آقای رحمتی لطفا فقط دروازه بانی ات را بکن
در مورد فینال جام حذفی و حاشیه‌های اخیر مهدی رحمتی

آقای رحمتی لطفا فقط دروازه بانی ات را بکن

نویسنده : وبگردی

مهدی رحمتی با همه بازیکنان این چند ساله استقلال تفاوت داشت. او تنها بازیکنی بود که بعد از سال ها می توانست محبوبیتش را به جایی برساند که تنه به محبوبیت فرهاد مجیدی و علیرضا منصوریان بزند. او که هواداران استقلال اعتقاد دارند حقش در تیم ملی خورده شده ، برای مظلومیتی که در ته دل شان برایش متصور می شوند ، از ابتدای سال قبل که در مقام کاپیتان و ناجی به تیم برگشت ، توانست لحظه به لحظه محبوبیتش را افزایش دهد تا جایی که در میانه فصل وقتی داشت به برنامه 90 می رفت ، عادل فردوسی پور گمان می برد با آوردن مهدی به برنامه اش می تواند محبوبیت او را خرج برنامه اش کند و این ذهنیت ضد استقلالی بودن 90 را بشکند.

مهدی با چند سیو عالی در هر بازی و نقش داشتن در اداره تیمی که صدر جدول بود ، هر لحظه محبوب تر می شد. ولی تیم که افتاد ، او هم افتاد. او البته در ته صف بود. نقش ناجی را برای تیم بازی می کرد و سعی می کرد از این محبوبیتش به نفع خودش عالی استفاده کند. این تک روی اما همیشه هم خوب جواب نمی دهد و مشاورانی که مدام مهدی را به سوی تک روی می خواندند ، باعث شدند تا او یکی از معروف ترین اشتباهاتش را انجام دهد. در دربی استقلال خیلی بد بود ، خیلی بد. همه با هم بد بودند و مهدی هم یکی مثل بقیه اما بعد از بازی او تنها از طرف خودش از هواداران عذر خواست ، درحالی که باید در مقام کاپیتان ، این کار را از سوی تمام تیم انجام می داد. اتفاقی که مهدی را در بین هم تیمی هایش هم انگشت نما کرد و بچه ها از او به دل گرفتند.

مهدی بی شک بهترین دروازه بان ایران است که در طول فصل کمک زیادی به استقلال کرده اما در این هفته های پایانی او سه اشتباه اثرگذار داشت. در روز دربی روی 4 گلی که خوردند و با دعوایی که در پایان نیمه اول راه انداخت ، در به هم ریختن تمرکز تیمی شان اثرگذار بود. درست مثل اشتباهاتش در بازی با تراکتورسازی که روند مسابقه را فدای اعصاب خوردی هایی کرد که از مربی سابق تیم به دل داشت. در هفته های بعد از پایان لیگ هم شرایط او به سمتی رفت که حالا پیشکسوتان تیم ، مدام بگویند یک بازیکن نباید این قدر در مسائل فنی دخالت کند. مهدی که در هفته های پایانی اعتراض هایی به همبازی هایش داشته ، مدافعان شان را حسابی نواخته و در بازی فینال جام حذفی هم لب خوانی حرف هایش مشخص کرده به مظلومی انتقاد کرده که چرا به یک بچه پنالتی داده تا بزند ، حالا متهم شده به دخالت فراتر از حد یک کاپیتان در تیم . البته نه از جنس دخالت های بازیکنی مثل محرم نویدکیا که با ماموریت رسمی از سوی مدیرعامل یا هیات مدیره باشد. این شائبه ایجاد شده از سوی مظلومی که بزرگتر تیمش تا چهار صبح در خانه فرهاد مجیدی به او التماس می کرده که به استقلال بیاید ، انشالله طعنه ای به مهدی نبوده است اما هرچه هست ، این عصبانیت های بی مورد مهدی در کنار زمین ، این اعتراض های متوالی اش در روزهای گذشته به زمین و زمان و این شائبه ها درباره تلاش بیش از حدی که گذاشته تا برای بستن تیم سال بعد به باشگاه کمک کند و از تمام رفاقت هایش استفاده می کند تا اگر می تواند توصیه ای کند و بچه هایی که برای آمدن به استقلال دودل هستند ، را متقاعد به آمدن کند ، شاید مهدی را از مسئولیت اصلی اش بازداشته. باز داشته که در ضربات پنالتی نمی توانست تمرکز کند و در کاری که تخصص داشت ، با همه ادعیه و قنوت هایش ، نتوانست حتی یک سیو داشته باشد. مهدی بارها نشان داده مرد استرس های زیاد نیست. پسری که با یک حرف مثل اینکه گلر زیر تیر است ، تمرکزش چنان به هم ریخت حتی تیم ملی را از دست بدهد ، باید یادش باشد ، اگر روی بازی اش تمرکز کند ، این قدر خوب است که محبوب ترین باشد.

با این شناخت ، اگر کسی مهدی را دوست داشته باشد ، حتما به او می گوید؛مهدی جان ، برادر رحمتی لطفا فقط دروازه بانی ات را بکن

منبع:

فرهاد عشوندی - خبرآنلاین

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
اون قسمتی که نوشته باید تمرکزش رو بزاره برای کار اصلی که باید انجام بده قبول دارم. اما منه هوادار هم وقتی یکی پنالتی رو خراب کنه از پشت تلوزییون ایراد می گیرم ازش، یکی 80 دقیقه تو زمین باشه ،چهار تا موقعیت گل رو خراب کنه صدام درمیاد ، اون بنده خدا یکی از اعضای تیمه چطور میشه گفت : " تو سرت تو کار خودت باشه ؟ " سخته!
marjan_mi
marjan_mi
٩٥/٠٣/١٢
٠
٠
:)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣