خدا وبلاگ‌های فمینیستی را از ما نگیرد!

خدا وبلاگ‌های فمینیستی را از ما نگیرد!

نویسنده : Vr_takallom

من زیاد وب‌لاگ می‌خوانم. مدت‌هاست که زیاد می‌خوانم. حتی این روزها هم که مشغله و هجوم شبکه‌های مجازی و افول وب‌لاگ و وب‌لاگ‌نویسی باعث شده که کم‌تر فرصت و حوصله‌ی وبلاگ‌گردی داشته باشم، باز هم این خواندن‌م در رِنج زیاد قرار می‌گیرد. هر چند خُب بسیاری از خوب‌نویس‌ها عطای وب‌لاگ‌نویسی را به لقای‌ش بخشیده‌اند و انتخاب هم کم شده‌است اما کماکان هستند کسانی که با نگاه و قلم‌شان حس مکیفی را عایدم می‌کنند و عیش‌م را کوک می‌کنند و لب‌خندی میهمان لب‌م می‌کنند (که اگر فرصتی دست بدهد آن‌ها را معرفی خواهم‌کرد که این حس خوب ناشی از قلم‌شان را با شما شریک کرده‌باشم) اما این کیف‌ها هیچ هستند در برابر وقتی که با وبلاگ یک عدد فمنیست یا کسی که ادای فمنیست‌ها (یقیناً خیلی‌ها معنای واقعی‌اش را نمی‌دانند) را در می‌آورد آشنا می‌شوم! اصلاً به شما هم پیش‌نهاد می‌کنم برای تنظیم خنده‌ی بدن‌تان! سری به این وب‌لاگ‌ها بزنید تا دیگر مشکلی بابت کم‌بود سوژه برای خندیدن نداشته‌باشید. من که هربار که مطالبی از این دست را می‌خوانم اگر کامنت‌دانی مطلب باز باشد خصوصی برای‌شان تایپ می‌کنم مرسی که هستید و می‌فرستم! یعنی تناقض و طنز است که از سر و روی‌شان می‌بارد. آن‌قدرها که الآن هول شده‌ام و نمی‌دانم از کجا شروع کنم!

مثلاً یک اصطلاحی هست که باب است بین این جماعت که امروز به من فلان بار تجاوز شد! فلان نفر به من نگاه بدی داشته‌اند و این می‌شود تجاوز! دخول! البته از نوع روحی‌ش! و بعد از این نتیجه می‌گیرند که مردمان ما چشم ناپاک هستند و هیز و جامعه با شتاب صعودی رو به انحراف و اضمحلال است و باید از دیار فرنگ یاد گرفت که هیچ نگاه بدی به خانم‌ها ندارند. اصلاً هم فکر نمی‌کنند و یا شاید هم نمی‌خواهند فکر کنند که اولاً این که آدم هر جور سرخ‌آب سفیدآب بزند و توقع داشته باشد نگاه‌ها سمت‌ش جذب نشود، اساسا برای انسانی که به دنبال زیبایی‌هاست امری نشد است. چه این‌جا و چه هرجای دیگری. شبیه این است که ماشین آخرین مدل‌ت را وسط خیابان قفل نکرده، رها کنی و انتظار داشته‌باشی که اتفاقی نیفتند و سرو کله‌ی دزدی پیدا نشود. چنین چیزی دراتوپیا هم به سختی قابل تحقق است چه برسد به وضع موجود. ثانیاً هر وقت این فمنیست‌های وطنی همانند فرنگی‌ها در پاسخ به این‌که چه اندام جذاب و چه باسن خوش‌فرمی دارید کولی‌بازی در نیاوردند پاسخ‌شان مرسی و لطف دارید بود قول می‌دهم مردان هم آن‌ها را در کاباره‌ها دید بزنند. اصلا هم بحث حجاب نیست. این بدیهی است که کسی اگر چیز با ارزشی دارد باید از آن محافظت کند. این را هر عقل سلیمی هم قبول دارد. حتی پیامبر خدا هم می‌گوید خودت مواظب خودت باش؛ اجتنبوا عن مواضع التهم!

یا مثلاً هر دقیقه ناله و فغان‌شان از این بلند می‌شود که ما آزادی بیان نداریم و حق حرف‌زدن نداریم و سرکوب شده‌ایم و فلان و بهمان. آن وقت خودشان در مقیاس بسیار کوچک‌تر وب‌لاگ، یک هیتلر مجازی شده‌اند و سخت‌ترین قوانین را علیه آزادی بیان اعمال می‌کنند. از بستن نظرات گرفته تا بلاک‌کردن در اینستاگرام و حتی این‌که یک ایمیل هم از خودشان نگذاشته‌اند که احیاناً صدای مخالفان‌شان را بشنوند. حتی اگر این مخالفت در حد یک غلط املایی باشد. مثلا چندی قبل بابت غلط‌های املایی فراوان در یکی از همین وب‌لاگ‌ها که اتفاقاً ادعای بسیاری هم در عالم ادبیات و نوشتن دارد، تذکراتی دادم. اول‌ش که متوسل شد به فرهنگ لغتی خیالی که این املاها از نظر این فرهنگ لغت درست است. اما وقتی گَندش درآمد که متوجه این خالی‌بندی‌ش شده‌ام، دیگر هیچ‌گاه کامنت‌های‌م را تایید نکرد. تو گویی هیچ کس آزاد نیست جز خودشان!

بحث در مورد این قبیل وب‌لاگ‌ها و وب‌لاگ‌نویس‌ها و مطالب‌شان بسیار است که بیان‌ش خارج از حوصله‌ی من و خواننده است. به علاوه خودم هم زیاد مایل به شپش‌گیری نوشته‌های دیگران نیستم وگرنه حتم دارم تا مدت‌ها هیچ مشکلی بابت نوشتن ندارم و مطالب وب‌لاگ تا مدت‌ها تامین می‌شود. شما را نمی‌دانم من که از بسیاری از همین مطالب تصویر برداشته‌ام که اگر خدایی ناکرده وب‌لاگ‌شان با مشکلی مواجه شد من آن‌ها را داشته‌باشم و هر از چندگاهی با نگاهی به آن‌ها همه‌ی غم و غصه‌های‌م را فراموش کنم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Miss_shaqayeq
Miss_shaqayeq
٩٥/٠٣/٢٠
٣
٠
لحن نوشتتون خیلی جالب نبود،میتونستید مودبانه تر و نقادانه تر به این موضوع بپردازید،حتی اگر میخواستید غیر جدی و یه جورایی طنز بنویسید هم بنظر من به عنوان یک خواننده، انگار بیشتر عصبانی و محض تمسخر نوشته بودید تا طنز و تمسخر کردن در هیچ زمینه ای و به هیچ بهانه ای قشنگ نیست.
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٣/٢٠
٣
١
خب براي وبلاگ‌خوانها پر واضحه كه مقصود شما كيه؟ تا يه جايي حرفهاتون منطقي بود. از يه جايي بي منطق شد و البته از موضوع دور شد و يه جايي هم به توهين متوسل شد (شپش نوشته‌ها ديگران) به هر حال هر كسي عقيده‌اي داره... موفق باشيد..و
s_aghagol
s_aghagol
٩٥/٠٣/٢١
٤
١
... اینکه از فمینیست بگید. ولی خودتون هم ازش چیزی ندونید! جالب انگیزناک است. برادر من. اگر نقدی به جزیانی یا موضعی دارید بهتر این است که اول معرفیش کنید! و بعد نقدش کنید. (که البته حرف شما یم درصدش هم نقد نبود!)
n_gharib
n_gharib
٩٥/٠٣/٢١
٢
١
لطفا به عقیده دیگران توهین نکنید با تشکر
Snow_Queen
Snow_Queen
٩٥/٠٣/٢٢
٤
٢
به نظر من وبلاگ یه چیز شخصیه! دوست ندارید نخونید!: ) والاع!
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٣/٢٢
٣
١
درود بر شما
Snow_Queen
Snow_Queen
٩٥/٠٣/٢٣
٠
١
درودم به شرفت عزیزم :* :))
Vr_takallom
Vr_takallom
٩٥/٠٣/٢٢
٣
١
جالب این جاست که علی رغم این همه منتقد، اصلا نقد منطقی مشاهده نمی‎کنم!
Snow_Queen
Snow_Queen
٩٥/٠٣/٢٣
٢
١
شاید اشکال از منطق شماست :)))
سمانه
سمانه
٩٥/٠٩/١١
٠
٠
تا وقتی ادبیات حرف زدنتون انقدر بی ادبانه باشه کسی اصلا به حرفی که می زنید توجه هم نمی کنه تا بخواد واستون نقد منطقی هم بنویسه!اول باید از پروتکل ادب رد شید تا بتونید وارد مرحله دوم،یعنی بحث و تبادل نظر بشید.
سحر
سحر
٩٥/٠٣/٢٣
٠
٢
این نقد نبود طنز بود.واقعا اینقدر پیچیده س؟ یک عده آماده ن برای مخالفت فقط.
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠