تلخ و شیرین خوابگاه و زندگی اش

تلخ و شیرین خوابگاه و زندگی اش

نویسنده : همتا

به خصوص برای خانم ها، همیشه دوررنمای زندگی خوابگاهی کمی دلهره آوراست. البته حق هم دارند. شما وقتی وارد خوابگاه میشوید با آدمهای مختلفی، از شهرهای گوناگون و آداب و رسوم متفاوت مواجه خواهید شد. حتی گاهی تفاوت‌ها از زمین تا آسمان است! ممکن است چیزی که برای شما یکی از مهمترین مسایل زندگیتان باشد، برای هم اتاقی‌تان آنقدر بی اهمیت باشد که حیرت کنید. اما زندگی درخوابگاه دانشجویی مزیتهای زیادی دارد که گاهی به معایب آن می‌چربد.

اولین و مهمترین چیزی که شما در خوابگاه یاد می‌گیرید صبر و سعه صدر است. زندگی کردن با افرادی که تفاوت‌های زیادی با شما وسبک زندگیتان دارند، فوق العاده میزان بردباری شما را افزایش می‌دهد.

اوایل زندگی خوابگاهی شاید از مشاهده رفتار یا شنیدن حرف هم اتاقیتان بدون اغراق آتش بگیرید! چون دقیقا مخالف چیزی است که شما تا آن سن شنیده یا دیده‌اید، اما سکوت می‌کنید چون می‌دانید طرف مقابلتان هم دقیقا چنین احساسی نسبت به شما دارد! گاهی وقت‌ها هم که از چارچوب تعصباتتان خارج می‌شوید می‌بینید دوستتان چندان بیراه هم نگفته است!

شما در زندگی خوابگاهی منظم می‌شوید. چاره‌ای جز منظم بودن ندارید! اینجا دیگر اتاق خودتان نیست که هر چه بخواهید بریزید و بپاشید! اگر قبول ندارید یکبار امتحان کنید.....

خوابگاه‌ها شب‌های امتحان دیدنی می‌شوند! اگر نخواهید درس بخوانید هم نمی توانید! تا خود صبح هر وقت از اتاقت بیرون بیایی چند نفری را درحال کوبیدن جزوه روی سرشان می‌بینی! بعضی‌ها توی سالن پیک نیک راه انداخته‌اند! زیر انداز و فلاسک وکلی خوراکی و چند تایی هم جزوه، توی سالن پهن کرده‌اند و تا خود صبح می‌خوانند.....!!

خاطرات خیلی شیرینی توی خوابگاه رقم می‌خورد. از تولد گرفتن‌ها و غافلگیر کردن‌ها بگیر تا درست کردن غذاهایی که مزه‌اش تا آخر عمر زیر زبان می‌ماند. هر چند گاهی اوقات افتضاح می‌شوند!! از خواب ماندن‌های صبح بگیر تا دیر خوابیدن‌های آخر شب؛ سفره‌های نهار و شامی که جمع کردنش هر بار گردن یکی می‌افتد.

سالن‌های مطالعه که همیشه شوفاژهایشان درب و داغان شده و منجمدتان میکند....و یادگاری‌های دانشجوهای دوره قبل:«خدایا کی این بیوشیمی تموم میشه؟؟»....«حسین کاج دوره4 رادیولوژی»!!!....«خدایا به امید تو».....« آخخ جووووووون فردا آخریشههههه!!!!»

زندگی خوابگاهی سختی های خودش را دارد. مهمترینش دوری از خانواده است.... اما گاهی اوقات خیلی خوب است...چون شما را مقاوم، منظم، صبور و در یک کلام پخته می‌کند. به شما می آموزد که با آدم‌های مختلف باید چطور رفتار کنید.

قصدم این نیست که بگویم حتما خوابگاه را تجربه کنید! اما اگر یک وقتی مثل من زندگی خوابگاهی نصیبتان شد وحشت نکنید!! با تمام سختی‌هایش، توی خوابگاه به شما خوش می‌گذرد. به شرطی که نازک نارنجی نباشید!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
mahshid
mahshid
٩١/١١/٢٤
٠
١
اول...باحال بود امیدوارم بتونم تجربش کنم
smt_200
smt_200
٩١/١١/٢٤
٠
١
آخر...
smt_200
smt_200
٩١/١١/٢٤
١
٠
یاد دوران جوانی یاد باد... چقد دعوا داشتیم سر مسائل جزی(شستن ظرفها ، درست کردن چای و ...) چمع کردن سفره هم که خودش ماجرایی داشت همیشه... هر کس از همه آخرتر غذاشو تموم میکرد مجبور بود سفره رو جمع کنه.. حالا تصور کن لقمه های آخر غذا چه وضعی پیش میومد.. یادش بخیر.. چقد بگو بخند داشتیم..همه اش خاطره شده. دلم هوایی خوابگاه شد... کی گفته خوابگاه نشینی بده که خیلی هم خوبه و تجربه زندگی کردن به آدم میده. من الان که هر دو تاش رو تجربه کردم میگم که تجربه خوابگاه خیلی زیاد به تحمل و درک بهتر شرایط زندگی واقعی با همسر کمک میکنه همیشه شاد باشید. ممنون از این کامنت خاطره انگیزت به امید امیدواری
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/٢٤
٠
١
عآیا ظرف هم می شستیتد شما؟؟؟؟؟؟ حتام سفره رو هم با یا الله یا الله جم می کردین؟؟؟؟!!!!!!! :))))))))))))))))))
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١١/٢٤
١
١
به مستقل شدنش می ارزه!
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/٢٤
٠
١
فقط اینش خوبه به نظر من پاییز بانو جون.....
maryam
maryam
٩١/١١/٢٤
١
١
چراخب مهمترين سختي زندگي خوابگاهي كه دوري از من هست رو نگفتي يه اشاره هايي كردي ولي..بازم مي پذيريم امافاطم جان بايد عادت كنيد دوروز ديگه كه من ازدواج كردمو رفتم يك كشور ديگه اونوقت مي خواي چي كار بكني!
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/٢٤
٠
١
:)))))))) داداش مجلسیه از خارجه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ :)))))))))
maryam
maryam
٩١/١١/٢٤
٠
١
ايشالاكه اره :)))))))))))
hamta
hamta
٩١/١١/٢٥
١
٠
اتفاقا ندیدن تو یکی از مزایاشه!!!!!!خخخخخخخخخخخ شوخی کردم جدا دلم براتون یه ذره میشه.....
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١١/٢٤
١
٠
من که تجربه ای نداشتم.........
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/٢٤
١
٠
برای من که خیلی سخته فک کنم تو خوابگاه باشم ..... تجربه اشو نداشتم..... زندگی کردن با کسایی که خیای اخلاقشون باهات فرق می کنه مخصوصا اگه یه کم زودرنج و حسسسسسسسسسسساس باشی...... !!!!!!! :))))
hamta
hamta
٩١/١١/٢٥
٠
٠
اوایل پاره ولی بعد کم کم خیلی باحال میشه !!! تصور کن مثلا ما هفته بعد از ساعت ده تا یازده شب کلاس داریم تو خوابگاه!!!! اگه تو شهر خودت باشی نمیتونی اینا رو تجربه کنی....
z-sadeghzade
z-sadeghzade
٩١/١١/٢٤
١
٠
منم خوابگاهی بودم ترم اولش خیلی سخت بود ولی ازترم2عالی بود احساس استقلال میکنی واقعا باتمام وجود حس میکنی بزرگ شدی بخصوص وقتی مجبور میشی نصف شب همراه یکی ازدوستات بری بیمارستان!
hamta
hamta
٩١/١١/٢٥
٠
١
استقلالو هستم واقعا.....
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١١/٢٤
١
٠
سخت تر از دوران سربازی ک نیس
hamta
hamta
٩١/١١/٢٥
١
٠
نه نیست ..... سربازی کلا فلسفه اش سختی کشیدنه....
شاهدخت
شاهدخت
٩١/١١/٢٤
٠
١
اخ گفتی مخصوصا اگه هم اتاقی هات آدمای مسخره ای باشن خیییلی بده.
hamta
hamta
٩١/١١/٢٥
٠
١
درکت میکنم......
دانشجوی بزشکی
دانشجوی بزشکی
٩٣/٠٤/١٣
١
٠
امیدوارم کسی تجربه اش نکنه حای مزخرفتونو
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠