زندگی وارونه

زندگی وارونه

نویسنده : h_sh

به ما که رسید همه چیز وارونه شد

زندگی توقف ممنوعه شد

به ما که رسید همه ایست کردند

هر چه نوستالوژی بود یخ کرده بود

به ما که رسید زرو اسبش دپرس شده بود

کازابلانکا چیه بعد ظهر سگی شده بود

به ما که رسید کلاغ قصه‌ها پورشه سوار شده بود

دیگر خانه نمی‌رسید برود، وقتش پر شده بود

به ما که رسید دنیا چپکی شده بود

اصلا شعر هم کشککی شده بود

به ما که رسید غزل مثنوی شده بود

حافظ هم مولوی نشین شده بود

به ما که رسید درویشی مد شده بود

پزیشن خونه با دیزاین وارونه شده بود

اصلا آخر قصه‌ها آستانه‌ی باز شده بود

پایان خط زندگی با سوپ قارچ شده بود

(حسام الدین شفیعیان)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
آلاء
آلاء
٩٥/٠٧/٢٦
٠
٠
لایکککککک! فقط اون بیت دومش چرا اینجوری؟؟!
h_rezazade
h_rezazade
٩٥/٠٧/٢٧
٠
٠
واقعا جالب وخوندی بود سپاس
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣