دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده
#طنز_دانشگاهی #دانشجو_یعنی_چه؟ #افسانه_جزوه

دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده

نویسنده : m_marzieh

آقا اجازه... به ما گفته بودند دانشگاه جایی‌ است که افراد عضوش همیشه خدا جزوه دست‌شان است. بعد از پله‌ها که می‌آیند پایین جزوه‌های‌شان از دست‌شان سرخورده پخش و پلا می‌شود. بعد می‌نشینی به جمع کردن‌شان یکهو یک دسته جزوه توسط دستی به سمتت دراز می‌شود. بعد سرت را بالا می‌گیری و همراه با سرخ ‌و سفید شدن تشکر می‌کنی و این‌گونه می‌شود که باید بشود. ولی راستش دروغ گفتند.

آخر توی دانشگاه ما، هیچ‌کس جزوه دستش نیست. آن‌ها هم که جزوه دارند هرگز جزوه‌های‌شان را نمی‌ریزند روی زمین! و حتی اگر به فرض همچین اتفاقی هم افتاد هیچ دستی نمی‌آید کمک تا بشود آنچه باید.

آقا اجازه... کلا در دانشگاه ما اتفاق جالب و هیجان انگیزناکی نمی‌افتد. نه کسی کسی را سوپرایز می‌کند، نه کسی شیدا می‌شود، نه کسی مجنون. همه فقط دارند درس می‌خوانند.

آقا اجازه... دانشگاه جایی است که همه درس می‌خوانند یا شاید هم ادای درس خواندن درمیاورند. راستی در دانشگاه دستمال بازی، دستمال کشی و دستمال شدن حتی، خیلی به چشم می‌خورد.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٣/٢٤
٠
٠
اونا همه ی همه اش که نه اما پنجاه درصدش فیلم بود ؛ الکی بود :) شما سعی کنید درستونو بخونید فارغ التحصیل شید کار پیدا کنید دیگه بقیه مسائل حل می شن :دی
m_marzieh
m_marzieh
٩٥/٠٤/٠٥
٠
٠
فقط فارغ التحصیل شم کفایت میکنه.دیگه هیچی نمیخوام:)
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٣/٢٤
٠
٠
دانشگاه جایی ست که همه درس میخوانند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بابا دانشجوهایی که من میشناسم اداشم در نمیارن.شما خیلی خوبین!!!!! :دییییییییییییییییی قشنگ بود
m_marzieh
m_marzieh
٩٥/٠٤/٠٥
٠
٠
بچه های ما اصن در حد جویدن کتابن.اصن یه وضی:)
پربازدیدتریـــن ها
افشین یدالهی هم رفت

این سال کبیسه همچنان مسافر می گیرد

٩٥/١٢/٢٦
دردی که بزرگ تر می شود

هیس! اینجا گوش شنوایی... هست

٩٥/١٢/٢٦
این آخرین یادداشت زندگیم است

ذوب شدگی

٩٥/١٢/٢٥
دیگران را فراموش نکنیم

آن طرف چهره نوروز

٩٥/١٢/٢٦
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
احساس ناب یکی شدن

اگر روزی ازدواج کردم

٩٥/١٢/٢٦
ممنون از عشق...

انگار عاشقي

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
تو رفتی

کاش می شد...

٩٥/١٢/٢٥
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
دلم به حالش می سوزد

اسفند سوخته!

٩٥/١٢/٢٨
مرا تا خورشید بالا ببر

احساس ترس می کنم

٩٥/١٢/٢٨
امان از حافظه های جانبی

حافظه مرا چه شده است؟

٩٥/١٢/٢٨
گمان کردم تویی

خیال

٩٥/١٢/٢٥
حواسمان باشد ظرف هایمان را چطور پر می کنیم

ظرف سال 96

٩٥/١٢/٢٩
تبلیغات
تبلیغات