت ام همین بود که نوشتید . فقط همه مدت خوندن مطلب داشتم به خورشید بدون خوندن و نوشتن فکر میکردم ...
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٤/١١
٠
٠
:) مرسی از خوندن متفکرانتون:)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤