فوبیا و ما ادراک فوبیا
#طنزیات #شوخی_شوخی_روانشناسی

فوبیا و ما ادراک فوبیا

نویسنده : PATRICK_S

شايد كما بيش با كلمه ناملموس و نا ميمون «فوبيا» آشنا باشيد. شايد در دايرة‌المعارف‌تان معناي ترس يا ترس شديد بدهد اما آنچه را فراموش مي‌كنيم كه در تعریف‌مان بياوريم غير ارادي بودن آن‌هاست، به طوري كه خودمان مي‌دانيم ترس‌مان بي‌مورد است اما باز هم از آن‌ها مي‌ترسيم.

شايد با انواع معمول فوبيا آشنا باشيد، ترس از حشرات مثل مورچه، ترس ازحيوانات مثل گربه، ترس از محيط مثل فضای بسته آسانسور، ترس از ارتفاع و ترس از آب. اما با بعضي ديگر ناآشنا هستيد و در ادامه به بعضي از فوبياها مي‌پردازيم:

1. بي‌ادبيوفوبيا: ما از بي‌ادب بودن مي‌ترسيم، ترجيح مي‌دهيم حق‌مان از ما گرفته شود، به ما ظلم شود اما بي‌ادب نباشيم، مثال بارز آن صف است. اگر كسي جا بزند ترجيح مي‌دهيم به او چيزي نگوييم، مخصوصا اگر از ما بزرگتر يا قوي‌تر باشد. چون چند دقيقه ارزش اين‌ها را ندارد. بالاخره احترام بزرگترها و ريش سفيدان واجب و تكريم جاهلان نيز هم.

البته اين فوبيا فقط مختص بيرون از ورزشگاه‌هاي فوتبال است، مخصوصا جاهايي كه پررويي و بي‌ادبي به نفع انسان باشد.

2. بوق نزدنو فوبيا: شايد از بي‌ادبوفوبيا نشات گرفته باشد، مثلا هنگام خداحافظي مي‌ترسيم كه با بوق نزدن به فرد بي‌احترامي كرده باشيم اما به دلايل خاصي گونه ديگري محسوب مي‌شود. تصور كنيد پس از يك عروسي كاروان برگشت كننده از عروسي بوق نزنند. شايد غير ممكن به نظر آيد اما در صورت عملي شدن آن در قرن‌هاي آينده صدمات غير قابل جبراني به ملت ما وارد مي‌شود. حتي تصور آن مرا لرزاند، پس چگونه و كي مردم بوق بزنند؟ مگر مي‌شود در اين روز يومن آسايش را از ديگران گرفت و بوق نزد؟ من شب‌ها با بوق عروس‌كشون خوابم مي‌برد و شب‌ها را با دعا براي هرچه سريع‌تر كچل شدن عروس‌شان به پايان مي‌برم پس چگونه نترسم؟

3. كتابوفوبيا: ننگ خر خوان بودن بسيار ترسناك است، حتي برچسب فرد با كلاس و با فرهنگ نيز ترسناك هستند. بنابراين ما معاني با كلاس و با فرهنگ را طي عملياتي موفقيت‌آميز عوض كرديم همان گونه كه امروز خوش لباسي (شايدم بد لباسي) و لهجه نداشتن باكلاسي معرفي شده و با فرهنگ بودن را صفتي براي قشر زحمت‌كش معلم و كادر اداري مراكز علم آموزي  هستند.

4. ترجيح مي‌دهم آن را اول پاراگراف نياورم چون ميترسم ادمين عوضش كند. بگذريم، اين فوبيا روشن كننده وضعيت ورزش فوتبال در ايران است. ما فوتباليست خوب كم داريم براي همين است كه در تيم‌هاي استاني بازيكن خارجي داريم اما در عوض داور خوب زياد داريم. در حقيقت داوران ايراني بي‌نقص داوري مي‌كنند. آن هم به علت شيرسماوروفوبياست. اين نوع فوبيا فقط داوران را مورد تهاجم قرار مي‌دهد كه تماشاگران زمينه‌ساز اين ترس هستند. در حقيقت تماشاگران از اشتباهات بازيكنان خود مي‌گذرند اما از اشتباه داور نه. اگر كسي در اين مرز و بوم دلش به حال وضعيت فوتبال ايران مي‌سوزد بهتر است فرهنگي بسازد كه طرفداران هر تيم براي بازيكنان همان تيم شعار بسازد نه داور بيچاره. نقطه اخلاقي رو داشتين؟

5. پولدارو فوبيا: ما از پولدار بودن مي‌ترسيم، زيرا چهره پولداران به مردم معمول نمي‌ماند، موجوداتي هستند اسكروچ، بدبخت و بيچاره كه يا پدر ديگران را در آورده‌اند يا اختلاس كرده‌اند تا پولدار شده‌اند، فرزندشان در منجلاب فساد و بي‌بندباري خر غلت مي‌زنند و مايه ننگ ايران زمين و خيلي هم مخفف؛ «ب.ز»طور.

6. تمام فوبياهاي ياد شده به صورت مستقيم يا خيلي مستقيم به اين فوبيا ربط دارند خوش‌بختي‌‌وفوبيا : نه توضيج نميدم "لعلكم تتفكرون"

اين ليست ادامه دارد شايد چندتاي ديگرش ترس از فكر كردن، ترس از بيان نظر، ترس از مسخره شدن، ترس از بچه مثبت بودن باشد ولي چيزي كه توي اين ليست برايم عجيب است بالاسروفوبيا ست. طبق اصلي در جهان همه ما موظف به انجام كارهايي در زندگي‌مان هستيم كه ميلي به انجام آن‌ها نداريم اما علت انجام آن‌ها وجود ناظر (بالاسر) است. به ترس از شخص ناظر، بالاسريوفوبيا مي‌گويند كه با مجذور فاصله از ناظر رابطه عكس دارد يعني هرچه فاصله كمتر ترس بيشتر، مثلا الگو ترس براي دانش‌آموزي كه تمايل ندارد درس بخواند به اين شكل مي‌باشد.

پدر و مادر< معلم و مراقب امتحان<  مدير مدرسه< رئيس آموزش پرورش< گشت ارشاد

همانطور كه ملاحظه فرموديد آمريكا هيچ غلتي نمي‌تواند بكند. اما نكته عجيبي كه در اين فوبيا مي‌بينم اين است كه چرا ما از خدايي كه از خودمان به خودمان نزديك‌تر است نمي‌ترسيم و در كارهاي‌مان سستي و غفلت مي‌كنيم؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/١٩
٠
٠
اون مورد یک رو خیلی تجربه کردم آزار دهنده ترینه
PATRICK_S
PATRICK_S
٩٥/٠٣/٢٠
٠
٠
ميشه يكم بيشتر توضيح بدي كدوم مورد؟
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٣/٢٠
٠
٠
توی صف واستی بعد یکی جا بزنه و تو چیزی نگی
PATRICK_S
PATRICK_S
٩٥/٠٣/٢٠
٠
٠
ممنون از نظرتون
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٣/٢٥
٠
٠
گربه وفوبیا 😰😰
PATRICK_S
PATRICK_S
٩٥/٠٤/١٣
٠
٠
زنبورو فوبيا
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٥/٠٨
٠
٠
مورد 5 رو داریم ایا ؟
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤