دلم دکان عطاری ست

دلم دکان عطاری ست

نویسنده : mohamad_s

سینه‌ام دکان عطاری ست

دردت چیست؟

شمبلیله، شمبلیله، رازیانه، شاهی و گیشنیز، اهل آویشن، نبیذ سرخ شورانگیز

سینه‌ام دکان عطاری ست

دردت چیست؟

تو، تو اگر جسمت بهاران است؟

تو اگر جسمت بهاران است؟

اما جان تو پاییز

عازم مسجد سلیمانی ولیکن می‌رسی تبریز

عاشقی تو

عاشقی تو

سینه‌ام دکان عطاری ست

دردت چیست؟

من باری عاشق بی‌کس

من برای عاشق بی‌کس

برای عاشق بی چیز

راه رفتن، گریه کردن زیر باران می‌کنم تجویز

نازبوها

بوی نعناع

بوی یاس

پیرهن چاکی

درآمیدن لباس

سینه‌ام دکان عطاری ست

دردت چیست

من برای دشمن عاشق

من برای دشمن عاشق

سنگ سرمه، سیب حوا، صبر زرد و نیش زنبور می‌کنم تجویز

سینه‌ام دکان عطاری ست

سینه‌ام دکان عطاری ست

دردت چیست؟

(استاد محمد صالح علا)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠