خنده آتوسا، گریه حضار
«خنده‌های آتوسا»؛ فیلمی برای ندیدن

خنده آتوسا، گریه حضار

نویسنده : نیلوفر نیک بنیاد

در میان خوشحالی‌های ناشی از کنسل شدن کلاس‌های پایان ترم، گفتیم برویم و خودمان را به یک فیلم هیجان‌انگیز ایرانی(!) مهمان کنیم. جلوی در سینما داشتیم سانس‌های اکران فیلم‌های مختلف را نگاه می‌کردیم که دخترخانمی هم‌سن و سال خودمان گفت «بیاید بریم خنده‌های آتوسا. 5 دقیقه دیگه شروع میشه. میگن این فیلم فقط تو 4 روز ساخته شده!» ما هم جو زده دونگ‌های‌مان را گذاشتیم روی هم، بلیت خریدیم و وارد سالن شدیم. اما خوش‌حالی‌های‌مان زیاد هم دوام نیاورد. چون:

1- مخاطب قطار ندیده: درست است که این فیلم فقط در یک لوکیشن (داخل قطار) ساخته شده و شاید این موضوع از نقاط قوتش باشد، اما حداقل حالا که تنوع لوکیشن نداریم، همین یکی را با کیفیت بهتری اجرا کنیم. سازندگان فیلم مخاطب خود را کاملا قطار ندیده فرض کرده‌اند و تصویری که از سفر با قطار به مخاطب نشان می‌دهند کاملا دور از تصویر واقعی آن است. وگرنه هرکس یک بار- فقط یک بار- با قطار سفر کرده باشد می‌داند که به جز 7-8 شخصیت موجود در یکی دو کوپه، آدم‌های دیگری هم در قطار هستند که معمولا در راهرو راه می‌روند، ممکن است در رستوران چیزی بخورند، به دستشویی بروند، با پزشک و مامور واگن کاری داشته باشند و ... قطار که دربست برای چند نفر خاص نیست. هست؟!

2- بیخود و بی‌جهت: در خنده‌های آتوسا، آدم‌های بی‌خود و بی‌جهت زیادی حضور دارند. مجموعا 11 شخصیت در طول فیلم دیده می‌شود که به یقین می‌توان گفت حضور یا عدم حضور نیمی از آن‌ها هیچ تاثیری در پیش‌برد داستان فیلم ندارد. چخوف جمله معروفی دارد با این مضمون که تنها وقتی می‌توانیم تفنگی را وارد داستان کنیم که لازم باشد یک جایی با آن شلیک کنیم. تکلیف یک تفنگ اینطوری است، چه برسد به تکلیف شخصیت‌های اضافی بی‌ربط به ماجرا، آن هم با دیالوگ‌ها و شخصیت‌پردازی‌های ضعیف. (جهت درک ربط داشتن شخصیت‌های زیاد به روند فیلم شما را ارجاع می‌دهم به فیلم‌نامه‌های مصطفی کیایی از جمله عصر یخبندان، خط ویژه و...)

3- هرجا ستاره باشد، نور نیست: باید این را بپذیریم که هر فیلمی که ستاره‌ای در آن بازی کند، حتما فیلم خوبی نیست. خوب بودن یک فیلم به عوامل دیگری به جز حضور ستاره‌ها هم ربط دارد. حضور کمرنگ فروتن در خنده‌های آتوسا هم مشمول همین قاعده می‌شود، پزشک داخل قطار که نقش آدم خوبه را بازی می‌کند و گاهی برای دادن پیام‌های اخلاقی و آرام کردن آدم‌ها از او کمک گرفته می‌شود. ضمن این‌که قطع‌شده نشان دادن دست فروتن (در حالی که برآمدگی دستش به وضوح از زیر پیراهنش دیده می‌شود) آدم را به یاد گریم کیمیا و عینک و ماجراهای مشابه می‌اندازد!

4- مدهای سینمایی: یکی دیگر از چیزهایی که کم‌کم داریم به دیدنش در سینمای ایران عادت می‌کنیم، تاریکی است. منظورم دقیقا خود تاریکی است (نه سیاهی‌های زندگی). نمی‌دانم چرا صحنه‌های تاریک که مخاطب مجبور بشود برای دیدن شخصیت‌های فیلم چشم‌هایش را ریز کند، دارد به یکی از مدهای سینمایی مثل داد و بیداد، بدبختی، پایان باز و... تبدیل می‌شود.

5- یک پایان بد، یا یک بد بی‌پایان: شاید بعضی‌ها معتقد باشند که پایان داشتن یک فیلم از پایان نداشتنش بهتر است. اما آیا این جمله شامل هر پایانی می‌شود؟ این‌که مخاطب یک ساعت و ده دقیقه از وقتش را صرف دیدن صحنه‌های تکراری و حوصله‌سر بر کند و در ده دقیقه پایانی همه شخصیت‌های فیلم یا کشته شوند یا دستگیر شوند و یا به راه راست هدایت بشوند، واقعا پایان مناسبی برای یک فیلم است!؟

در پایان می‌شود اینطور نتیجه گرفت که بهتر است خوشحالی‌های کنسل شدن کلاس‌هایتان را با کار دیگری پر کنید. چرا که حتی چهار روزه ساخته شدن یک فیلم هم نمی‌تواند دلیل خوبی برای دیدنش باشد و ممکن است بعد از دیدن آن فیلم پیش خودتان بگویید : «این که چهار ساعت هم زیادیش بود!»

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٣/١٣
١
٠
نقد هاتونو دوست دارم ، این یکی هم عالی بود ... ممنون :)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
ممنون از شما که نقد هامو میخونین :)
sahari_m
sahari_m
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
پس فیلم خوبی نبوده ...
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
نه دیگه :))
h_jeem
h_jeem
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
سلام شما خودتون رو به يك فراستى نشون بديد:))))) فيلمشو نديدم اما با اين مطلب اميدوارم كلا نبينم:))))
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
من میخوام فراستیه بشم. از نوع مونث:))
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/١٥
١
٠
یاد این جمله فراستی افتادم..اینها بازیگر نیستن..کاغذن..کل فیلم فقط کاغذ متحرک بود
z_amini
z_amini
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
عجب! واقعا خیلی از فیلما رو دیدن وقت تلف کردنه. خسته نباشید :)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
و همینطور پول حروم کردن.
s_aghagol
s_aghagol
٩٥/٠٣/١٣
١
٠
از فیلمی که همه افتخارش اینه که در چهار روز تهیه شده جز این انتظار دیگری نمی باید داشت! قبلتر فکر می کردم فقط فیلم های مستند حیات وحش را می تواند دز چهار روز ساخت!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٣/١٣
٢
٠
من واقعا حیات وحش رو ترجیح میدم. لااقل حیوون هایی که نشون میده هر کدوم ماجرای خودشونو دارن و تکلیفشون مشخصه و بیخود تو بیشه ول نمیگردن.
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
تکلیف ما با اغلب فیلم های ایرانی مشخصه. این مشکلاتی که عنوان کردی گریبان گیر اغلب فیلم ها هست. مرسی که اینقد رک و راست نقد میکنی و الکی نکته ی مثبت برای یه فیلم بی خود نمیتراشی! البته اینم بگم با اون بخشی از حرفت که گفتی فیلم های کیایی شخصیت پردازی هاش خوبه و اینا یکم مخالفم که حالا اینجا جاش نیست:)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
اگه نکته مثبتی توش باشه میگم حتما. ولی خب بعضی فیلم ها واقعا نکته مثبتی ندارن. راستی شخصیت پردازی کاملا مجزاست از چیزی که اینجا منظورم بود. «ارتباط شخصیت های فیلم نامه با هم». یعنی چطوری ده تا شخصیت بیاریم تو فیلم و همشون هم به فیلم ربط درست و حسابی داشته باشند (حتی اگر شخصیت پردازیشون خوب نبوده باشه). فکر میکنم فیلمنامه های کیایی این ویژگی رو دارند :)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٣/١٥
٠
٠
بله از این نظر که گفتی درسته موافقم. البته اینم میتونیم جزئی از شخصیت پردازی حساب کنیم
meechkaa
meechkaa
٩٥/٠٣/١٣
١
١
متاسفانه قصه بی محتوا گریبان گیر نه فقط سینما بلکه خیلی از فیلم های تلویزیون هم شده .. انگار نویسنده یه شب خوابیده یه خوابی دیگه صب خواب پریشان شو تبدیل به یه فیلم نامه می کنه و روز بعد هم بازیگرا سر صحنه حضور دارن برا برداشت .. چنان سریع همه چی به برداشت میرسه که مایکروفر هم حتی تو کَفِش می مونه، حالا این که پروسه برداشت این قدر زود تموم میشه به نظرم حتی قابل ثبت تو گینسه .. !! .. یا یه چیزی که خیلی بیشتر از این مورد میشه تو فیلما دید قاتی کردن چنتا قصه فوق تکراری هس؛ یعنی دو سه تا از قصه های تکراری که پدره نمی دونسته دختری داره و مادره رو میذاره میره یا یکی یکی رو هل میده طرف میفته میمیره رو قاتی پاتی می کنن بعد ته فیلم هم معلوم نمیشه چی میشه و فیلم به کجا رسید که تموم شد .. !! .. من خودم خیلی وقته که از سینما ناامید شدمو خیلی نمیرم، تلویزیون هم که شده یه مشت شبکه که یا ازشون فیلمای کره ای پخش میشه یا سریالای ایرانی تکراری .. به نظرم باید برای این وضع کاری کرد تا بیشتر از این وضع خراب نشده ..
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٣/١٥
٠
٠
باید یه کاری کرد.یعنی اونایی ک دستشون میرسه باید یه کاری بکنن... البته این بی محتوایی داره گریبان ادبیات داستانی و شعر مملکتمونم میگیره.کافیه یه نگاهی به کتابهای چاپ یک سال اخیر بندازیم فقط
نجمه عرفانیان
نجمه عرفانیان
٩٥/٠٣/١٣
٠
٠
اسم دوست من آتوساست و هی گیر میداد بریم این فیلمو ببینیم.از آخر خودش تنهایی رفت!وخوشحالم که همراهیش نکردم چون خودشم خیلی ازفیلم خوشش نیومده بود.لینک مطلب رو واسش میفرستم.ممنون:)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٣/١٥
٠
٠
طفلک دوستتون.کاش لااقل اسمش "ابد" بود که مثلا میرفتید ابد و یک روز(هرچند خودم هنوز ندیدمش.ولی فکر کنم ازین بهتر باشه) :))
مریم
مریم
٩٥/٠٣/١٤
٠
٠
مثل همیشه نوشته هاتون عالی بود،واقعا بلاتلکیفیه اعضای سینمای ایران مشخصه... مشخص هم نیست تا کی قراره ادامه پیدا کنه،کاش خلاقیت تبلیغات رو توی داستان ها به کار میبردن. ممنون.
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٣/١٥
٠
٠
آخه متاسفانه تبلیغاتمون هم داره به قول دوستان "کاپی" میشه فقط. یه کپی کاملا تابلو از شبکه های خارجی.البته اگه منظورتون تبلبغات بازرگانی باشه.وگرنه تبلیغات خود فیلم هارو ک اصلا نمیبینیم.مگر باز هم از شبکه های خارجی!
f.haghighat
f.haghighat
٩٥/٠٣/١٤
٠
١
فراستی یک خیلی با سواد خیلی بیش از حد مغرضه... امیدوارم مثل اون نشید یه وخ!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٣/١٥
٠
١
نه خب من که کارم نقد فیلم نیست.تخصصش رو هم ندارم.فقط نظرمو در مورد فیلمی ک دیدم،نوشتم:)
f.haghighat
f.haghighat
٩٥/٠٣/١٥
٠
٠
پس بهتره به کار خودتون بپردازید :).
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٣/١٦
١
١
آزادی بیان یکی از مواد قانون اساسیه.همونطور که شما الان دارین نظرتون رو زیر مطلب من مینویسین منم آزادم نظرم رو در مورد چیزی ک دوست دارم یا دوست ندارم بنویسم.
پپر
پپر
٩٥/٠٣/١٥
٠
٠
احتمالا صحنه های تاریک مد شده چون چیز خاصی برای نشون دادن ندارن
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٣/١٥
٠
٠
خب به جاش دوربینو بذارن رو نحوه رشد کردن یه گل برن پی زندگیشون.ما هم به جای سیاهی لااقل راز بقا و محیط زیست و اینا میبینیم خب!
سمیرا
سمیرا
٩٥/٠٣/١٥
٠
٠
بسیار عالی
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٣/١٦
٠
٠
تشکر:)
nooshin_tamimi
nooshin_tamimi
٩٥/٠٣/١٥
٠
٠
خسته نباشید.مفید بود دیگه نمیرم الکی پول بلیط بدم خخخ
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٣/١٦
٠
٠
خواهش میکنم:)
Vania
Vania
٩٥/٠٣/١٦
٣
٠
ابد و یک رروز رو ندیدین بیاین بگین من ببینم برم تماشا یا نه؟:دی.. ممنون از نقدتون.کلا فیلم های الان انگار یا شده سیاه نمایی یا اگه طنزه بیشتر لودگی و مسخره بازی..من معمولا نمی رم سینما مگه تعریف فیلمی رو خیلی بشنوم.تازه همونم با ترس و لرز میرم:دی
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٣/١٦
٠
٠
نه هنوز ندیدم راستش. ولی خیلی تعریف میکنن. به نظرم در صورت شک داشتن بهتره صبر کنیم بیاد تو نمایش خانگی بعد سی دی شو بخریم:))
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٣/١٦
٠
٠
نه هنوز ندیدم راستش. ولی خیلی تعریف میکنن. به نظرم در صورت شک داشتن بهتره صبر کنیم بیاد تو نمایش خانگی بعد سی دی شو بخریم:))
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٣/١٦
٠
٠
نه هنوز ندیدم راستش. ولی خیلی تعریف میکنن. به نظرم در صورت شک داشتن بهتره صبر کنیم بیاد تو نمایش خانگی بعد سی دی شو بخریم:))
Vania
Vania
٩٥/٠٣/١٧
٠
٠
راضی به زحمت نبودیم ها! یه بارم می گفتی ما قبولت داشتیم:دی
Same old angry student :D
Same old angry student :D
٩٥/٠٣/١٦
١
٠
این فیلمه هس، بعد اون وقت یه فیلمیم هس مثل boyhood که توی 12 سال میسازنش :| بعد میان میگن چرا ملت جذب رسانه غربی میشن :|
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٣/١٧
٠
٠
واقعا!!!
ملیکا
ملیکا
٩٥/٠٣/١٦
٠
٠
سلام گل من بخوام بقیه ی مطالبت رو بخونم کدوم قسمت برم چون یادداشت های جیم رو پاک میکنی در وبلاگ
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٥/٠٣/١٧
٠
٠
روی اسم و عکسم که کلیک کنین همین جا،میره توی صفحه کاربریم.اونجا فهرست همه یادداشت هام هست:)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤