توی تقویم قشنگت 

وسط خنده‌ی خردادی آن 

توی تنهایی دی‌ماه عجیبش 

خورده هاشور یکی صفحه مردادی آن 

جانمازت یله در آذر شب‌های ترش

بوسه باران بهاری ست همه قدرت یلدایی آن 

تا توهم سری آورده به نجوا... تو عبوس 

خفه و دلزده از خصلت طوفانی آن 

قد روزی که تو دلتنگ و تو دستپاچه و هول 

یاد من نیست... بگو! آهان... وسط سینه‌ی اهوازی آن 

توی تقویم عجیبت که هواش دم کرده 

نگرانی تو از آن ریشه‌ی اسفندی آن 

جار و جنجال همه تا به صبوری تو بود 

فارغی فارغی از شدت دی‌ماهی آن 

تا تو از ماه و به ماه از تو خبر کم آید 

سوخته پیرهنش توی غزل بازی آن 

قلب ناکوک تو و رج زدن از دفتر شب 

آنچه اینک به تو آید رنگ «انابی» آن 

می‌توانی به فراموشی او تکیه کنی 

نشود، البته این در کت تنهایی آن 

بسته‌ای گوشه‌ی آرام دلت افتاده 

غافلی! عافلی از کشته‌ی تیردادی آن

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمدصنعتیـ
محمدصنعتیـ
٩٥/٠٧/١٢
٠
٠
:::))) زیبا بودع
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٧/١٤
٠
٠
قشنگ بود آقا محمد ، به امید دیدن مطالب زیبای بعدیت :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
تبلیغات
تبلیغات