مردی که عاشق تو بود
شعر

مردی که عاشق تو بود

نویسنده : mohamad_s

از خوابت شروع کرد

و تختت را جست 

و حمامت 

چیزی دست گیرش نشد 

سیگاری روشن کرد 

و پک‌های عمیقی زد 

آن وقت سطر سطر این نوشته را 

با حزنی در گلو 

خواند و گریست 

مردی که عاشق تو بود 

چطور یک آدم 

آن هم نه آدم معمولی 

گم می‌شود بی‌دلیل 

و هیچ جا پیدایش نیست 

نه توی تخت 

نه حمام 

نه این وبلاگ لعنتی

و باز سیگاری کشید 

و با حزنی شدید سطر سطر نوشته را خواند و گریست

مردی که عاشق تو بود

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_yousefian
f_yousefian
٩٥/٠٥/٣١
٠
٠
بسیار زیبا و احساسی بود
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٦/٠٧
٠
٠
ممنونم از تون
Gisoo_E
Gisoo_E
٩٥/٠٥/٣١
٠
٠
غمگین..پر احساس... ممنون...
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٦/٠٧
٠
٠
بله بنظر خودمم خیلی غمگین بود
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣