اسم‌ها آدم می‌خورند!

اسم‌ها آدم می‌خورند!

نویسنده : e_abedinia

کاش آدم‌ها اسم نداشتند، مثلا همدیگر را با «های» و «هوی» و «آهای» و «اوهوی» صدا می‌زدند، خوبی‌اش این بود که کم‌کم آن‌قدر «های و هوی» در زندگی‌مان زیاد می‌شد که یادمان میرفت با «های» چه خاطراتی داریم و با «هوی» چطور. یا حداقل دل‌مان آرام بود که بعد از شنیدن هر اسمی لازم نیست تن و بدن‌مان بلرزد و مجبور باشیم اندازه موهای سرمان خاطره سرکوب کنیم.

اصلا این کار به همه ابعاد بشریت کمک می‌کرد، مثلا فرض کنید رئیس جمهور فلان کشور را با «هوی» صدا می‌کردند و کارگر فلان ساختمان ده کوره شهر ما را هم با همان «هوی»، چه دنیای متعادلی می‌شد!

یا مثلا دکتر «هوی» مریض «های» را با یک عمل جراحی سنگین مغزی از مرگ نجات می‌داد و آب هم از آب تکان نمی‌خورد، یک نفر با خشم و سر بالا و یک نفر با غصه و لب خشکیده و سر پایین راه نمی‌رفت.

بوی آدمیت از شهر که هیچ، از دنیا می‌رفت، اسمی نبود که مردم درگیر رسمش باشند، «های و هوی» که آدم خور نیست، اسم‌هاست که آدم را در روز روشن می‌خورند و نفست هم در نمی‌آید.

اسم‌ها سلاح گرم‌اند، اسم‌ها قتل عام می‌کنند، اسم‌ها پاک نمی‌شوند، پاکت می‌کنند، از تمام اتفاق‌های خوب پاکت می‌کنند، اسم‌ها می‌توانند حتی بعد از ده سال هم جلوی چشم عالم و آدم انگشت نمایت کنند.

اسمی اگر نبود شاید می‌توانستم امیدوار باشم شاعر «های» روزی برایم نامه‌ای بنویسد و مرا به خانه‌اش دعوت کند و از من بخواهد چند خطی شعر برایش بخوانم. شاید امیدی بود که با ذوق برخیزد و بگوید دختر جوان «هوی» کاش زودتر دعوتت می‌کردم و کاش وقت داشتی و دو سه خطی بیشتر مهمانم می‌کردی! آرزوست دیگر، شاید در دنیای «های و هوی»ها می‌شد به آن فکر کرد و رسید.

شاید اصلا در دنیای «های و هوی»ها فرقی نبود بین رئیس فلان شرکت صادرات و واردات و پدر من و چه بسا اگر انسانیت سنجش آدم‌ها می‌شد پدر من می‌شد حاج آقا «های» و رئیس شرکت میشد یه «هوی» ساده.

کاش اسمی نبود... کاش اسمی نبود که آدم‌ها درگیر رسمش باشند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٥/٠٣/٢٩
٠
٠
عالی بود:)))ندیده عاشق دنیای های و هوی ها شدم :)) قلمتون مستدام:)
e_abedinia
e_abedinia
٩٥/٠٣/٣٠
٠
٠
عرض ادب و احترام سپاسگزارم
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٣/٢٩
١
٠
خوشمان آمد، فکر جالبی داشتین :)
e_abedinia
e_abedinia
٩٥/٠٣/٣٠
١
٠
نوش نگاهتان بانو
s_ehsan
s_ehsan
٩٥/٠٣/٣٠
٠
٠
چه نوشته ی خلاقانه ای بود ....ممنون از شما..
e_abedinia
e_abedinia
٩٥/٠٣/٣٠
٠
٠
درود سپاس از توجه شما
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/٣٠
٠
٠
آخ آخ آخ این دقیقا حرف دل منه که چرا باید به فلانی که مدرک دکترا داره و چیزی هم حالیش نیست بگیم آقای دکتر ولی به یه آدم ساده ی بیسواد که از بد حادثه میوه فروش، کارگر و ... شده بگیم عمو؟. خیلی دوست دارم من رو هم یه عده هوی صدا کنن .
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٣/٣٠
٠
٠
ببخشید نظرتون محترم ولی مگه عمو گفتن چشه؟؟؟؟؟؟؟؟
e_abedinia
e_abedinia
٩٥/٠٣/٣٠
٠
٠
درود جناب مرتضی،معنای کلمات اند که انسان رو ریشه کن میکنند،،عمو یا هرچیز دیگری خطاب شدن هم اگر از روی تحقیر باشد چه بسا قتل هایی که میکنیم و متوجه نیستیم به امید اندیشه ای سبز
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/٣٠
٠
٠
به نظرن که همه این عمو خطاب کردن ها از روی تحقیره.
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٣/٣٠
٠
٠
هر کسی میتونه در مورد خودش و کسانی که کاملا می شناسه قضاوت کنه نه در مورد همه!! شما نمی تونید بگین همه از روی تحقیره که! انسانیت یک عده رو زیر سوال می برید. با این وجود نظرتون اشتباه مطلق نیست و من بهش احترام میذارم. ):)
n_rohani
n_rohani
٩٥/٠٣/٣٠
٠
٠
خیلی عالی بود لذت بردم ممنون:-)
e_abedinia
e_abedinia
٩٥/٠٣/٣٠
٠
٠
درود سپاسمند نگاهتان جناب روحانی
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٣/٣٠
٠
٠
میشه بگید چرا اسم ها سلاح گرم اند؟؟؟ چرا اصن سلاح گرم؟؟؟
e_abedinia
e_abedinia
٩٥/٠٣/٣٠
٠
٠
عرض سلام اسم ها روح دارند،و روح کلمات با وجودمان خاطره سازی میکنند،محال است که اسمی در زندگی هر یک از ما نباشد که با شنیدنش احساس کنیم دلمان میخواهد فرار کنیم از ان لحظه... این سلاح گرم،ارام و در خفا میکشدمان و حتی بغل دستی مان هم متوجه نمیشود...
f_jafarpour
f_jafarpour
٩٥/٠٣/٣٠
٠
٠
خیلی جالب بود.متشکرم
e_abedinia
e_abedinia
٩٥/٠٣/٣٠
٠
٠
سپاس از توجهتان
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٣/٣٠
٠
٠
اولش که خوندم بابت اینکه گفتین همو با هوی و این قبیل اصوات صدا کنیم جوش آوردم... ولی بقیه مطلب رو که خوندم فقط لبخند نصیبم شد... برداشت و دید قشنگی داشتید... ممنون موفق باشید.
e_abedinia
e_abedinia
٩٥/٠٣/٣٠
٠
٠
خوش حالم که خشمتون فرو نشسته:) نوش نگاهتون
p_rahimii
p_rahimii
٩٥/٠٣/٣٠
٠
٠
امان از اسم ها، اسم های لعنتی
e_abedinia
e_abedinia
٩٥/٠٣/٣٠
٠
٠
کاش اسمی نبود....
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/٣١
٠
٠
خیلی عالیه:)) چه اواتار خوشگلی!
e_abedinia
e_abedinia
٩٥/٠٤/٠١
٠
٠
سپاس از توجه شما
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/٣١
٠
٠
وقتی ادمها درگیر اسم و رسم نباشن/ نصف مشکلات جهان حل میشه
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٤/٠١
٠
٠
مثلا چه طور آقای های پدر رو از آقای ِهای رئیس جمهور تمیز می دادیم؟ اینا همه قرارداد بین انسان هاست و گرنه دنیا و طبیعتش که این همه اسم نداشتن . فارغ از همه اینا دوست داشتم های باشم تا هوی دلیلشم فقط آوای کلمه اس:دی
e_abedinia
e_abedinia
٩٥/٠٤/٠١
٠
٠
مسئله تمییز دادن افرار نیست موضوع مرتبه و جایگاهیست که انسان ها به واسطه ی جایگاه اجتماعی شان دریافت میکنن،،البته درصد زیادی از ان درست است اما خب درصد بالایی هم منصفانه نیست،،البته این نظر بنده هست،نظر شما محترم است سپاس از توجهتان
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨