تعلیق تعلقات...

تعلیق تعلقات...

نویسنده : هکمط

چشمان خیست را که باز می‌کنی خودت را میان زمین و آسمان می‌بینی که با سرعت به سمت بالا می‌روی و کم‌کم از جو زمین خارج می‌شوی، حالا زمین را از آن بالا که می‌نگری زندگی‌ات را کوچک‌تر از آنچه که تصور می‌کردی می‌بینی و هر لحظه کوچکتر و کوچکتر و کوچکتر. و تو هنوز هم به سمت آسمان پرتاب می‌شوی.

سکوت مطلق، معلقِ معلق، وجود بی‌تعلق...

دیگر زمین فقط تبدیل به گوی آبی رنگ کوچکی شده است و هر لحظه کوچکی‌اش رخ نماتر. در میان این همه ستاره و سیاره و کهکشان «شباهنگ» را نمی‌یابی، لااقل نشانه‌هایش را.

تمام سعیت این است که بتوانی کمی راه بروی اما دیگر زمین محکمی نیست که گام‌هایت را بر آن بفشاری . و تو خسته و غوطه‌ور معلق تمام تعلقات، حرکت می‌کنی و هر از گاهی ستاره‌ای دنباله‌دار به تو برخورد می‌کند و مسیر نامشخصت را تغییر می‌دهد.

روبرو و پشت سر و چپ و راست و بالا و پایینت هفت آسمان و تو معلق تعلقات خویش هر لحظه به سویی!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٥/٠٣/٢٤
٠
٠
آخرین حرف من این است زمینی نشوید/ فقط از حال زمین بی خبرم نگذارید... یاد این بیت افتادم که فراموش کردم مال کی ه.
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٣/٢٥
٠
٠
دوست دارم بروم سر به سرم نگذارید/گریه ام را به حساب سفرم نگذارید/دوست دارم که به پابوسی باران بروم/آسمان گفته که پا روی پرم نگذارید/اینقدر آئینه ها را به رخ من نکشید اینقدر داغ جنون بر جگرم نگذارید/چشمی آبی تر از آئینه گرفتارم کرد/بس کنید این همه دل دور و برم نگذارید/آخرین حرف من اینست زمینی نشوید/فقط از حال زمین بی خبرم نگذارید ..! از آقای ناصر حامدی هست این شعر.
هکمط
هکمط
٩٥/٠٣/٢٥
٠
٠
زمینی نشدن یا نموندن لازمش آسمانی شدنه که خیلی سخته!
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٣/٢٥
٠
٠
ولی غیر ممکن نیست...
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٣/٢٥
٠
٠
هم مطلب هم تصویر بسیار زیبا بود.موفق باشید.
هکمط
هکمط
٩٥/٠٣/٢٥
٠
٠
سپاس
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠٣/٢٥
٠
٠
دنیا به این وسعت واقعا انسان چقدر میتونه مغرور بشه؟ خوش اومدید به جیم. مشتاقیم بیشتر بخونیم از شما.
هکمط
هکمط
٩٥/٠٣/٢٥
٠
٠
اتفاقا بنظر من دنیا کوچیکتر از اونه که انسان بخواد مغرور بشه!سپاس.البت اگه سربازی و جیم بذارن حتما!
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠٣/٢٥
٠
٠
از یه نظر میتونیم بهش بگیم کوچیک! ولی خب از نظر وسعت فیزیکی خیلی وسیعه. // سربازی هم یه روزی تموم میشه. موفق باشید.
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٣/٢٥
٠
٠
سلآم؛ اوووم...معلق تعلقات خویش.. از اون ترکیب قشنگای روزگاره....مرسی از شما...شیک نوشتین (^_^)
هکمط
هکمط
٩٥/٠٣/٢٥
٠
٠
سلام سپاس، از لحاظ ادبی شاید اما حیاتی هم هم؟!
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٣/٢٦
٠
٠
صرفا منظورم ترکیب بودش نه بار معناییش...مثل خواسته های یک خوساخته :) وگرنه که خوب نیست آدم اصلا معلق در تعلقات خویشش بشه (^_^)
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٣/٢٥
٠
٠
در ضمن تصور میکردم خیلی زودتر از اینها پاتون به جیم وا بشه....ولی چقد دیر اومدین....به هر جهت ورودتونو به جمع جیمی ها تبریک میگم :) از قلم فرسایی هاتون اینجا هم رو نمایی کنید... اینجا همه به شدت هنر پرور...هنر دوست... وهنرمندن :)))
هکمط
هکمط
٩٥/٠٣/٢٥
٠
٠
میشناسین منو یامن شما رو؟ سپاس از لطفتون:-) + توی پست اولم که بر عکس نشون دادن ! :-/ +موفق باشید
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٣/٢٦
٠
٠
اوم از پاییزستان :) خوآهش میشه...اگه منظورتون از پست اول همین مطلبه که استقبال خوبه...تازه واردین باید بیشتر صبر کنین...تازه همین دکتر که براتون کامنت گذاشته سالی یه پست میذاره از هر 853 تا مطلبم پای یه پست کامنت میذاره...الان برای شما گامنت گذاشتن که هیچ تازه گفتن انگار خودشون مطلبو نوشتن :)))))
هکمط
هکمط
٩٥/٠٣/٢٦
٠
٠
پاییزستان؟!عجب:-):-D +نه این پست نه اولیش یدونه خوشنویسی بود+ایشون و دیگر دوستان لطف داشتن و شما هم هم
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/٢٥
٠
٠
تعلیق تعلقات:-)
هکمط
هکمط
٩٥/٠٣/٢٥
٠
٠
:-)
Vania
Vania
٩٥/٠٣/٢٥
٠
٠
یاایهاالنسان ما غرَّکَ بِرَبِّکُ الکریم؟ ای انسان چه چیز تو را نسبت به پروردگارت مغرور کرد؟/// بکاش می شد هرکس یه بار فضارو تجربه کنه.اونوققت می فهمید چقدر کوچیکیم و کمتر به خودمون مغرور می شدیم.///معلق تعلقات..این عبارت رو خوشم اومد ازش:)..موفق باشین:)
هکمط
هکمط
٩٥/٠٣/٢٥
٠
٠
خب میتونه این حس غرور نباشه!:-) ولی کاملا حق باشماست +سپاس همچنین
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٥/٠٣/٢٦
٠
٠
شاید 70 درصدش رو با تمام وجود درک میکنم، درک هم شاید کلمه مناسبی نباشه! همممم، یجور انگار خودم نوشته بودمشون! مرسی
هکمط
هکمط
٩٥/٠٣/٢٦
٠
٠
بهرحال پدیده های زندگی انسان ها گاهی مشترکه!هفتاد درصد هم اشتراک قابل قبولیه:-) سپاس
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٣/٢٦
٠
٠
ماکت های کوچولویی از این حس تعلیق رو میشه بعضی جاها روی زمین حس کرد ولی خب تعلیق تعلقات می تونه حکمی باشه که انسان رو متوجه خیلی چیزها بکنه، خیلی چیزا .. خوبه که مطلب ارسال کردین :)
هکمط
هکمط
٩٥/٠٣/٢٦
٠
٠
کجا مثلا؟و ایضا چه چیزایی؟:-/ :-D +سپاس
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٣/٢٧
٠
٠
هرجایی که آدم احساس تعلیق کنه برای بعضی ها روی زمین و برای بعضی ها رو ارتفاع و شاید روی سرسره شهربازی !اون حس رها شدن خیلی جاها ممکنه اتفاق بیفته :) خیلی چیزا :)
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٣/٢٦
٠
٠
حال مرا باد می داند . اب میفهمد ابر میبیند و اینکه روزی همه شان جای پایی داشتند روزی من هم نخواهم داشت + تلنگر زیبایی بود ..
هکمط
هکمط
٩٥/٠٣/٢٧
٠
٠
سپاس
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات