لذت عشق من و تو، نرسیدن به هم است!
#شعر #عاشقانه

لذت عشق من و تو، نرسیدن به هم است!

نویسنده : s_alavi

مثل کوهیم و از این فاصله‌هامان چه غم است؟

لذت عشق من و تو، نرسیدن به هم است

ما دو مغرور، دو خود خواه، دو بد تقدیریم

عاشقی کردنِ ما شرحِ عدم در عدم است

مثل یک تابلوی نیمه‌ی نفرین شده‌ای

دست هرکس که به سوی تو بیاید، قلم است

عشق را پس زدی ای دوست، ولی پیش خدا

هر که از عشق مبرا بشود، متهم است 

می‌روی، دور نرو، قبل پشیمان شدنت

فکر برگشتن خود باش و  زمانی که کم است

قبل رفتن بنشین خاطره‌ای زنده کنیم 

بنشین چای بریزم، بنشین... تازه دم است

(سید تقی سیدی)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
marjan_mi
marjan_mi
٩٥/٠٣/٢٦
٠
٠
:)
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/٢٦
٠
٠
دست هرکس که به سوی تو بیاید، قلم است» ایول
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٣/٢٦
٠
٠
«هر که از عشق مبرا بشود، متهم است». زیبا بو ممنون
b_noori
b_noori
٩٥/٠٣/٢٦
٠
٠
ممنون از انتخاب زیباتون و شریک کردن بچه های جیم در لذت خوندن این شعر زیبا. عــــــــــــــالی.
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٣/٢٧
٠
٠
انتخاب زیبایی بود ، ممنون :) به امید روز دست به قلم شدن خودتون:)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٣/٢٧
٠
٠
جزو شعرهای محبوب منه ممنون :)
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٣/٢٧
٠
٠
سلآم؛ خوشا آن دل که تهی از کینه باشد/ ز مهر دوستان گنجینه باشد/ نگیرد بر خودش گرد کدورت/ بسان صفح ای آیینه باشد...سپاس گذاریم...شعر زیبایی بود :)
rahbar_f62
rahbar_f62
٩٥/٠٣/٢٧
٠
٠
قبل رفتن بنشین خاطره ای زنده کنیم... تلخ بود ولی زیباا موفق باشید
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١
مرسی همه!

دلتنگت بودم

٩٦/١١/٠٢
هرگز نمی توانی...

ماه حلول می کند

٩٦/١١/٠٢
چند خطی درباره سانسور کتاب

سانسور ممکن نیست

٩٦/١١/٠٢
کسی چه می داند!

سابقه کهیر

٩٦/١١/٠٣