وقت، وقت رمضان است. اين روزها آماده مي‌شويم براي رمضان. ماه پر برکتی که در راه داریم.

از چند روز قبل من و همکارم داريم خود را آماده مي‌کنيم. هرکدام روش خاص خود را داریم و با این‌که هدف هر دوی ما یکی ست ولي روش رویارویی با هدف کاملاً متفاوت است.

من با پرخوری شروع کرده‌ام و انواع غذاهاي تقويتي، آب و مايعات را اين روزها مي‌خورم، تا ذخيره غذايي لازم را داشته باشم.

برعکس همکارم، کمتر مي‌خورد، آب با برنامه‌ریزی و در حد نياز و مايعات ديگر را کلاً حذف کرده. به جاي ذخیره‌سازی غذايي تقويت قوا جسماني را مي‌آزمايد.

جوجه را آخر رمضان خواهيم شمرد. اطمينان دارم هر دوی ما موفق خواهيم شد.

حال، ملاک عمل عبور درست است؟ يا هیچ‌کدام از اين‌ها و دستي را گرفتن است؟ و شايدم چيز ديگري؟

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
nooshin_tamimi
nooshin_tamimi
٩٥/٠٣/١٧
١
٠
ایشالا که شما موفق بشین...
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٥/٠٣/١٧
٠
٠
سلام ... فکر مي‌کنيد بشه؟
z_amini
z_amini
٩٥/٠٣/١٨
٠
٠
با امادە سازی بدن مخالف نیستم.البتە روش کم خوردن رو بیشتر میپسندم.ولی یادمون نرە ماە رمضان زمان تمرین کنترل نفس هست نه کنترل خوردن.
یاسون هستم :)
یاسون هستم :)
٩٥/٠٣/١٨
٠
٠
به نظرم کم ترین چیزی که توی ماه رمضون باید بهش توجه کنیم، همین قضیه ی روزه ی ظاهری هست... ینی اونقدر چیزای دیگه ای برای بدست آواردن وجود داره که اصلا فرصتی نیس که آدم بخواد به خورد و خوراکش توجه کنه :) ... انشاءلله که شمام جزو اون دسته ای باشید که آخر ماه مبارک، کلی سود کرده باشید.
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠٣/١٩
٠
٠
به نظرم کسی که تقوا رو بذاره تو برنامه کاری ماه رمضانش موفق تره:)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠