توبه یا رب/ شعر
شعری سروده خودم

توبه یا رب/ شعر

نویسنده : سلیمان حسنی

نمودم گر که غیبت٬ توبه یا رب

زِ بدگویی و تهمت٬ توبه یا رب

شکستم گر دلی را٬ بینِ مردم

ندارم گر محبت٬ توبه یا رب

ندیدم رحمتت را هر چه دادی 

از این کفرانِ نعمت٬ توبه یا رب

نه شاکر بوده‌ام در شادمانی 

نه صابر در مصیبت٬ توبه یا رب

سُرور و دلخوشی‌ها سهمِ‌ من‌ بود 

زِ تو هر درد و محنت٬ توبه یا رب

بخواهد از تو حامی عاجزانه 

زبانی با صداقت، توبه یا رب

به لطفت کن عطا در زندگانی 

دلِ خوش با سلامت٬ توبه یا رب

چنان کن تا به دنیا در دلِ کس 

نباشد آه و حسرت٬ توبه یا رب

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
z_amini
z_amini
٩٥/٠٣/١٨
٠
٠
عالی :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٣/١٨
٠
٠
سلام:خیلی ممنونم.شادمان باشید
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٣/١٨
٠
٠
من هر دفعه شعرای شما را میخونم کلی کیف میکنم خیلی قشنگند :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٣/١٨
٠
٠
سلام برشما:لطف دارید.ایزدرحمان پناهتان بادوشادمان وسعادتمندباشید.سپاسگزارم
سخی
سخی
٩٥/٠٣/١٨
٠
٠
ان شاءالله. سلامت باشید استاد
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٣/١٨
٠
٠
سلام:پاینده وشادکام باشید.متشکرم
i.forouzan
i.forouzan
٩٥/٠٣/١٨
٠
٠
مرسی آقای حسنی عزیز. بسیار شعر قشنگی بود و در روز اول ماه رمضون خیلی به کار اومد. ایشالا خدا ما رو ببخشه
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٣/١٨
٠
٠
سلام جناب فروزان.سپاسگزارم ازحضور وتشویقتون.درپناه حضرت پروردگار/جانتان لبریزازعطربهار/دلتون سرشارازسرور
M_shoaei63
M_shoaei63
٩٥/٠٣/١٩
٠
٠
بسیار زیبا و قشنگ احسنت.
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٣/١٩
٠
٠
امیدوارم این ماه رمضانی خدا بدی های همه مون رو ببخشه و ما دوباره آدم قبلی نشیم..
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠