زمین آینه بود...

زمین آینه بود...

نویسنده : t.m

زمین در ابتدا آینه بود. یک آینه بزرگ و پاک و صاف …
اما هرکسی که خودش را در زمین می‌دید اگر زمین نقصی از او را نشان می‌داد. او به جای این‌که خودش را اصلاح کند قسمتی از زمین را که نقصش را نشان می‌داد می‌شکافت …
بعدش هم زمین را کروی کردند. تا این آینه کروی هیچ‌گاه تصاویر حقیقی را نشان ندهد. غافل از این‌که ما (فرزندانشان) می‌خواهیم بر روی زمینی که هیچ چیز را درست نشان نمی‌دهد، زندگی کنیم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١١/٢٢
٠
٠
زیبا بود.چه واقعیت تلخی...
t.m
t.m
٩١/١١/٢٥
٠
٠
مرسی عزیزم...
٩١/١١/٢٢
٠
٠
زیبا بود!مچکر
Em Ad
Em Ad
٩١/١١/٢٢
٠
٠
آره والا ! دقیقأ همینطوره ! اما ما نباید به این شکاف ها اضافه کنیم ...
t.m
t.m
٩١/١١/٢٥
٠
٠
مرسی
m-roohangiz
m-roohangiz
٩١/١١/٢٢
٠
٠
بله....درست مي فرماييد...
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١١/٢٢
٠
٠
ایینه گرد گرفته
t.m
t.m
٩١/١١/٢٥
٠
٠
تَنکس...
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/٢٢
٠
٠
خیلی جالب و قشنگ گفتی تی ام جان.....
t.m
t.m
٩١/١١/٢٥
٠
٠
میسی میسی میسی
maryam
maryam
٩١/١١/٢٢
٠
٠
خيلي زيبا
t.m
t.m
٩١/١١/٢٥
٠
٠
ممنوووووووووووووووووووووون
a_entesari
a_entesari
٩١/١١/٢٢
٠
٠
تصویر درست وحقیقی!ما آدمها چه کارها که نمی کنیم!
t.m
t.m
٩١/١١/٢٥
٠
٠
هی...
نگارا
نگارا
٩١/١١/٢٢
٠
٠
عاااالی بود!!این طفلی حالا که رفت چاپیدین مقالشو!!1
٩١/١١/٢٢
٠
٠
راست میگه، تی ام رفت خودشو زیر ریل قطار انداخت، چاپ نکردین، حالا که رفت پاپ کردین؟
t.m
t.m
٩١/١١/٢٥
٠
٠
راس میگه نگارا....من که رفتم تایید کردی/ ولی بازم مرسی...
m-nik110
m-nik110
٩١/١١/٢٢
٠
٠
چه نگاه زیبایی!
t.m
t.m
٩١/١١/٢٥
٠
٠
مرسی عزیزم...من الآن در حد مرگ ذووووووووووووووق دارم...
٩١/١١/٢٢
٠
٠
زیبا....
2nyadideh
2nyadideh
٩١/١١/٢٢
٠
٠
اصلا تقصير اوني بود كه جيوه رو كشف كرد (0_o) وگرنه . . . .
mahshid
mahshid
٩١/١١/٢٢
٠
٠
عالی بود
t.m
t.m
٩١/١١/٢٥
٠
٠
وِری تنکس...
علیرضا
علیرضا
٩١/١١/٢٢
٠
٠
عجب!!
smt_200
smt_200
٩١/١١/٢٣
٠
٠
تشبیه زیبایی بود
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥